English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
long wave range U حیطه موج بلند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ranged U حیطه
range U حیطه
compass U حیطه
scope U حیطه
domains U حیطه
domain U حیطه
ranges U حیطه
capacity range U حیطه توان
capacity range U حیطه فرفیت
visual range U حیطه دید
spectrum U حیطه عمل
gamut U حدود حیطه
frequency region U حیطه فرکانس
zone U حیطه محدوده
frequency coverage U حیطه فرکانس
scope U حیطه عمل
boom swing U حیطه نوسان
zones U حیطه محدوده
magnitude U حیطه عمل
scope of coverage U حیطه پوشش
measuring range U حیطه سنجش
sales area U حیطه فروش
frequency range U حیطه فرکانس نامی
aptitude area U حیطه قابلیت افراد
to come within the scope of a contract U در حیطه یک قرارداد بودن
low frequency range U حیطه فرکانس پایین
clackvalve U دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
tout U بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted U بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting U بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts U بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
aptitude area U حدودشایستگی افراد حیطه شایستگی
capacity U توان حیطه کار ماشین
capacities U توان حیطه کار ماشین
academia U حیطه ای از فعالیت ها و کار مرتبط با تحصیل در دانشگاه
dirndl U نوعی دامن بلند با کمر بلند
monofilament U الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
shaggy ugs U فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
grandiose U بلند
longs U بلند
highfalutin U بلند
tallest U بلند
tallest U قد بلند
eminent U بلند
forte U بلند
longest U بلند
high (1 9 to 36) U بلند
aloud U بلند
lengthwise U بلند
longer U بلند
high grown U بلند قد
soaring U بلند
taller U قد بلند
upland U بلند
tall U بلند
uplands U بلند
willowy U بلند
skyscraper U بلند
skyscrapers U بلند
legged U پا بلند
fortes U بلند
tall U قد بلند
loudspeaker U بلند گو
taller U بلند
talll U بلند
longed U بلند
loud speaker U بلند گو
pointers U خط کش بلند
highs U بلند
highest U بلند
high U بلند
loudly U بلند
amplifier U بلند گو
amplifiers U بلند گو
towering U بلند
mouth filling U بلند
pointer U خط کش بلند
rumbustious U بلند
vociferous U بلند
loftily U بلند
megaphones U بلند گو
long U بلند
eton collan U بلند
long- U بلند
megaphone U بلند گو
talll U قد بلند
heightening U بلند کردن
arising U بلند شدن
elevating U بلند کردن
inextenso U کاملا بلند
ascend U بلند شدن
heightened U بلند کردن
keep down U بلند نشوید
heighten U بلند کردن
heightens U بلند کردن
elevate U بلند کردن
ascends U بلند شدن
icarian U بلند پرواز
large hearted U نظر بلند
jointing plane U رنده بلند
elevates U بلند کردن
exalts U بلند کردن
exalting U بلند کردن
exalt U بلند کردن
ascended U بلند شدن
long thrust U سخمه بلند
soars U بلند پروازکردن
soared U بلند پروازکردن
lop sided U کوتاه و بلند
soar U بلند پروازکردن
louden U بلند شدن
loudish U کمی بلند
loudish U اندکی بلند
loudmouthed U بلند اواز
magnaimous U بلند نطر
moppy U کلفت بلند
outdoor antenna U انتن بلند
oxlip U پامچال بلند
plyanthus U پامچال بلند
long splice U پیوند بلند
erect U بلند کردن
arises U بلند شدن
arise U بلند شدن
lifter U بلند کننده
long term U بلند مدت
long burst U رگبار بلند
long haul U خط سیر بلند
long robe U ردای بلند
screeching U صدای بلند
screeches U صدای بلند
screeched U صدای بلند
screech U صدای بلند
long run U بلند مدت
erects U بلند کردن
erecting U بلند کردن
erected U بلند کردن
prolong blast U سوت بلند
aquacade U فوارهء بلند
magnanimity U بلند همتی
downland U چراگاه بلند
lofty U بلند پایه
lofty U بلند بزرگ
heists U بلند کردن
heist U بلند کردن
elevated ground U زمین بلند
hoists U بلند کردن
hoisted U بلند کردن
banquette U زمین بلند
hoist U بلند کردن
promontory U دماغه بلند
promontories U دماغه بلند
ambitions U بلند پروازی
heave U بلند کردن
heaved U بلند کردن
bigmouthed U صدا بلند
anchor at short stay U لنگر بلند
alto relievo U برجسته بلند
alp U قله بلند
alp U کوه بلند
blast furnace coke U کک کوره بلند
liberals U نظر بلند
liberal U نظر بلند
boisterous laughter U خنده بلند
gauntlets U دستکش بلند
gauntlet U دستکش بلند
riser U بلند شونده
roughest U پست و بلند
rough U پست و بلند
capote U شنل بلند
clarion U شیپور بلند
coamings U لبه بلند
ambitions U بلند همتی
ambition U بلند پروازی
uplands U زمین بلند
upland U زمین بلند
high flying U بلند خیال
high grown U بلند بالا
high hat U کلاه بلند
high hurle U مانع بلند
high pass U پاس بلند
sonorous U قلنبه بلند
high rise block U ساختمان بلند
surges U موج بلند
surged U موج بلند
surge U موج بلند
hip boot U چکمه بلند ضد اب
hornblends U هرن بلند
levitating U بلند شدن
levitates U بلند شدن
levitated U بلند شدن
tore U علف بلند
high flying U بلند پرواز
ambition U بلند همتی
tossing U ضربه بلند
tosses U ضربه بلند
tossed U ضربه بلند
toss U ضربه بلند
gaberdine U ردای بلند
gantelope U دستکش بلند
gantlope U دستکش بلند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com