Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
knock one's block off
<idiom>
U
خیلی سخت به کسی صدمه زدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
she has a well poised head
U
وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
paint oneself into a corner
<idiom>
U
گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
i am very keen on going there
U
من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
go great guns
<idiom>
U
موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
microfilms
U
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilm
U
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed
U
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming
U
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
sottovoce
U
صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
very low frequency
U
فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
rattling
U
خیلی تند خیلی خوب
ponderous
U
خیلی سنگین خیلی کودن
hardship
U
صدمه
displeasure
U
صدمه
scathe
U
صدمه
harming
U
صدمه
harmed
U
صدمه
harm
U
صدمه
hurtless
U
بی صدمه
injury
U
صدمه
hurts
U
صدمه
torts
U
صدمه
shock
U
صدمه
shocks
U
صدمه
casualties
U
صدمه
casualty
U
صدمه
scot free
U
بی صدمه
scot-free
U
بی صدمه
shocked
U
صدمه
hurt
U
صدمه
hurting
U
صدمه
tort
U
صدمه
concussion
U
صدمه
hardships
U
صدمه
injuriousness
U
صدمه
indemnity
U
صدمه
maim
U
صدمه
maims
U
صدمه
maiming
U
صدمه
indemnities
U
صدمه
blow
U
صدمه
harms
U
صدمه
harmfulness
U
صدمه
maimed
U
صدمه
blows
U
صدمه
safest
U
صدمه نخورده
offend
U
صدمه زدن
shocks
U
صدمه ضربت
hurtfulness
U
مضرت صدمه
concussion
U
تصادم صدمه
safes
U
صدمه نخورده
offends
U
صدمه زدن
safer
U
صدمه نخورده
shock
U
صدمه ضربت
safe
U
صدمه نخورده
shocked
U
صدمه ضربت
intact
U
صدمه ندیده
endamage
U
صدمه زدن
lay hands on someone
<idiom>
U
صدمه زدن
harms
U
صدمه زدن
harming
U
صدمه زدن
harmed
U
صدمه زدن
harm
U
صدمه زدن
mauling
U
صدمه زدن
mauls
U
صدمه زدن
hurts
U
صدمه اذیت
hurting
U
صدمه اذیت
maul
U
صدمه زدن
offended
U
صدمه زدن
occupational hazard
U
صدمه شغلی
mauled
U
صدمه زدن
occupational hazards
U
صدمه شغلی
disservice
U
صدمه بدخدمتی
hurt
U
صدمه اذیت
harmlessly
U
بدون صدمه
damnify
U
صدمه زدن
damage
U
صدمه دیدن
bodily harm
U
صدمه جسمانی
scathe
U
صدمه زدن
concuss
U
صدمه زدن
unscathed
U
صدمه ندیده
emergency
U
خیلی خیلی فوری
emergencies
U
خیلی خیلی فوری
mar
U
صدمه زدن اسیب
damage
U
صدمه دیدن ازون
conserving
U
از صدمه محفوظ داشتن
conserved
U
از صدمه محفوظ داشتن
conserve
U
از صدمه محفوظ داشتن
injured parties
U
طرف صدمه دیده
marred
U
صدمه زدن اسیب
conserves
U
از صدمه محفوظ داشتن
marring
U
صدمه زدن اسیب
injured party
U
طرف صدمه دیده
nip
U
صدمه زدن دردناک بودن
nips
U
صدمه زدن دردناک بودن
miscarries
U
صدمه دیدن اشتباه کردن
let (someone) have it
<idiom>
U
شخصی را به سختی صدمه زدن
miscarrying
U
صدمه دیدن اشتباه کردن
miscarry
U
صدمه دیدن اشتباه کردن
indemnify
U
صدمه زدن به غرامت دادن
nipped
U
صدمه زدن دردناک بودن
damaged in transit
U
صدمه دیده هنگام ترانزیت
injures
U
اذیت کردن صدمه زدن
injuring
U
اذیت کردن صدمه زدن
damage
U
صدمه
[شوخی]
[اصطلاح روزمره]
injure
U
اذیت کردن صدمه زدن
malignant
U
زیان اور صدمه رسان
constructive total loss
U
صدمه کلی خسارت بنیانی
jim dandy
U
ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
hurts
U
اذیت کردن صدمه زدن اسیب
hurt
U
اذیت کردن صدمه زدن اسیب
hurting
U
اذیت کردن صدمه زدن اسیب
get back at
<idiom>
U
صدمه زدن شخص ،برگشتن به چیزی
concussion
U
صدمه وتکان مغز که منجر به بیهوشی میشود
reconstitute
U
برگرداندن فایل به وضعیت قبلی , ذخیره سازی فایل پس از خرابی یا صدمه
reconstituted
U
برگرداندن فایل به وضعیت قبلی , ذخیره سازی فایل پس از خرابی یا صدمه
reconstitutes
U
برگرداندن فایل به وضعیت قبلی , ذخیره سازی فایل پس از خرابی یا صدمه
reconstituting
U
برگرداندن فایل به وضعیت قبلی , ذخیره سازی فایل پس از خرابی یا صدمه
gang up on someone
<idiom>
U
دست به دست هم به کسی صدمه دادن
concussive
U
ضربت زننده صدمه زننده
for long
U
خیلی
far and away
U
خیلی
very little
U
خیلی کم
ten
U
خیلی
dumpiness
U
خیلی
very
U
خیلی
to a large extent
U
خیلی
dammit
U
خیلی
abysmal
<adj.>
U
خیلی بد
highly
U
خیلی
many
U
خیلی
copious
U
خیلی
damn
U
خیلی
villainous
U
خیلی بد
routh
U
خیلی
in large quantities
U
خیلی خیلی
not a few
U
خیلی ها
far
U
زیاد خیلی
by leaps and bounds
U
خیلی تند
far and away
U
خیلی دور
far off
U
خیلی دور
as good as
U
خیلی خوب
dead slow
U
خیلی اهسته
Nothing more, thanks.
خیلی متشکرم.
as stiff as a poker
U
خیلی خشک
at most
U
خیلی باشد
benedicite
U
خیلی خوب
corking
U
خیلی زیبا
before you can say knife
U
خیلی زود
too tough
U
خیلی سفت
very light
U
خیلی سبک
rotundily
U
چاقی خیلی
ritzy
U
خیلی شیک
raff
U
خیلی زیاد
primely
U
خیلی خوب
precisian
U
خیلی دقیق
pixilated
U
خیلی حساس
pianissmo
U
خیلی نرم
overstrung
U
خیلی حساس
oftentimes
U
خیلی اوقات
of vital importance
U
خیلی ضروری
I had an awful time .
U
به من خیلی بد گذشت
much worse
U
خیلی بدتر
much was said
U
خیلی حرفهازده شد
sappy
U
خیلی احساساتی
senseful
U
خیلی حساس
ultraconservative
U
خیلی محتاط
toploftiness
U
خیلی متکبر
to spread like wildfire
U
خیلی زودمنتشرشدن
bone dry
U
خیلی خشک
number one
U
خیلی خوب
thank you very much
U
خیلی متشکرم
swith
U
خیلی عظیم
superrabundant
U
خیلی زیاد
She is very pretentious.
U
خیلی ادعادارد
subminiature
U
خیلی کوچک
span new
U
خیلی تازه
skinless
U
خیلی حساس
He is a loose card .
U
خیلی ول است
(go over with a) fine-toothed comb
<idiom>
U
خیلی بادقت
skin and bones
<idiom>
U
خیلی لاغر
(a) snap
<idiom>
U
خیلی ساده
tickled pink
<idiom>
U
خیلی شادوخوشحال
too bad
<idiom>
U
خیلی بد ،غم انگیز
to pieces
<idiom>
U
خیلی زیاده
in cold blood
<idiom>
U
خیلی خونسرد
in seventh heaven
<idiom>
U
خیلی خوشحال
mad as a hornet
<idiom>
U
خیلی عصبانی
not so hot
<idiom>
U
نه خیلی خوب
hand in glove
U
خیلی نزدیک
hand in glove
U
خیلی صمیمی
hand and glove
U
خیلی نزدیک
hand and glove
U
خیلی صمیمی
iam in bad
U
خیلی محتاجم
immensurable
U
خیلی قدیم
many persons
U
خیلی اشخاص
many people
U
خیلی اشخاص
many people
U
خیلی از مردم
lower most
U
خیلی پست تر
lily white
U
خیلی سفید
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com