Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
vegetable soil
U
خانه باغی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
garden design
U
طرح باغی
[با تقسیمات مستطیلی بصورت باغچه ها و چهارباغ و حوض و آبروها. این طرح از قرن بازدم میلادی مشاهده شد و جلوه ای از حیاط خانه ها و کاخ ها را نشان می دهد.]
Other Matches
rebels
U
باغی
rebelling
U
باغی
rebelled
U
باغی
rebel
U
باغی
mygale
U
رتیل باغی
crab spider
U
رتیل باغی
bird spider
U
رتیل باغی
gardens
U
باغی بستانی
gardened
U
باغی بستانی
garden
U
باغی بستانی
marrowfat
U
نخود بزرگ باغی
marrow bean
U
لوبیای تخم درشت باغی
academy
نام باغی درنزدیکی آتن که افلاطون در آن تدریس میکرده است
academies
U
نام باغی درنزدیکی اتن که افلاطون در ان تدریس میکرده است
lady help
U
زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole
U
کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy
U
خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house
U
تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house
U
خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
hound's tooth check
U
طرح خانه خانه مورب پارچه
homebody
U
ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
toft
U
عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
honeycomb
U
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycombs
U
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
houndstooth check
U
طرح خانه خانه مورب پارچه
our neighbour door
U
کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
tricotine
U
پارچه زبر لباسی خانه خانه
Honey comb design
U
طرح خانه زنبوری
[یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
deep motif
U
نگاره گوزن و غزال
[که در فرش های حیوان دار و باغی ایران، هند و چین بکار می روند.]
weigh house
U
قپاندار خانه ترازودار خانه
bagnio
U
فاحشه خانه جنده خانه
cellular
U
لانه زنبوری خانه خانه
garde manger
U
سرد خانه اشپز خانه
animal design
U
طرح حیواندار
[شکل حیوان در فرش های حیواندار و گل باغی]
cells
U
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cell
U
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house
U
خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
formulas
U
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula
U
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae
U
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
honey comb
U
خانه خانه کردن
range
U
یک خانه یا تعدادی خانه
ranged
U
یک خانه یا تعدادی خانه
ranges
U
یک خانه یا تعدادی خانه
rose motif
U
نگاره گل رز
[در فرش های مختلف ایرانی از انواع گل رز از جمله طرح گل فرنگ، طرح درختی، طرح باغی، طرح گل و بوته استفاده می شود.]
the house is in my possession
U
خانه در تصرف من است خانه در دست من است
lanceolate leaves
U
برگ های اسلیمی
[شاه عباسی]
[نیزه ای]
[شعله]
[اغلب در یک یا دو سمت برگ بصورت کنگره بوده و در اغلب فرش های لچک ترنج و باغی بکار می رود.]
hen and chickens
U
همیشه بهار همیشه بهار باغی
pigeon-holes
U
خانه
shack
U
خانه
honeycomb
U
خانه خانه
shacks
U
خانه
lares
U
خانه
lar
U
خانه
unsheltered
<adj.>
U
بی خانه
pigeon hole
U
خانه
pigeon-hole
U
خانه
lodges
U
خانه
lodged
U
خانه
honeycombs
U
خانه خانه
cells
U
خانه
room
U
خانه
rooms
U
خانه
domicile
U
خانه
domiciles
U
خانه
materfamilias
U
زن خانه
tersellated
U
خانه خانه
quarterage
U
خانه
lodge
U
خانه
within doors
U
در خانه
pied-a-terre
U
خانه
dwelling
U
خانه
dwellings
U
خانه
alveolate
U
خانه خانه
pieds-a-terre
U
خانه
her house
U
خانه ان زن
cellulated
U
خانه خانه
cloisonne
U
خانه خانه
furnace house
U
خانه
houseroom
U
جا در خانه
housing
U
خانه ها
roommate
U
هم خانه
roommates
U
هم خانه
door to door
U
خانه به خانه
door-to-door
U
خانه به خانه
cellular
U
خانه خانه
i was under his roof
U
در خانه
checkered
U
خانه خانه
double-fronted
U
خانه دو در
houseless
U
بی خانه
her house
U
خانه اش
house
U
خانه
home
U
خانه
socket
خانه
houses
U
خانه
homes
U
خانه
sockets
U
خانه
housed
U
خانه
cell
U
خانه
chequer
U
خانه شطرنج
dwelling construction
U
خانه سازی
chancery
U
دفتر خانه
chop house
U
خوراک خانه
houseboys
U
خانه شاگرد
caserne
U
سرباز خانه
dwelling house
U
خانه مسکونی
houseboy
U
خانه شاگرد
brick yard
U
اجرپز خانه
houseroom
U
اتاق خانه
butler pantry
U
ابدار خانه
earth house
U
خانه زیرزمینی
houseproud
U
دلخوش به خانه
cabana
U
خانه کوچک
houseproud
U
خانه سرفراز
camera obscura
U
تاریک خانه
house arrest
U
بازداشت در خانه
coach house
U
کالسکه خانه
convalescent home
U
نقاهت خانه
door lock
U
کلید خانه
domiciliate
U
خانه مسکن
dishouse
U
بی خانه کردن
home-grown
U
محصول خانه
domiciliary
U
مربوط به خانه
disorderly house
U
خانه بدنام
disorderly house
U
فاحشه خانه
domatophobia
U
خانه هراسی
homeowner
U
صاحب خانه
delivery to the home
U
تحویل در خانه
dacha
U
خانه ییلاقی
coach house
U
درشکه خانه
coffee house
U
قهوه خانه
coffee room
U
خوارک خانه
coffee shop
U
قهوه خانه
coffeehouse
U
قهوه خانه
homeowners
U
صاحب خانه
boathouses
U
قایق خانه
custom house
U
گمرک خانه
domicil
U
مقر خانه
mobile home
U
خانه متحرک
schoolhouse
U
خانه مدیراموزشگاه
schoolhouses
U
خانه مدیراموزشگاه
double-pile house
U
خانه دو خوابه
canteen
U
سفره خانه
houseboats
U
خانه قایقی
canteens
U
سفره خانه
observatories
U
رصد خانه
observatory
U
رصد خانه
menage
U
خانه داری
refinery
U
تصفیه خانه
mobile homes
U
خانه متحرک
domestic
U
خانه دار
boy
U
خانه شاگرد
boys
U
خانه شاگرد
furniture
U
اثاث خانه
cottage
U
خانه روستایی
cottages
U
خانه روستایی
houseboat
U
خانه قایقی
refineries
U
تصفیه خانه
builder
U
خانه ساز
loony bins
U
دیوانه خانه
loony bin
U
دیوانه خانه
baby house
U
عروسک خانه
bawdy house
U
جنده خانه
bawdy house
U
فاحشه خانه
bindery
U
صحاف خانه
housework
U
کار خانه
bookbindery
U
صحاف خانه
armory
U
اسلحه خانه
quarters
U
محل خانه ها
alveolus
U
شش خانه حبابچه
builders
U
خانه ساز
The house burned down .
U
خانه سوخت
Outside the house.
U
بیرون از خانه
department
U
وزارت خانه
departments
U
وزارت خانه
active cell
U
خانه کاری
reading rooms
U
قرائت خانه
reading room
U
قرائت خانه
bordel
U
فاحشه خانه
summer house
U
خانه تابستانی
spense
U
ابدار خانه
spence
U
ابدار خانه
luft
U
خانه فرار
lupanar
U
فاحشه خانه
lupanar
U
جنده خانه
majordomo
U
بزرگتر خانه
mansion house
U
خانه ارباب
secretariate
U
دبیر خانه
safe house
U
خانه امن
spinsterhood
U
خانه ماندگی
stay at home
U
خانه نشین
keep house
U
در خانه ماندن
keep in
U
در خانه ماندن
kibitka
U
خانه تاتار
pest house
U
خسته خانه
lake0dwelling
U
خانه دریاچهای
landloper
U
خانه بدوش
landlouper
U
خانه بدوش
steading
U
خانه رعیتی
steading
U
خانه با متعلقات
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com