English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
page U خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
paged U خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
pages U خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
knife boy U خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
boy U خانه شاگرد
grummet U شاگرد خانه
houseboys U خانه شاگرد
houseboy U خانه شاگرد
boys U خانه شاگرد
valeted U پیشخدمتی کردن
wait on U پیشخدمتی کردن
to serve at table U پیشخدمتی کردن
serve at table U پیشخدمتی کردن
valets U پیشخدمتی کردن
valeting U پیشخدمتی کردن
wait U پیشخدمتی کردن
waited U پیشخدمتی کردن
waits U پیشخدمتی کردن
valet U پیشخدمتی کردن
caddied U پیشخدمت پیشخدمتی کردن
caddies U پیشخدمت پیشخدمتی کردن
caddie U پیشخدمت پیشخدمتی کردن
caddying U پیشخدمت پیشخدمتی کردن
pigenhole U کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
honeycombs U ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycomb U ارایش شش گوش خانه خانه کردن
to wait U پیشخدمتی
wait upon U پیشخدمتی کردن خدمت رسیدن و خدمت کردن
honey comb U خانه خانه کردن
lady help U زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
it is but a step to my house U تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house U خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
homebody U ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
our neighbour door U کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
houndstooth check U طرح خانه خانه مورب پارچه
toft U عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
tricotine U پارچه زبر لباسی خانه خانه
hound's tooth check U طرح خانه خانه مورب پارچه
Honey comb design U طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
schoolgirl U شاگرد
mated U شاگرد
mates U شاگرد
buttons U شاگرد
trainees U شاگرد
trainee U شاگرد
famulus U شاگرد
footboy U شاگرد
mate U شاگرد
follwer U شاگرد
errand boy U شاگرد
disciple U شاگرد
apprentice U شاگرد
pupil U شاگرد
schoolgirls U شاگرد
apprentices U شاگرد
student U شاگرد
students U شاگرد
condisciple U هم شاگرد
shop boy U شاگرد
disciples U شاگرد
pupils U شاگرد
votary U شاگرد
dishouse U بی خانه کردن
garde manger U سرد خانه اشپز خانه
weigh house U قپاندار خانه ترازودار خانه
cellular U لانه زنبوری خانه خانه
bagnio U فاحشه خانه جنده خانه
horseboy U شاگرد مهتر
shop girl U شاگرد پادو
shop boy U شاگرد دکان
shop girl U شاگرد دکان
scholastic agent U شاگرد پیدا کن
loblolly boy or man U شاگرد جراح
helper U شاگرد قالیباف
assistant driver U شاگرد شوفر
driver's mate U شاگرد راننده
boots U شاگرد مهمانخانه
cook's mate U شاگرد اشپز
counter jumper U شاگرد دکان
To rent(lease) a house. U خانه ای رااجاره کردن
to do up U خانه خراب کردن
keep house U خانه داری کردن
housekeep U خانه داری کردن
upholster U مبلمان کردن خانه
houseclean U خانه راتمیز کردن
houseclean U خانه تکانی کردن
graticule U چهار خانه کردن
to bring to ruin U خانه خراب کردن
to keep house U خانه داری کردن
student U شاگرد اهل تحقیق
student of law U شاگرد دانشکده حقوق
boarder U شاگرد شبانه روزی
protege U حمایت شده شاگرد
boarders U شاگرد شبانه روزی
journey man U شاگرد یا کارگر روزمزد
students U شاگرد اهل تحقیق
an idle pupil U شاگرد بیکار یا تنبل
To collect (pack)the household goods. U اسباب خانه را جمع کردن
to repair the roof U بام [خانه] را تعمیر کردن
coach and pupil method U روش مربی و شاگرد دراموزش
assignments U تکلیف درسی و مشق شاگرد
to be at the foot of any one پیرو یا شاگرد کسی بودن
assignment U تکلیف درسی و مشق شاگرد
have over <idiom> U شخصی را به خانه خود دعوت کردن
move in U به خانه تازه اسباب کشی کردن
cells U جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house U خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cell U جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
undergrad u te U شاگرد درجه نگرفته شاگردپایین رتبه
underclassman U شاگرد سالهای اول و دوم دانشگاه
truant U شاگرد یا ادم طفره رو مکتب گریز
truants U شاگرد یا ادم طفره رو مکتب گریز
To vacate a house. U خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
grader U جاده صاف کن شاگرد مدرسه ابتدایی یامتوسطه
formulae U الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas U الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula U الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
to go away U ترک کردن [خانه یا شهر] برای چند مدتی
to go to U ترک کردن [خانه یا شهر] برای چند مدتی
resident school U مدارس حضوری یا مدارسی که شاگرد عملا در کلاس حاضر میشود
gentleman commoner U شاگرد ممتازدانشگاه اکسفوردو کمبریج که شهریهای بیشترازشاگردان عادی میپردازد
range U یک خانه یا تعدادی خانه
ranged U یک خانه یا تعدادی خانه
ranges U یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession U خانه در تصرف من است خانه در دست من است
parlour boarder U شاگرد شبانه روزی که نزدخانواده رئیس شبانه روزی زندگی میکند
alveolate U خانه خانه
cloisonne U خانه خانه
i was under his roof U در خانه
roommates U هم خانه
tersellated U خانه خانه
shacks U خانه
shack U خانه
pigeon-holes U خانه
roommate U هم خانه
cellulated U خانه خانه
pigeon hole U خانه
pieds-a-terre U خانه
her house U خانه ان زن
houseroom U جا در خانه
her house U خانه اش
pied-a-terre U خانه
domicile U خانه
domiciles U خانه
honeycombs U خانه خانه
houseless U بی خانه
furnace house U خانه
honeycomb U خانه خانه
within doors U در خانه
housing U خانه ها
door-to-door U خانه به خانه
materfamilias U زن خانه
rooms U خانه
room U خانه
cells U خانه
checkered U خانه خانه
sockets U خانه
socket خانه
lodge U خانه
housed U خانه
unsheltered <adj.> U بی خانه
dwellings U خانه
house U خانه
dwelling U خانه
lar U خانه
quarterage U خانه
door to door U خانه به خانه
lares U خانه
cell U خانه
home U خانه
houses U خانه
lodged U خانه
homes U خانه
pigeon-hole U خانه
cellular U خانه خانه
lodges U خانه
double-fronted U خانه دو در
quarters U محل خانه ها
wash house U رختشوی خانه
housekeeper U خانه دار
homeowners U صاحب خانه
wanigan U خانه سیار
squares U خانه شطرنج
home-grown U محصول خانه
boathouses U قایق خانه
furniture U اثاث خانه
cottage U خانه روستایی
schoolhouse U خانه مدیراموزشگاه
cell U خانه جدول
boathouse U قایق خانه
squaring U خانه شطرنج
homeowner U صاحب خانه
cottages U خانه روستایی
domestic U خانه دار
manse U خانه مسکونی
caserne U سرباز خانه
hovels U خانه رعیتی
toll house U راهدار خانه
farmhouses U خانه رعیتی
farmhouse U خانه رعیتی
farm house U خانه رعیتی
statehouses U خانه ملت
digging U خانه منزل
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com