Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
ro rub up
U
خمیر کردن پرداخت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
subscribing
U
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed
U
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes
U
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribe
U
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
tempered
U
خمیر کردن
malax
U
خمیر کردن
temper
U
خمیر کردن
kneading
U
خمیر کردن
masticate
U
خمیر کردن
masticated
U
خمیر کردن
impaste
U
خمیر کردن
kneaded
U
خمیر کردن
knead
U
خمیر کردن
tempers
U
خمیر کردن
masticates
U
خمیر کردن
malaxate
U
خمیر کردن
masticating
U
خمیر کردن
levigate
U
خمیر کردن
kneads
U
خمیر کردن
knead clay by hand
U
خمیر کردن
mash
U
خمیر کردن شیفتن
mashed
U
خمیر کردن شیفتن
mashes
U
خمیر کردن شیفتن
mashing
U
خمیر کردن شیفتن
batters
U
خراب کردن خمیر
batter
U
خراب کردن خمیر
launched
U
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launch
U
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launching
U
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launches
U
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
spend
U
پرداخت کردن خرج کردن
spends
U
پرداخت کردن خرج کردن
smooth the paint
U
رنگ کردن و پرداخت کردن
disburse
U
پرداخت کردن
planish
U
پرداخت کردن
disbursed
U
پرداخت کردن
scoured
U
پرداخت کردن
scour
U
پرداخت کردن
pay off
U
پرداخت کردن
paying
U
پرداخت کردن
pay
U
پرداخت کردن
buffer
U
پرداخت کردن
pays
U
پرداخت کردن
scours
U
پرداخت کردن
furbishing
U
پرداخت کردن
polishes
U
پرداخت کردن
disburses
U
پرداخت کردن
tumble
U
پرداخت کردن
tumbled
U
پرداخت کردن
polish
U
پرداخت کردن
disbursing
U
پرداخت کردن
furbish
U
پرداخت کردن
burnish
U
پرداخت کردن
furbishes
U
پرداخت کردن
furbished
U
پرداخت کردن
to finish off
U
پرداخت کردن
tumbles
U
پرداخت کردن
burnishes
U
پرداخت کردن
payment in advance
U
پیش پرداخت کردن
give
U
دادن پرداخت کردن
pay in advance
U
پیش پرداخت کردن
curries
U
پرداخت کردن چرم
curry
U
پرداخت کردن چرم
pay off
U
تسویه کردن پرداخت
smoothing
U
صاف کردن پرداخت
buff
U
با چرم پرداخت کردن
file
U
ساییدن پرداخت کردن
filed
U
ساییدن پرداخت کردن
giving
U
دادن پرداخت کردن
reimburse
U
باز پرداخت کردن
die burnish
U
پرداخت کردن حدیدهای
reimbursed
U
باز پرداخت کردن
reimburses
U
باز پرداخت کردن
to polish off
U
با شتاب پرداخت کردن
pay at sight
U
نقدا" پرداخت کردن
buffs
U
با چرم پرداخت کردن
dabbing
U
پرداخت کردن سنگ
reimbursing
U
باز پرداخت کردن
gives
U
دادن پرداخت کردن
spot
U
کشف کردن اماده پرداخت
advancing
U
ترقی کردن پیش پرداخت
advances
U
ترقی کردن پیش پرداخت
advance
U
ترقی کردن پیش پرداخت
defaulting
U
عدم پرداخت قصور کردن
defaulted
U
عدم پرداخت قصور کردن
default
U
عدم پرداخت قصور کردن
defaults
U
عدم پرداخت قصور کردن
To demand prompt payment.
U
تقاضای پرداخت فوری کردن
spots
U
کشف کردن اماده پرداخت
to suspend payment
U
پرداخت راموقوف کردن متوقف شدن
final shaving
U
پرداخت
[کوتاه کردن نهایی پرزها]
tempered
U
درست ساختن درست خمیر کردن
temper
U
درست ساختن درست خمیر کردن
tempers
U
درست ساختن درست خمیر کردن
buff stick
U
بدان پیچیده است و برای پرداخت کردن بکار میبرند
licenses
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licence
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
compounding a felony
U
سازش کردن در دعوی ناشی از جنایت با پرداخت مبلغی به عنوان غرامت به مجنی علیه یا قائم مقام او
progress payment
U
پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matte
U
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matt
U
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing
U
پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
recoupment
U
قسطی پرداخت کردن یا بازپرداخت قسطی
usance
U
مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
sets of bill
U
نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
stop order
U
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
fate
U
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
droppage
U
کسری پرداخت کسر پرداخت
fates
U
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
corn-effect
U
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
tax evasion
U
عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
ransom
U
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
due bill
U
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
ransoms
U
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
U
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
dough
U
خمیر
paste
U
خمیر
pasting
U
خمیر
duff
U
خمیر
pastes
U
خمیر
pulp
U
خمیر
pasted
U
خمیر
mush
U
خمیر
unguent
U
خمیر
toothpastes
U
خمیر دندان
lime paste
U
خمیر اهک
puff paste
خمیر پف دار
mush
U
خمیر نرم
toothpaste
U
خمیر دندان
papier mache
U
خمیر کاغذ
tooth paste
U
خمیر دندان
leavens
U
خمیر ترش
leavens
U
خمیر مایه
dentifrice
U
خمیر دندان
wood pulp
U
خمیر چوپ
wood pulp
U
خمیر چوب
cement paste
U
خمیر سیمان
leaven
U
خمیر مایه
matzo
U
خمیر فطیر
leaven
U
خمیر ترش
leavening
U
خمیر مایه
matzoh
U
خمیر فطیر
impaste
U
خمیر گرفتن
sour dough
U
خمیر ترش
leavening
U
خمیر ترش
pap
U
خمیر نرم
commutator compound
U
خمیر جابجاگر
carton-pierre
U
خمیر کاغذ
sourdough
U
خمیر ترش
oakum
U
خمیر بتونه
soden
U
خمیر سست
pulp
U
جسم خمیر مانند
saturated soil paste
U
خمیر خاک اشباع
peanut butter
U
خمیر بادام زمینی
carnet
U
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
phyllo (pastry)
U
خمیر ورقه ای
[غذا و آشپزخانه]
flaky pastry
U
خمیر ورقه ای
[غذا و آشپزخانه]
phyllo (pastry)
U
خمیر هزارلا
[غذا و آشپزخانه]
magma
U
خمیر مواد معدنی یا الی
flaky pastry
U
خمیر هزارلا
[غذا و آشپزخانه]
pulpwood
U
خمیر چوب مخصوص کاغذسازی
plaster
U
خمیر مخصوص اندوددیوار و سقف
puff pastry
U
خمیر ورقه ای
[غذا و آشپزخانه]
puff paste
U
خمیر هزارلا
[غذا و آشپزخانه]
puff pastry
U
خمیر هزارلا
[غذا و آشپزخانه]
plasters
U
خمیر مخصوص اندوددیوار و سقف
puff paste
U
خمیر ورقه ای
[غذا و آشپزخانه]
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
U
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
phyllo (pastry)
U
خمیر هزار برگ
[غذا و آشپزخانه]
pate de foie gras
U
خمیر چربی جگر غاز ودنبلان
moulding board
U
تختهای که خمیر را روی ان قالب میکنند
puff pastry
U
خمیر پای فرانسوی
[غذا و آشپزخانه]
phyllo (pastry)
U
خمیر پای فرانسوی
[غذا و آشپزخانه]
frit
U
خمیر شیشه وچینی سازی گداختن
puff paste
U
خمیر پای فرانسوی
[غذا و آشپزخانه]
pasties
U
خمیر مانند کلوچه قیمه دار
flaky pastry
U
خمیر هزار برگ
[غذا و آشپزخانه]
puff pastry
U
خمیر هزار برگ
[غذا و آشپزخانه]
pasty
U
خمیر مانند کلوچه قیمه دار
flaky pastry
U
خمیر پای فرانسوی
[غذا و آشپزخانه]
puff paste
U
خمیر هزار برگ
[غذا و آشپزخانه]
orient
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com