English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 102 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
communication line U خط مخابراتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
copied U نگهبان مخابراتی
copies U نگهبان مخابراتی
copy U نگهبان مخابراتی
copying U نگهبان مخابراتی
volume U قدرت دستگاه مخابراتی
volumes U قدرت دستگاه مخابراتی
monitor U به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
monitored U به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
monitors U به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
cover U دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
coverings U دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
covers U دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
signal U علایم مخابراتی مخابرات
signaled U علایم مخابراتی مخابرات
signalled U علایم مخابراتی مخابرات
courier U ماهواره مخابراتی رله کننده
couriers U ماهواره مخابراتی رله کننده
relay U ایستگاه واسطه مخابراتی رله
relayed U ایستگاه واسطه مخابراتی رله
relays U ایستگاه واسطه مخابراتی رله
additive U پیوند کد مخابراتی
additives U پیوند کد مخابراتی
parrot U وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
parroted U وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
parroting U وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
parrots U وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
ace high U سیستم مخابراتی قمرمصنوعی
approved circuit U مدار تصویب شده مخابراتی
auto cat U هواپیمای رله کننده هواپیمای واسطه مخابراتی
cattage key people U افرادی که در خانه کار می کنند و کار را از طریق سیستمهای مخابراتی فلاپی دیسک یاسایر وسایل به شرکت ارسال می دارند
cirvis U دستورات مخابراتی که برای گزارش مشاهدات اطلاعاتی تهیه می شوند
clocking U روشی برای همزمان کردن دو دستگاه فرستنده و گیرنده مخابراتی
common carrier U شرکتی دولتی که تلفن تلگراف و سایر امکانات مخابراتی را جهت عموم تهیه میکند حامل مشترک
common user net work U شبکه مخابراتی مشترک
communication cover U پوشش مخابراتی
communication deception U فریب مخابراتی
communication link U تسلسل مخابراتی
communication link U رابطه مخابراتی ربط مخابراتی
communication network U شبکه مخابراتی
communication relay ship U ناو تقویتی مخابراتی
communication satellite U ماهواره مخابراتی
communication security U تامین مخابراتی
communication security U برقراری تامین مخابراتی
communication security account U میزان تامین مخابراتی اندازه تامین مخابراتی
communication security custodian U مسئول وسایل تامین مخابراتی
communication security custodian U مسئول شمارش و تحویل و تحول و نگهداری وسایل تامین مخابراتی
communication security monitoring U کنترل تامین مخابراتی نظارت در امر تامین مخابراتی
communication signal U سیگنال مخابراتی
communication standing instructions U دستورات ثابت مخابراتی
standing signal instructions U دستورات ثابت مخابراتی
communications channel U کانال مخابراتی
communications control unit U واحد کنترل مخابراتی
communications link U پیوند مخابراتی
communications processor U پردازنده مخابراتی
communications protocol U پروتکل مخابراتی
communications satellite U ماهوارههای مخابراتی
communications server U سرویس دهنده مخابراتی
communications software U نرم افزار مخابراتی
communications system U سیستم مخابراتی
compromising emanation U پیام خطرناک از نظر تامین مخابراتی ارتباط خطرناک
controlled net U شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
demodulator U دستگاهی که سیگنالهای انتقال یافته در یک اتصال مخابراتی را دریافت کرده وانها را به پالسهای الکتریکی یا بیتها که قابل ورود به ماشین داده پردازباشند
directed net U شبکه توجیه شده مخابراتی
ecom U Oriented ElectronicComputer فرایند ارسال ودریافت پیامها به صورت دیجیتالی در تسهیلات مخابراتی ail
excitation U انتشار امواج مخابراتی تغذیه لامپ دستگاههای مخابراتی پخش موج درفرستنده
fan marker U نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
fire direction net U شبکه مخابراتی هدایت اتش
ground waves U امواج سطحی رسیده به رادار یادستگاههای مخابراتی
helical wave guide U لوله فلزی که از فیبرهای نازک شیشهای و سیم هائی که توانایی انتقال هزاران پیام در خطوط مخابراتی رادارند تشکیل شده است
high class communication set U دستگاه مخابراتی با کلاس بالادستگاه مخابراتی پر ارزش
link encryption U خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
lock on U باعلائم مخابراتی و رادارچیزی را تعقیب کردن
multidrop line U پیکربندی سیستم مخابراتی که یک کانال یا خط منفرد رابرای سرویس دادن به ترمینالها بکار می برد خطی با چند افت
paching central U سیستم مرکزی ارتباطات سیستم کنترل فنی مرکزی مدارات مخابراتی
phase jitter U اعوجاجهای ناخواسته در یک سیگنال مخابراتی
phonetic alphabet U کلمات قراردادی مخابراتی
pogo U در رهگیری هوایی یعنی چانل مخابراتی را که بعد از این کلمه اعلام می کنم بگیرید
prevention of stripping U ممانعت از کار وسایل اکتشافی دشمن یا اکتشاف وسایل مخابراتی و رادارخودی
programmable communications interface U رابط مخابراتی برنامه پذیر
red concept U جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
selsyn U سیستم سینکرونیزه مخابراتی
signal communications U ارتباطات مخابراتی
signal flag U پرچم مخابراتی
signal security U تامین مخابراتی
signal security U حفافت امور مخابراتی یا ارتباطات
signal services U خدمات مخابراتی
signal services U قسمتهای مخابراتی
simplex circuit U مدار سیمپلکس مخابراتی یایک خطه
single line U مدار یک خطه مخابراتی درخواست مستقیم یا یک طرفه
spot net U شبکه مخابراتی دیدبان یادیدبانی
spurious signal U علایم مخابراتی مزاحم خارجی در یک دستگاه مخابراتی
station log U دفتر ثبت وقایع پست مخابراتی
station log U دفتر وقایع ایستگاه مخابراتی
station number U شماره پست مخابراتی شماره ترتیب محل بارها درداخل هواپیما
syllabary U حروف تهجی مخابراتی حروف رمز تهجی
symbolic form U علایم رمز مخابراتی هواسنجی و هواشناسی بین المللی
telenet U شبکه مخابراتی
telpak U سرویسی که توسط شرکتهای همگانی مخابراتی برای اجاره کانالهای با پهنای باندزیاد بین دو یا چندین نقطه ارائه می گردد
tie line U کانال مخابراتی کرایه داده شده
way station U ایستگاه واسطه مخابراتی تله تایپ و تلگرافی
Other Matches
way station U ایستگاه رله مخابراتی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com