Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
fast break
U
حمله سریع به دروازه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
heavier
U
گوی سریع که نزدیک دروازه میافتد
heaviest
U
گوی سریع که نزدیک دروازه میافتد
heavy
U
گوی سریع که نزدیک دروازه میافتد
heavies
U
گوی سریع که نزدیک دروازه میافتد
slots
U
منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
slot
U
منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
slotting
U
منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
balestra
U
پرش کوتاه و سریع شمشیرباز بجلو برای حمله
rollover
U
استفاده از بافر بین صفحه کلیدوکامپیوتر برای تامین ذخیره سریع کلیدبرای ماشین نویسهای سریع که چندین کلید را خیلی سریع انتخاب می کنند
team handball court
U
مربع مستطیل 04 در 02 متر که باخطی به موازات خط دروازه به دو قسمت تقسیم شده وهر منطقه یک دروازه دارد
passout
U
پاس از پشت دروازه به یاردر جلوی دروازه
kick save
U
نجات دروازه با پای دروازه بان
marine express
U
کالای سریع الحرکت از راه دری_ا سیستم حمل و نقل سریع دریایی
goal judge
U
داور پشت دروازه لاکراس داور دروازه واترپولو
hysterics
U
حمله خنده غیر قابل کنترل حمله گریه
velimirovic attack
U
حمله ولیمیروویچ در حمله سوزین از دفاع سیسیلی شطرنج
counter riposte
U
حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
dma
U
اتصال سریع و مستقیم بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی کامپیوتر که مانع دستیابی به توابع خواندن داده میشود
elements
U
دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
element
U
دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
dma
U
CI واسط که ارسال داده سریع بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی فراهم میکند معمولاگ کنترولی از طریق CPU متوقف میشود
vortex breakdown/brust
U
جدایی ناگهانی جریانهای حلقوی از لبه حمله بالهای دلتا در زاویه حمله معین که واماندگی این نوع بالها رانشان میدهد
snap pass
U
پاس سریع با پیچش سریع مچ
rio treaty
U
اکوادور ونیکاراگوئه به سال 7491 که به موجب ان در صورت حمله به یک از کشورهای امریکایی همه کشورهای دیگر حق حمله مسلحانه را دارند
hysterogenic
U
حمله تشنجی شبیه حمله
ond shot
U
بیک حمله دریک حمله
hysteroid
U
حمله تشنجی شبیه حمله
goalpost
U
تیر دروازه تیر عمودی دروازه
goalposts
U
تیر دروازه تیر عمودی دروازه
speedy
U
سریع السیر سریع
speediness
U
سریع السیر سریع
front line
U
خط حمله خط حمله یادفاع
target date
U
زمان حمله به هدف یا تاریخ حمله به هدف
gateways
U
دروازه
gateway
U
دروازه
gates
U
دروازه
barbacan
U
دروازه
barbican
U
دروازه
port
U
دروازه
goal area line
U
خط دروازه
goals
U
دروازه
goal
U
دروازه
hoops
U
دروازه
gate
U
دروازه
hoop
U
دروازه
portal
U
دروازه
portals
U
دروازه
hoop
U
دروازه کروکه
goals
U
دروازه بان
own goal
U
گل به دروازه خودی
octroi
U
دروازه بانی
goal mouth
U
دهانه دروازه
gate keeper
U
دروازه بان
goal crease
U
محوطه دروازه
goal keeper line
U
خط دروازه بان
goal keeper
U
دروازه بان
octroi
U
مالیات دم دروازه
keep goal
U
دروازه بانی
logic gate
U
دروازه منطقی
hoops
U
دروازه کروکه
saves
U
نجات دروازه
saved
U
نجات دروازه
wickets
U
دروازه کوچک
goal posts
U
پایههای دروازه
save
U
نجات دروازه
goal
U
دروازه بان
own goals
U
گل به دروازه خودی
wicket
U
دروازه کوچک
goal tender
U
دروازه بان
keepers
U
دروازه بان
gatekeeper
U
دروازه بان
gatekeepers
U
دروازه بان
between the pipes
U
تیر دروازه
goalkeeper
U
دروازه بان
puck stopper
U
دروازه بان
tend goal
U
دروازه بانی
in goal
U
دروازه بان
goalies
U
دروازه بان
goalar
U
دروازه بان
goalie
U
دروازه بان
keeper
U
دروازه بان
goalkeepers
U
دروازه بان
tend goal
U
حفظ دروازه
starting gate
U
دروازه شروع
attacting zone
U
منطقه دروازه
gatepost
U
بازوی دروازه
gateposts
U
بازوی دروازه
goal area
U
منطقه دروازه
sally port
U
دروازه بزرگ قلعه
gatehouses
U
اطاق دروازه بان
upright
U
تیرک عمودی دروازه
shootings
U
شوت بسوی دروازه
shooting
U
شوت بسوی دروازه
sally port
U
دروازه عبور از قلعه
goalpost
U
تیرک عمودی دروازه
changing the goal keeper
U
تعویض دروازه بان
gatehouse
U
اطاق دروازه بان
goal kick
U
شوت بسوی دروازه
standup goalie
U
دروازه بانی ایستاده
crossbars
U
تیرک افقی دروازه
gate post
U
تیرچارچوب دروازه باهویابازوی در
goal umpire
U
دروازه بان واترپولو
goalthrow
U
پرتاب دروازه بان
petard
U
بمب دروازه ریز
twentyfive
U
خط 52 یاردی موازی با خط دروازه
flopper
U
دروازه بان شیرجه رو
goalposts
U
تیرک عمودی دروازه
deciding
U
نزدیک به دروازه حریف
shot direct at goal
U
شوت مستقیم به دروازه
goal games
U
بازیهای دروازه دار
long ball
U
پرتاب از دور به دروازه
crossbar
U
تیرک افقی دروازه
offside line
U
خط فرضی موازی با دروازه
gates
U
دروازه شروع اسکی
gate
U
دروازه شروع اسکی
warder
U
نگهبان دروازه یا قصر
double reverse
U
شوت برگردان به دروازه
catching glove
U
دستکش دروازه بان
He was approaching the gate.
U
او
[مرد]
به دروازه نزدیک شد.
goalkeepers
U
دروازه بان فوتبال
goalkeeper
U
دروازه بان فوتبال
warders
U
نگهبان دروازه یا قصر
logic
U
دروازه یا ترکیب دروازههای منط قی
nineteen
U
علامت تعویض دروازه بان
punch the ball
U
مشت کردن دروازه بان
nineteens
U
علامت تعویض دروازه بان
send off
U
حرکت اسبها از دروازه شروع
gatehouses
U
اطاق یازندان بالای دروازه
gatehouse
U
اطاق یازندان بالای دروازه
send-off
U
حرکت اسبها از دروازه شروع
gateposts
U
تیر چار چوب دروازه
drop a goal
U
ضربه زدن بر فراز دروازه
stick glove
U
دستکش کلفت دروازه بان
gatepost
U
تیر چار چوب دروازه
defensive
U
منطقه دفاعی شامل دروازه
active
U
دروازهای که برخلاف دروازه نافعال
clears
U
دورکردن گوی از نزدیک دروازه
clears
U
دفع توپ ازحوالی دروازه
clearest
U
دورکردن گوی از نزدیک دروازه
clearest
U
دفع توپ ازحوالی دروازه
touch in goal
U
محدوده بین خط دروازه و خط مرزی
clearer
U
دورکردن گوی از نزدیک دروازه
clearer
U
دفع توپ ازحوالی دروازه
touch in goal line
U
ادامه خط بین خط دروازه و خط مرزی
clear
U
دورکردن گوی از نزدیک دروازه
clear
U
دفع توپ ازحوالی دروازه
in-
U
توپی که وارد دروازه شده
send-offs
U
حرکت اسبها از دروازه شروع
seelos
U
دروازه بشکل اچ در مارپیچ کوچک
in
U
توپی که وارد دروازه شده
drop goal
U
رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
faubourg
U
قسمتی ازشهر که بیرون دروازه باشد
field player
U
بازیگران جز دروازه بان بازیگر ثابت
uprights
U
تیرهای عمودی دروازه فوتبال امریکایی
end zone
U
منطقه 09 متری بین خط دروازه و خط انتهایی
hanging-post
U
[تیرک عمودی که در یا دروازه به آن آویزان می شود.]
battering ram
U
میله مخصوص شکستن دروازه ها و غیره
battering rams
U
میله مخصوص شکستن دروازه ها و غیره
dropped goal
U
رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
goal kick
U
ضربه ازاد مستقیم روی دروازه
peels
U
گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
field goal
U
رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
goal throw
U
پرتاب ازاد دروازه بان واترپولو
peel
U
گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
A creaking gate hang long.
<proverb>
U
یک دروازه شکسته مدتها سرپا می ایستد.
post attack
U
بعد از اجرای حمله یا تک وقایع بعد از اجرای حمله
place kick
U
توپ را از روی زمین با پا بطرف دروازه زدن
smothered
U
شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smothering
U
شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
gopura
U
[دروازه بلند و مزین مقبره های هندی]
smothers
U
شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
inverter
U
دروازه منط قی برای امکانات بر عکس کردن
smother
U
شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
headman
U
پاس دادن به یار نزدیک دروازه حریف
inhibits
U
ورودی دروازه که سیگنال خروجی را بلاک میکند
stickside
U
سمتی از بدن دروازه بان باچوب هاکی
inhibit
U
ورودی دروازه که سیگنال خروجی را بلاک میکند
three state logic
U
دروازه منط قی یا IC که سه وضعیت خروجی ممکن دارد
headmen
U
پاس دادن به یار نزدیک دروازه حریف
short side
U
خط بازیگران با تعداد کمتری بازیگر دهانه دروازه
to rifle the ball into the goal
U
با ضربه خیلی محکم توپ را به دروازه شوت کردن
deflections
U
ضربهای که به چیزی بخوردو گوی بطرف دروازه برود
analogues
U
دروازه منط قی که خروجی آن مط ابق با یک سیگنال ورودی است
punters
U
دروازه بان ماهر در ردکردن توپ با مشت شرطبند
analog
U
دروازه منط قی که خروجی آن مط ابق با یک سیگنال ورودی است
punter
U
دروازه بان ماهر در ردکردن توپ با مشت شرطبند
deflection
U
ضربهای که به چیزی بخوردو گوی بطرف دروازه برود
bounce shot
U
گویی که به زمین می خورد وبه طرف دروازه می رود
analogue
U
دروازه منط قی که خروجی آن مط ابق با یک سیگنال ورودی است
flopping
U
شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
gates
U
زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
flopped
U
شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
tries
U
کسب 3 امتیاز با تماس دادن توپ با زمین در خط دروازه حریف
end zone
U
منطقه اخر زمین هاکی از خط ابی تادیوار پشت دروازه
flop
U
شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
try
U
کسب 3 امتیاز با تماس دادن توپ با زمین در خط دروازه حریف
break
U
جداکردن دو بوکسور ازیورتمه به چهارنعل حرکت از دروازه شروع اسبدوانی
gate
U
زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
flops
U
شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
icing
U
ضربه خطای مدافع از نیمه زمین خودی به خط دروازه حریف
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com