English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
eccentricity of the load U خروج از مرکزیت بار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
eccentricities U خروج از مرکزیت
eccentricity U خروج از مرکزیت
Other Matches
centralises U مرکزیت
centralising U مرکزیت
centricity U مرکزیت
centralize U مرکزیت
centralizes U مرکزیت
centrality U مرکزیت
centralizing U مرکزیت
centralised U مرکزیت
centralization U مرکزیت دادن
centralisation U مرکزیت یافتن
centralisation U مرکزیت دادن
centralization U مرکزیت یافتن
centralised U مرکزیت دادن
decentralization U مرکزیت زدایی
centralises U مرکزیت دادن
centralizing U مرکزیت دادن
centralizes U مرکزیت دادن
decentralization U مرکزیت نیافتن
decentralization U عدم مرکزیت
centralize U مرکزیت دادن
centralising U مرکزیت دادن
exodus U خروج
emission U خروج
outgo U خروج
exhausts U خروج
egress U خروج
exhaust U خروج
prolapsus U خروج
exits U خروج
egression U خروج
emersion U خروج
leakage or breakage U خروج
exit U خروج
propulsion U خروج
emissions U خروج
spurts U خروج ناگهانی
angle of emergence U زاویه خروج
exit point U نقطه خروج
ejaculate U خروج منی
ejaculates U خروج منی
ejaculated U خروج منی
exhaust velosity U سرعت خروج
light spill U خروج نور
ejaculating U خروج منی
exhaust valve U شیر خروج
emergency exit U خروج اضطراری
out flow of capital U خروج سرمایه
log off U خروج از سیستم
order off U حکم خروج
order off the field U حکم خروج
blow out U خروج ناگهانی
logout U خروج از سیستم
ingress and egress U دخول و خروج
capital outflow U خروج سرمایه
debouch U راه خروج
defecation U خروج مدفوع
dump valve U شیر خروج
exeat U اجازهء خروج
debouchment U خروج ازتنگنا
electron affinity U انرژی خروج
log out U خروج از سیستم
eccentricities U خروج از مرکز
outlet U مجرای خروج
emissions U صدور خروج
emission U صدور خروج
outlets U مجرای خروج
outages U راه خروج
outage U راه خروج
eccentricity U خروج از مرکز
spermatism U خروج منی
prolapse of the uterus U خروج سیبک
transpiration U خروج نفوذ
spurt U خروج ناگهانی
work function U انرژی خروج
spurted U خروج ناگهانی
spurting U خروج ناگهانی
emergency exit U در خروج اضطراری
fifo U خروج به ترتیب ورود
out flow of labor U خروج نیروی کار
primer leak U خروج گازاز ته چاشنی
outer work function U انرژی خروج بیرونی
Where is the emergency exit? U در خروج اضطراری کجاست؟
inner work function U انرژی خروج درونی
undoubling U خروج از دوبلگی شطرنج
steam tight U مانع خروج بخار
gas tight U مانع خروج گاز
freedom of entry and exit U ازادی ورود و خروج
exophthalmos U خروج تخم چشم
infinite U حلقهای که خروج ندارد.
clearance outwards U مجوز خروج کشتی
exhausts U تخلیه کردن خروج
shells U برنامه خروج موقت
exhaust U خروج گاز یابخار
exhaust U تخلیه کردن خروج
exhausts U خروج گاز یابخار
shelling U برنامه خروج موقت
shell U برنامه خروج موقت
clearing outwards U اعلامیه خروج کشتی
eccentricity U گریز یا خروج از مرکز
eccentricities U گریز یا خروج از مرکز
obturator U الات مانع خروج گاز
break cover U خروج روباه یا خرگوش ازپناهگاه
choke ring U حلقه مانع خروج گاز
exhaust pipe U لوله خروج بخار یا دود
ne exeat regno U دستور عدم خروج از مملکت
clearance outwards U مجور خروج کشتی پس ازبارگیری
trap house U محل خروج هدفهای متحرک
Please show me the way out I'll show you ! U لطفا " را ؟ خروج را به من نشان دهید
gangway U محل ورود و خروج از ناو
gangways U محل ورود و خروج از ناو
clearance papers U اسناد خروج کشتی از بندر
spermatorrhoea U خروج منی بدون اراده احتلام
to shut in U تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
port of exit U مرز خروج کالا یا فرد ازکشور
blowing U خروج هوا با فشار و سرعت زیاد
exit U خروج بازیگر از صحنهء نمایش دررو
exits U خروج بازیگر از صحنهء نمایش دررو
lithotomy U برش مثانه برای خروج سنگ
exit road U راه خروج ازموضع یا سر پل یا منطقه فرود
jet U خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jets U خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jetted U خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
muzzle energy U نیروی یک گلوله در موقع خروج از لوله
jetting U خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
to take off one U رفع توقیف از ورود و خروج کشتی کردن
blast U ضربه به گوی برای خروج ازماسه یا شن نرم
blasts U ضربه به گوی برای خروج ازماسه یا شن نرم
blowdown U خروج باقیمانده سوخت توسط فشار گاز
valve U دریچه ورود و خروج هوا درسیلندر غواصی
valves U دریچه ورود و خروج هوا درسیلندر غواصی
device U که برای ورود و خروج داده یا پردازنده به کار می رود
photoemission U خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
devices U که برای ورود و خروج داده یا پردازنده به کار می رود
jet propulsion U نیروی عقب نشینی حاصله از فشار گازفشار خروج گاز
extravasattion U خروج ازمجرای طبیعی ریزش خون وغیره درانساج بدن
deflation port U سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
turbostarter U استارتر موتوراصلی که توسط توربینی میچرخد که خودتوسط خروج گاز به حرکت درامده
i/o U دستور برنامه نویسی کامپیوتری که امکان ورود یا خروج داده از پردازنده را میدهد
marketing U بررسی روشهای پخش و توزیع کالااز لحظه خروج از کارخانه تا رسیدن به دست مشتری
jet propulsion U جهش و کشش جسمی بطرف جلو در اثر خروج مایع جهندهای در جهت عقب
deffered entry U ورود به یک زیربرنامه که نتیجه خروج غیر مترقبه ازبرنامه میباشد که کنترل به ان منتقل شده است
timeout U 1-تابع خروج روی ترمینال -On line وقتی هیچ دادهای وارد نشود.2-مدت زمان یک عمل
clear air turbulence U اشفتگی در اسمان فاقد ابر که معمولا در ارتفاعات بالا وهمراه با تغییر سرعت درنزدیکی مسیر خروج گازهامیباشد
mediastinal emphsema U اسیب رسیدن به قلب و ریه درموقع خروج هوا از ریه
bifuel propulsion U سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی
secession U تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
muzzle energy U انرژی جنبشی پرتابه درلحظه خروج از دهانه که نسبت به دهانه اندازه گیری میشود
last in , first out U اولین خروج از اخرین ورود فروش کالا از اخرین دسته کالای خریداری شده
overruns U هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrun U هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrunning U هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
cyclotron U دستگاه شتاب دهندهای که دران ذرات باردار بعد از خروج از منبع توسط میدانهای الکتریکی شتاب میگیرند
locked in U ناتوانی موج سوار در خروج از موج
period of concentration U در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
hits U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com