Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 310 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
exit
U
خارج شدن
exits
U
خارج شدن
void
U
خارج شدن
issue
U
خارج شدن
issued
U
خارج شدن
issues
U
خارج شدن
popping
U
خارج شدن
egress
U
خارج شدن
to fall out
U
خارج شدن
to pass off
U
خارج شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
field
U
خارج اداره یا کارخانه
field
U
محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
fielded
U
خارج اداره یا کارخانه
fielded
U
محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
fields
U
خارج اداره یا کارخانه
fields
U
محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
shag
U
اوردن توپ از خارج
shagging
U
اوردن توپ از خارج
shags
U
اوردن توپ از خارج
externally
U
از خارج
importation
U
عمل وارد کردن چیزی به سیستم از خارج
outermost
U
از دورترین نقطه خارج
card
U
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
cards
U
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
overarm
U
خارج شدن بازوی شناگر ازاب
ungracious
U
خارج از نزاکت
extraction
U
خارج کردن
jet
U
جریانی که با سرعت زیاد از یک روزنه خارج شود
jets
U
جریانی که با سرعت زیاد از یک روزنه خارج شود
jetted
U
جریانی که با سرعت زیاد از یک روزنه خارج شود
jetting
U
جریانی که با سرعت زیاد از یک روزنه خارج شود
service
U
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
serviced
U
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
offset
U
خارج از عمل چاپ افست
offsetting
U
خارج از عمل چاپ افست
deviation
U
از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
deviations
U
از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
private
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
remainder
U
عدد معادل مقسوم منهای حاصل ضرب خارج قسمت ومقسوم علیه
down
U
خطای سرویس توپ خارج از بازی
indent
U
سفارش رسیده از خارج
indenting
U
سفارش رسیده از خارج
indents
U
سفارش رسیده از خارج
off
U
خارج از
off
U
خارج از محدوده مدافع خط مربوط به سمت راست زمین کریکت سمت راست اسب مسیر خیس و کندکننده سرعت
improper
U
بیجا خارج از نزاکت
discard
U
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discarded
U
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discarding
U
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discards
U
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
emigration
U
مهاجرت به خارج
unplug
U
خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugged
U
خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugging
U
خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugs
U
خارج کردن دو شاخه از سوکت
shift
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifted
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifts
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
overshoot
U
از حد خارج شدن اضافه جهیدن
overshooting
U
از حد خارج شدن اضافه جهیدن
overshoots
U
از حد خارج شدن اضافه جهیدن
remote
U
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
remote
U
وسیله ورودی- خروجی خارج از کامپیوتر
remoter
U
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
remoter
U
وسیله ورودی- خروجی خارج از کامپیوتر
remotest
U
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
remotest
U
وسیله ورودی- خروجی خارج از کامپیوتر
ditch
U
حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
ditched
U
حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
ditches
U
حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
release
U
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
released
U
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
releases
U
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
reversion
U
هبه کردن مال غیر منقول بخ کسی به شرط حدوث امری در خارج یا گذشتن مدت معین هبه مشروط
dumping
U
فروش کالا در بازار خارج به قیمتی ارزانتر از بازار داخل
traffic
U
نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
trafficked
U
نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
trafficking
U
نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
traffics
U
نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
outside
U
به سمت خارج
outside
U
خارج
outside
U
در خارج
outsides
U
به سمت خارج
outsides
U
خارج
outsides
U
در خارج
away
U
دوراز خارج
away
U
خارج از نقطه ایستادن توپ زن
vending machine
U
ماشین خود کاری که باانداختن پول در سوراخ ان جنس مورد لزوم از ان خارج میشود
vending machines
U
ماشین خود کاری که باانداختن پول در سوراخ ان جنس مورد لزوم از ان خارج میشود
pod
U
محفظهای با شکل ایرودینامیکی که روی شاه تیر یا تیر و تماما" در خارج از بدنه هواپیما نصب میشود
pods
U
محفظهای با شکل ایرودینامیکی که روی شاه تیر یا تیر و تماما" در خارج از بدنه هواپیما نصب میشود
mysticism
U
مسائلی که فهم انها از حدود توانایی حواس فاهر خارج باشد
discharge
U
خارج کردن
discharges
U
خارج کردن
out of doors
U
خارج ازمنزل
automat
U
دستگاه خودکاری که پس ازانداختن سکهای درون ان غذایا مشروبی را خارج میکند
automats
U
دستگاه خودکاری که پس ازانداختن سکهای درون ان غذایا مشروبی را خارج میکند
lay
U
خارج از سلک روحانیت
lays
U
خارج از سلک روحانیت
modal
U
1-مربوط به حالتها. 2-در ویندوز پنجرهای که نمایش داده می شوند و به کاربر امکان انجام کاری خارج از آن را نمیدهد
modals
U
1-مربوط به حالتها. 2-در ویندوز پنجرهای که نمایش داده می شوند و به کاربر امکان انجام کاری خارج از آن را نمیدهد
incoming
U
آنچه از خارج می آید
per
U
خارج از
garbage
U
داده یا اطلاعی که دیگر لازم نیست چون خارج از تاریخ است یا غلط دارد
inaccessible
U
خارج از دسترس
drainpipe
U
لولهای که با ان چرک را خارج میکنند
drainpipes
U
لولهای که با ان چرک را خارج میکنند
external
U
خارج
external
U
ساعت یا سیگنال یکسان کننده در خارج یک وسیله
Other Matches
out of bounds
U
خارج از خط کناری یا پایان یا خط دروازه توپ خارج از میدان واترپولو توپ مرده
hooked medallion
U
ترنج قلاب شکل
[در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
out-of-
U
خارج از
outed
U
خارج
non combatant
U
خارج از صف
non-combatant
U
خارج از صف
non-combatants
U
خارج از صف
out
[of]
<adv.>
U
خارج
[از]
off side
U
خارج از خط
out-
U
خارج
out
U
خارج
outwith
[Scotish E]
<adv.>
U
خارج
[از]
abroad
U
خارج
out of
U
خارج از
aroint
U
خارج شو
out of tune
U
خارج
externals
U
خارج
outside
[of]
<adv.>
U
خارج
[از]
forth of
U
خارج از
extra cosmical
U
خارج ازعالم
out of line
U
خارج از خط جبهه
out of door
U
خارج ازمنزل
exterritorial
U
خارج الملکتی
expulse
U
خارج کردن
overseas
U
خارج ازکشور
irrelevant
U
خارج از موضوع
outed
U
خارج بیرون
out-
U
خارج از حدود
out-
U
خارج بیرون
extrauterine
U
خارج رحمی
out
U
خارج از حدود
out
U
خارج بیرون
outed
U
خارج از حدود
quotients
U
خارج قسمت
quotient
U
خارج قسمت
out of phase
U
خارج از فاز
extra professional
U
خارج حرفهای
To fall out.
U
از صف خارج شدن
derailing
U
از خط خارج شدن
derailed
U
از خط خارج کردن
derailed
U
از خط خارج شدن
derail
U
از خط خارج کردن
derail
U
از خط خارج شدن
The train ran off the rails.
U
قطار از خط خارج شد
eccentrics
U
خارج از مرکز
eccentric
U
خارج از مرکز
not to the point
U
خارج از موضوع
derailing
U
از خط خارج کردن
derails
U
از خط خارج شدن
eject
U
خارج کردن
ejected
U
خارج کردن
ejecting
U
خارج کردن
ejects
U
خارج کردن
foreign market
U
بازار خارج
fescennine
U
خارج ازاخلاق
extravascular
U
خارج رگی
neither here nor there
U
خارج ازموضوع
extraterritorial
U
خارج الارضی
derails
U
از خط خارج کردن
out of question
U
خارج از موضوع
without
U
بطرف خارج
from the outside
U
از خارج
[از جایی]
extragalactic
U
خارج کهکشانی
extracellular
U
خارج سلولی
extra-marital
U
خارج از زناشویی
out of action
U
خارج ازنبرد
extra spectral
U
خارج طیفی
extra regular
U
خارج ازقاعده
extraneous
U
خارج از قلمروچیزی
alfresco
U
خارج از منزل
extramundane
U
خارج دنیایی
extramarital
U
خارج از زناشویی
off season
U
خارج از فصل
off center
U
خارج از مرکز
beside the question
U
خارج از موضوع
torts
U
خارج از قرارداد
tort
U
خارج از قرارداد
bring out
U
خارج کردن
outdoors
U
خارج از منزل
extramarital
U
خارج ازدواجی
outbound
U
خارج ازمحدوده
standaway
U
خارج از بدن
nonsense
U
خارج از منطق
soto uke
U
دفاع از خارج
unship
U
خارج کردن
inaccessible
<adj.>
U
خارج از دسترس
phase out
U
خارج کردن
double out
U
081 خارج
oversea
U
خارج از کشور
over the side
U
خارج از ناو
ouyby
U
خارج از دور از
emissive
U
خارج شونده
off duty
U
خارج از خدمت
abaxile
U
خارج از مرکز
anieoro
U
از داخل به خارج
outbound
U
مربوط به خارج
acentric
U
خارج از مرکز
submultiple
U
خارج قسمت
to rule out
U
خارج کردن
off duty
U
خارج از نگهبانی
out of proportion
U
خارج از اندازه
abroad
خارج از کشور
blow out
U
به خارج دمیدن
out-of-
U
در خارج بواسطه
from out of town
U
از خارج
[از شهر]
from outside
U
از خارج
[از شهر]
outboard bearing
U
یاتاقان خارج
out of turn
U
خارج از نوبت
out of
U
در خارج بواسطه
outbye
U
خارج از دور از
endarch
U
متشکل در خارج
begone
U
خارج شو عزیمت کن
cross country
U
خارج از جاده
off key
خارج از مایه
beside the mark
U
خارج ازموضوع
disarmed
U
از ضامن خارج کردن
disarms
U
از ضامن خارج کردن
table
U
از دستور خارج کردن
derailments
U
از خط خارج شدن ترن
greshams law
U
را از جریان خارج میکند
derailment
U
از خط خارج شدن ترن
disarm
U
از ضامن خارج کردن
decivilize
U
از تمدن خارج کردن
ablate
U
بریدن و خارج کردن
citizen abroad
U
شهروند مقیم خارج
dead ball
U
توپ خارج ازبازی
expat
[colloquial]
U
شهروند مقیم خارج
bow out
U
باتعظیم خارج شدن
expatriate
U
شهروند مقیم خارج
quotient
U
خارج قسمت
[ریاضی]
I am not up to it . It is beyond my control. I cannot cope .
U
از عهده من خارج است
exurbanite
U
ساکن خارج شهر
tabled
U
از دستور خارج کردن
tables
U
از دستور خارج کردن
external operation
U
عملیات خارج از مملکت
extern
U
فاهری واقع در خارج
endarchy
U
امتداد از مرکز به خارج
eversion
U
پیچش کف پا به طرف خارج
ration
U
خارج قسمت سهمیه
rationed
U
خارج قسمت سهمیه
laymen
U
خارج از حرفه یا فن خاصی
layman
U
خارج از حرفه یا فن خاصی
subliminally
U
خارج ازمرحله اگاهی
subliminal
U
خارج ازمرحله اگاهی
rations
U
خارج قسمت سهمیه
exfiltration
U
خارج کردن از میدان
expellent
U
خارج کننده دافع
expellant
U
خارج کننده دافع
expectorate
U
ازشش خارج کردن
disseise
U
ازتصرف خارج کردن
belching
U
بازور خارج شدن
extrajudicial
U
خارج ازصلاحیت قضایی
tabling
U
از دستور خارج کردن
anomalous
U
خارج از رسم بیمورد
extramural
U
مربوط به خارج از دانشگاه
extramural
U
خارج از حصار شهر
to go abroad
U
به خارج
[از کشور]
رفتن
defenestration
U
پرتاب به خارج پنجره
obsolescent
U
از رده خارج شده
abaton
U
[محل خارج از دسترس]
face
U
[نمای خارج ساختمان]
belched
U
بازور خارج شدن
belches
U
بازور خارج شدن
deviate from the main subject
U
از موضوع خارج شدن
outward
U
بطرف خارج بیرونی
extrajudicial confession
U
اقرار در خارج دادگاه
exoenzyme
U
انزیم خارج سلولی
Outside office hours.
U
خارج از وقت اداری
defecate
U
خارج کردن مدفوع
belch
U
بازور خارج شدن
out of
[outside]
office hours
U
خارج از ساعات اداری
outbound cargo
U
بار خارج از کشور
outcaste
U
شخص خارج ازمذهب
escalating
U
از مهار خارج شدن
outrange
U
خارج ازتیررس بودن
outre
U
خارج از حدود معمولی
outside grasp
U
گرفتن میله از خارج
outwards
U
بطرف خارج بیرونی
outwork
U
سفارش به خارج از شرکت
outworker
U
کارگر خارج ازخانه
obsolete
U
ازرده خارج شده
out of action
U
از نبرد خارج شده
country clubs
U
باشگاه خارج از شهر
country club
U
باشگاه خارج از شهر
outed
U
خارج از افشا شده
out-
U
خارج از افشا شده
out
U
خارج از افشا شده
externals
U
خارج یک برنامه یا وسیله
external
U
خارج یک برنامه یا وسیله
out of range
U
که خارج از حد سیستم باشد
phase out
U
به ترتیب خارج کردن
escalates
U
از مهار خارج شدن
escalated
U
از مهار خارج شدن
thrower in
U
پرتابگر خارج از زمین
unplayable
U
توپ خارج ازدسترس
to put out of court
U
از دستور خارج کردن
transfinite
U
خارج ازاعداد محدود
escalate
U
از مهار خارج شدن
to expel
[from]
U
بزور خارج کردن
[از]
step out
U
از محلی خارج شدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com