Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
contour line
U
خط برجستگی زمین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
land
U
زمین پیاده شدن برجستگی بین خانها
Other Matches
embossment
U
برجستگی
pone
U
برجستگی
eminency
U
برجستگی
apophysis
U
برجستگی
pre eminence
U
برجستگی
prominency
U
برجستگی
bossing
U
برجستگی
tuberculum
U
برجستگی
prosiliency
U
برجستگی
saliency
U
برجستگی
eminence
U
برجستگی
bosses
U
برجستگی
bossed
U
برجستگی
boss
U
برجستگی
snob
U
برجستگی
snobs
U
برجستگی
ness
U
برجستگی
notability
U
برجستگی
notbility
U
برجستگی
noses
U
برجستگی
nose
U
برجستگی
knobbly
U
پر از برجستگی
illustrousness
U
برجستگی
illustriousness
U
برجستگی
glands
U
برجستگی
prominence
U
برجستگی
salience
U
برجستگی
rilievo
U
برجستگی
remerkableness
U
برجستگی
colliculus
U
برجستگی
swelled
U
برجستگی
swells
U
برجستگی
gland
U
برجستگی
convexity
U
برجستگی
grossness
U
برجستگی
swell
U
برجستگی
picturesqueness
U
برجستگی
high relief
U
برجستگی زیاد
bossed
U
گلمیج برجستگی
bosses
U
گلمیج برجستگی
threads
U
شیار برجستگی
stick up
U
برجستگی داشتن
bossing
U
گلمیج برجستگی
bossy
U
دارای برجستگی
superior colliculus
U
برجستگی زبرین
stick-ups
U
برجستگی داشتن
stick-up
U
برجستگی داشتن
boss
U
گلمیج برجستگی
alto relievo
U
برجستگی زیاد
tuberculation
U
برجستگی یازگیل
barrel cam
U
برجستگی طبلی
inferior colliculus
U
برجستگی زیرین
height of rise
U
ارتفاع برجستگی
bossiness
U
دارای برجستگی
outstand
U
برجستگی داشتن
thread
U
شیار برجستگی
tubercle
U
برجستگی روی استخوان
ground return
U
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
touch judge
U
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clown
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
pancake
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field
U
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
hercules
U
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancakes
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis
U
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
inductive earthing
U
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
curb
U
برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
relieves
U
تغییر پست دادن برجستگی
curbed
U
برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
curbs
U
برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
relieve
U
تغییر پست دادن برجستگی
relieving
U
تغییر پست دادن برجستگی
curbing
U
برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
crank cheek
U
برجستگی گونههای میل لنگ
acromphalus
U
برجستگی و زائدهء غیرطبیعی ناف
acrosome
U
برجستگی قدامی سلول جنسی نر
regulus
U
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave
U
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
off side
U
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john
U
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth
U
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
teethridge
U
برجستگی استخوان فک که حفرههای دندانها بر ان قراردارد
tubers
U
سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
lands
U
برجستگی شیار خانها ریلهای راهنما
tuber
U
سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
tellurian
U
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up
U
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
geognosy
U
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
blistered
U
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blisters
U
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blister
U
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
perelotok
U
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeants
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
U
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeant
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx
U
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
trippet
U
زبانه یا برجستگی چرخ که درفواصل معین بچرخ دیگرمیخورد
crow steps
U
لاریز:برجستگی هایی که بشکل پله یاکنگره درسرازیریهای شیروانی م
surfer's knot
U
ورم یا برجستگی زیر زانو یابالای پای موج سوار
covenant runing with land
U
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
crown-steps
U
لاریز
[برجستگی هایی که شکل پله یا کنگره در سرازیرهای شیروانی است.]
codpiece
U
روکش یا کیسهای که دکمههای جلو شلوار و برجستگی آلت مردانه رامیپوشاند
codpieces
U
روکش یا کیسهای که دکمههای جلو شلوار و برجستگی آلت مردانه رامیپوشاند
esker
U
برجستگی باریک و طویلی که ازرسوب سنگ ریزه یا شن درضمن جریان اب یخچال ایجادمیگردد
no man's land
U
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
U
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
lacrosse
U
نوعی موشک زمین به زمین
redstone
U
موشک زمین به زمین رداستون
pershing
U
موشک زمین به زمین پرشینگ
pervious ground
U
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
biosphere
U
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
talik
U
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
little john
U
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
contour flight
U
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
dropping
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
U
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost
U
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point
U
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
topography
U
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism
U
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
joggle
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggling
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggles
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggled
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
hydrographer
U
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
U
موشک زمین به زمین
swells
U
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swelled
U
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swell
U
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
ground resolution
U
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall.
U
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade
U
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
surface-to-surface
U
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface to surface
U
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction
U
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface missile
U
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
norland
U
زمین
ground line
U
خط زمین
soiling
U
زمین
grass roots
U
کف زمین
grazes
U
زمین
soil
U
زمین
extra terrestrial
U
زمین
lackland
U
بی زمین
soils
U
زمین
land
U
زمین
rooter
U
زمین کن
land n
U
زمین
acre
U
زمین
grazed
U
زمین
acres
U
زمین
ground surface
U
کف زمین
earthing
U
زمین
graze
U
زمین
geodetically
U
زمین
ground
U
: زمین
floor
U
کف زمین
ground
[British]
[floor]
U
کف زمین
aerospace
U
جو زمین
real estate
U
زمین
floors
U
کف زمین
domains
U
زمین
domain
U
زمین
floored
U
کف زمین
floor
U
کف زمین
cinder track
U
زمین دو
cinder tracks
U
زمین دو
ground
U
زمین
ground
U
کف زمین
terrain
U
زمین
fields
U
زمین
fielded
U
زمین
globe
U
زمین
tellus
U
زمین
globes
U
زمین
earths
U
زمین
this earthly round
U
زمین
earth
U
زمین
field
U
زمین
fault
U
شکست زمین
earthward
U
بطرف زمین
geostrategy
U
زمین شناسی
faults
U
شکست زمین
earthward
U
بسوی زمین
geosphere
U
زمین سپهر
earthmoving
U
حرکت زمین
field hockey
U
زمین هاکی
earthling
U
اهل زمین
earthing strap
U
تسمه زمین
earthwards
U
سوی زمین
landfalls
U
ریزش زمین
earthwards
U
بطرف زمین
geotropism
U
زمین گرایی
palsy
U
زمین گیری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com