English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
field buying U خرید کردن در صحرا خرید محلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
field buying U خرید در صحرا
local purchase U خرید محلی
local procurement U خرید محلی
regional purchase U خرید محلی
close price U دز خرید وفروش سهام حالتی را گویندکه قیمت خرید و فروش به هم خیلی نزدیک باشد
purchase request U درخواست خرید جنس تقاضای عقد پیمان خرید
purchase price variance U سپرده اختلاف قیمت خرید سپرده تضمینی خرید
order U خرید سفارش خرید
to make a purchase U خرید کردن
buy U خرید کردن
buys U خرید کردن
central purchase U خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
purchases U خرید خریداری کردن
overbuy U در خرید افراط کردن
shops U کارخانه خرید کردن
shopped U کارخانه خرید کردن
shop U کارخانه خرید کردن
purchased U خرید خریداری کردن
purchase U خرید خریداری کردن
buy in advance U پیش خرید کردن
handles U خرید و فروش کردن
handle U خرید و فروش کردن
to have a look round [around] the stores [American E] U برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
to have a look round [around] the shops [British E] U برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
accession به ترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن
bulls U گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bull U گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
operate U به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
operated U به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
operates U به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
underwritten U خرید
shopping U خرید
purchase U خرید
underwrites U خرید
buy U خرید
underwriting U خرید
underwrote U خرید
buying U خرید
bond servant U زر خرید
bondwoman U زن زر خرید
underwrite U خرید
purchasing U خرید
procurement U خرید
purchases U خرید
purchased U خرید
buys U خرید
purchase order U سفارش خرید
purchase order U دستور خرید
nundination U خرید و فروش
counter purchase U خرید متقابل
purchase notice agreements U قراردادهای خرید
redemption yield U بازده خرید
purchase notice agreements U پیمان خرید
purchase rate U نرخ خرید
forward purchase U خرید سلف
bulk buying U خرید فله
forward purchase U پیش خرید
purchasing department U دفتر خرید
purchasing office U قسمت خرید
purchasing office U دفتر خرید
blanket buying U خرید کلی
purchasing officer U مامور خرید
purchasing officer U مسئول خرید
purchasing patterns U الگوی خرید
bargain U خرید ارزان
oniomania U جنون خرید
lump sum purchase U خرید یکجا
dealing U خرید و فروش
purchasing department U قسمت خرید
purchasing analyst U تحلیل گر خرید
forward purchasing U پیش خرید
futures exchange U خرید اتی
lump sum purchase U خرید کلی
buyers market U بازار خرید
buyer's market U بازار خرید
advance purchase U خرید سلف
purchase requisition U درخواست خرید
credit purchase U خرید نسیه
shopping basket U سبد خرید
acquisition authority U اجازه خرید
redemption U باز خرید
short covering U پیش خرید
conditions of purchase U شرایط خرید
achate U عقیق خرید
coemption U خرید کل محصول
monopsony U انحصار خرید
monopolist U انحصار خرید
local purchase U خرید از محل
bids U پیشنهاد خرید
bid U پیشنهاد خرید
purchasing power U توان خرید
shopping cart U گاری خرید
purchasing power U قدرت خرید
rebuy U خرید مکرر
real estate U خرید زمین
open purchase U خرید ازاد
hire purchase U خرید اقساطی
corners U خرید یکجا
cornering U خرید یکجا
purchasable U باب خرید
corner U خرید یکجا
buying and selling U خرید و فروش
buying rate U نرخ خرید
buying price U قیمت خرید
businesses U خرید یا فروش
business U خرید یا فروش
offer to purchase U پیشنهاد خرید
impulse buying U خرید بی مقدمه
dear bought U گران خرید
procurement cycle U دوره خرید
real purchasing power U قدرت خرید واقعی
home trade U خرید وفروش داخلی
real account U حساب خرید املاک
open indent U سفارش خرید باز
purchasing research U تحقیق در خصوص خرید
brokerage U کارمزد خرید سهام
on approval U خرید کالا به شرط
irredeemable U باز خرید نشدنی
hedges U خرید و فروش تامینی
income effect U تناسب خرید با درامد
credit U خرید وفروش اعتباری
crediting U خرید وفروش اعتباری
credited U خرید وفروش اعتباری
off-market purchases U خرید در بیرون از بورس
the longs U پیش خرید کنندگان
average purchase rate U نرخ متوسط خرید
offer to purchase U پیشنهاد جهت خرید
automated purchasing U خرید بصورت اتوماتیک
open purchase U خرید از بازار ازاد
duopsony U انحصار دو جانبه خرید
procurement lead time U زمان انجام خرید
call option U خرید به شرط خیار
oligopsony U خرید نیمه انحصاری
procuration U تحصیل چیزی خرید
salable U قابل خرید معاملهای
saleable U قابل خرید معاملهای
duopsony U انحصار دو قطبی خرید
value for money U قدرت خرید پول
preclusive buying U خرید پیشگیری کننده
collaborative purchase U خرید با تشریک مساعی
demand U تقاضای خرید کالا
procuance U تحصیل چیزی خرید
purchase journal U دفتر روزنامه خرید
purchase ledger U دفتر بزرگ خرید
bulk buying U خرید درحجم زیاد
course of dealing U دوره مذاکرات خرید
stock trading U خرید و فروش سهام
blanket buying U خرید بصورت عمده
current purchasing power U قدرت خرید فعلی
purchasing power of money U قدرت خرید پول
hedge U خرید و فروش تامینی
hedged U خرید و فروش تامینی
purchasing power parity U برابری قدرت خرید
course of dealing U دوره خرید و فروش
demands U تقاضای خرید کالا
bulk buying U خرید بصورت عمده
demanded U تقاضای خرید کالا
furriery U خرید وفروش خز خزدوزی
Examine it first before buying. U قبل از خرید امتحانش کن
institute of purchasing and supply U موسسه خرید و عرضه
hedging U خرید و فروش تامینی
credits U خرید وفروش اعتباری
indenting U سفارش خرید از کشور بیگانه
circulating medium U وسیله انتقال قدرت خرید
claims U قرارداد رسمی خرید اسب
indents U سفارش خرید از کشور بیگانه
claiming U قرارداد رسمی خرید اسب
claim U قرارداد رسمی خرید اسب
claimed U قرارداد رسمی خرید اسب
ship broker U دلال خرید و فروش کشتی
package deals U مقاطعه در بست و خرید یکجا
package deal U مقاطعه در بست و خرید یکجا
i cannot a to buy that U استطاعت خرید انرا ندارم
commercial center [American] U مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
preemptor U شریک دارای حق تقدم در خرید
mall U مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
shopping center [American] U مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
shopping centre [British] U مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
boycotts U ازشرکت یا کشوری خرید نکردن
impulse buying U خرید بدون برنامه ریزی
consumer credit U اعتباربرای خرید کالاهای مصرفی
contango U هزینههای دیرکرد خرید سهم
acquisition authority U اعتبار خرید کالاو خدمات
credit cards U کارت یاورقه خرید نسیه
credit card U کارت یاورقه خرید نسیه
burse U مغازه یابازار خرید وفروش
bargains U قرارداد معامله خرید ارزان
bargaining U قرارداد معامله خرید ارزان
bargained U قرارداد معامله خرید ارزان
retail park U مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
retail centre [British] U مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre [British] U مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
boycott U ازشرکت یا کشوری خرید نکردن
shopping mall [American] U مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
boycotted U ازشرکت یا کشوری خرید نکردن
strip mall U مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre [British] U مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
retail centre [British] U مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
retail park U مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
shopping center [American] U مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com