Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
right of self preservation
U
حق دفاع از خود
the right of self-defence
U
حق دفاع از خود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
press
U
فشار روی دفاع
presses
U
فشار روی دفاع
answer
U
دفاع کردن
answer
U
دفاع
answered
U
دفاع کردن
answered
U
دفاع
answering
U
دفاع کردن
answering
U
دفاع
answers
U
دفاع کردن
answers
U
دفاع
striker
U
توپ زن هنگام دفاع از میله
strikers
U
توپ زن هنگام دفاع از میله
redundancies
U
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
redundancy
U
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
advocacy
U
دفاع
opening
U
شکافتن دفاع
openings
U
شکافتن دفاع
castle
U
میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
castles
U
میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
zone
U
دفاع منطقهای
zones
U
دفاع منطقهای
vindication
U
دفاع
passive
U
دفاع بدون تیراندازی
passives
U
دفاع بدون تیراندازی
sweeper
U
اخرین مدافع در سیستم دفاع بتونی پرتابی در بولینگ که با پیچ تمام یا بیشتر میله ها را می اندازد
sweepers
U
اخرین مدافع در سیستم دفاع بتونی پرتابی در بولینگ که با پیچ تمام یا بیشتر میله ها را می اندازد
self-defence
U
دفاع از خود
barrister
U
وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
barristers
U
وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
pale
U
حصار دفاعی دفاع
paler
U
حصار دفاعی دفاع
palest
U
حصار دفاعی دفاع
convoy
U
کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
convoys
U
کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
defensible
U
دفاع کردنی
defensible
U
دفاع پذیر
defensible
U
قابل دفاع
protectionism
U
دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
blocking
U
سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
fend
U
دفاع کردن
block
U
دفاع
block
U
دفاع در مقابل ابشار
blocked
U
دفاع
blocked
U
دفاع در مقابل ابشار
blocks
U
دفاع
blocks
U
دفاع در مقابل ابشار
force
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forces
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forcing
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
breast
U
باسینه دفاع کردن
breasts
U
باسینه دفاع کردن
apologetically
U
از راه پوزش یا دفاع
penetrate
U
نفوذ در دفاع
penetrated
U
نفوذ در دفاع
penetrates
U
نفوذ در دفاع
daylight
U
نفوذ در دفاع
two-way
U
موفق در حمله و دفاع
defend
U
دفاع کردن از
defend
U
دفاع کردن
defend
U
دفاع
defended
U
دفاع کردن از
defended
U
دفاع کردن
defended
U
دفاع
defending
U
دفاع کردن از
defending
U
دفاع کردن
defending
U
دفاع
defends
U
دفاع کردن از
defends
U
دفاع کردن
defends
U
دفاع
defence
U
دفاع
defence
U
دفاع کردن استحکامات
defenses
U
دفاع
defenses
U
دفاع کردن استحکامات
untenable
U
غیرقابل دفاع
bridgehead
U
دفاع ازقسمت عقب پل
bridgeheads
U
دفاع ازقسمت عقب پل
uncovered
U
بی دفاع
coverage
U
دفاع پوششی
stand
U
دفاع مداوم
parried
U
دفاع
parried
U
سد کردن دفاع مستقیم
parries
U
دفاع
parries
U
سد کردن دفاع مستقیم
parry
U
دفاع
parry
U
سد کردن دفاع مستقیم
parrying
U
دفاع
parrying
U
سد کردن دفاع مستقیم
open
U
خط بازبی دفاع
open
U
بی دفاع واریز نش
opened
U
خط بازبی دفاع
opened
U
بی دفاع واریز نش
opens
U
خط بازبی دفاع
opens
U
بی دفاع واریز نش
advocate
U
دفاع کردن
advocated
U
دفاع کردن
advocates
U
دفاع کردن
advocating
U
دفاع کردن
champion
U
مبارزه دفاع کردن از
championed
U
مبارزه دفاع کردن از
championing
U
مبارزه دفاع کردن از
Other Matches
samisch variation
U
واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
russian defence
U
دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
schleman defence
U
دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
defense
U
دفاع وزارت دفاع
one on one
U
دفاع یارگری دفاع تک به تک
self defense
U
دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
apologias
U
دفاع
one man block
U
تک دفاع
pleading
U
دفاع
advocation
U
دفاع
apologia
U
دفاع
czech defence
U
دفاع چک
defense
U
دفاع
munition
U
دفاع
tae
U
دفاع با پا
fencing
U
دفاع
secretary of defence
U
وزیر دفاع
secretary of defense
U
وزیر دفاع
pleaded
U
دفاع کردن
active defense
U
دفاع عامل
zone defence
U
دفاع منطقهای
to stick up for
U
دفاع کردن از
yogoslav defence
U
دفاع یوگوسلاو
plead
U
دفاع کردن
yogoslav defence
U
دفاع پیرک
tenability
U
دفاع پذیری
pleads
U
دفاع کردن
self defence
U
دفاع مشروع
mikazuki uke ushiro geri
U
دفاع هلالی
meran defence
U
دفاع مران
defendant
U
دفاع کننده
indefensible
U
غیرقابل دفاع
defensive
U
منطقه دفاع
dogging
U
دفاع بسته
dog
U
دفاع بسته
makki
U
دفاع کردن
ward off
U
دفاع کردن
war department
U
وزارت دفاع
self protection
U
دفاع از نفس
secretary of state for defence
U
وزیر دفاع
vindicative
U
دفاع کننده
achi komi
U
دفاع فشاری
defendants
U
دفاع کننده
semi circular parry
U
دفاع نیمدایره
dory defence
U
دفاع دوری
d. armour
U
اسلحه دفاع
fencible
U
قابل دفاع
soto uke
U
دفاع از خارج
fullback
U
دفاع پوششی
composite defense
U
دفاع مرکب
closed variation
U
دفاع تاراش
classical variation
U
دفاع ارتدوکس
hasty defense
U
دفاع تعجیلی
simple parry
U
دفاع ساده
catenaccio
U
دفاع بتونی
damiano's defence
U
دفاع دامیانو
extended defense
U
دفاع گسترده
deraign
U
دفاع کردن
department of defense
U
وزارت دفاع
deliberate defense
U
دفاع بافرصت
defensive board
U
دفاع سبد
double guard
U
دفاع با دو دست
defense in place
U
دفاع در محل
defense in depth
U
دفاع در عمق
dutch attack
U
دفاع برد
summetrical defence
U
دفاع متقارن
special plea
U
دفاع خاص
implead
U
دفاع کردن
in self defence
U
برای دفاع
kwon
U
دفاع با دست
legitimate defence
U
دفاع مشروع
sham plea
U
دفاع پوچ
two knights' defence
U
دفاع دو اسب
anti menchanized defense
U
دفاع ضدمکانیزه
two man block
U
دفاع دونفره
ego defence
U
دفاع خود
sham plea
U
دفاع ناموجه
alekhine's defence
U
دفاع الخین
uchi uke
U
دفاع از داخل
backfield
U
دفاع نفوذی
ball hawking
U
دفاع خوب
indefensibility
U
دفاع ناپذیری
buckler
U
دفاع کردن
internal defense
U
دفاع داخلی
janisch defence
U
دفاع یانیش
janisch defence
U
دفاع شلیمان
three man block
U
دفاع سه نفره
juji uke
U
دفاع ضربدری
benoni defence
U
دفاع بنونی
to make a d.
U
دفاع کردن
kake uke
U
دفاع قلابی
age ake
U
دفاع بالارونده
morote uke
U
دفاع دوتایی
pillsbury defence
U
دفاع پیلزبری
nagashi uke
U
دفاع پرسی
pierce the block
U
شکافتن دفاع
philidor's defence
U
دفاع فیلیدور
russian defence
U
دفاع روسی
perceptual defense
U
دفاع ادراکی
to defend
[from]
U
دفاع کردن
[از]
pirc defence
U
دفاع پیرک
plea of accused
U
دفاع متهم
robatsch defence
U
دفاع روباتش
propugn
U
دفاع کردن از
polish defence
U
دفاع لهستانی
position defense
U
دفاع موضعی
position defense
U
دفاع یا پدافندثابت
right of self defence
U
حق دفاع مشروع
replication
U
رونوشت دفاع
morote uke
U
دفاع با دست
national defense
U
دفاع ملی
national defence
U
دفاع ملی
asserts
U
دفاع کردن از
asserting
U
دفاع کردن از
asserted
U
دفاع کردن از
assert
U
دفاع کردن از
dogs
U
دفاع بسته
parry of debate
U
دفاع درمنافره
offensive block
U
دفاع تهاجمی
say a good word for
U
دفاع کردن
scandinavian defence
U
دفاع اسکاندیناویایی
kevitz trajkovic defence
U
دفاع کویتس- تراکوویچ
sitting duck
U
هدف بی دفاع واسان
drop the ball behind the block
U
جاخالی پشت دفاع
queen's fianchetto defence
U
دفاع فیانکتوی وزیر
line backing
U
دفاع پشت خط تجمع
muniment
U
وسیله دفاع لوازم
se defedendo
U
در حین دفاع از خود
pillsbury defence
U
دفاع کمبریج اسپرینگز
passive defense
U
دفاع غیر عامل
petrov
U
دفاع پتروف یا روسی
indefensibly
U
بطور دفاع ناپذیر
indian defence
U
دفاع هندی شطرنج
sicilian defence
U
دفاع سیسیلی شطرنج
moon doung makki
U
نوعی دفاع تکواندو
grunfeld's defence
U
دفاع گرونفلد شطرنج
geitja makki
U
دفاع دوبله بحالت
joke opening
U
دفاع مدرن شطرنج
national defense
U
دفاع در سطح ملی
french defence
U
دفاع فرانسوی شطرنج
ministry of national defence
U
وزارت دفاع ملی
scandinavian defence
U
دفاع متقابل مرکزی
fegatello
U
فگاتلو در دفاع دواسب
kake uke
U
دفاع قلاب وار
modern defence
U
دفاع مدرن شطرنج
all around defense
U
دفاع دورتا دور
cheat
U
موضعگیری برای دفاع
assert oneself
U
از حق خود دفاع کردن
back checker
U
بازگشته برای دفاع
to keep at bay
U
دفاع کردن درمقابل
tchigorin indian
U
دفاع هندی چیگورین
bays
U
دفاع کردن درمقابل
baying
U
دفاع کردن درمقابل
speak out
<idiom>
U
دفاع کردن از چیزی
hold one's own (in an argument)
<idiom>
U
دفاع از موقعیت خود
cheated
U
موضعگیری برای دفاع
cheats
U
موضعگیری برای دفاع
vindicatory
U
مربوط به دفاع و حمایت
champions
U
مبارزه دفاع کردن از
bay
U
دفاع کردن درمقابل
bayed
U
دفاع کردن درمقابل
cover point
U
عضو دفاع نزدیک
defense
U
دفاع کردن استحکامات
defense
U
دفاع توپزن از میله ها
spike over the block
U
ابشار از بالای دفاع
surface mission
U
ماموریت دفاع زمینی
classical bononi defence
U
دفاع بنونی کلاسیک
civil defense
U
دفاع غیر نظامی
centre counter defence
U
دفاع متقابل مرکزی
caro kann defence
U
دفاع کارو- کان
queen's indian defence
U
دفاع هندی وزیر شطرنج
russian system
U
سیستم روسی در دفاع گرونفلد
panov botvinnik attack
U
دفاع پانوف- باتوینیک دردفاع
to defend oneself
[against]
U
از خود دفاع کردن
[درمقابل]
pierce the block
U
ابشار محکم غیرقابل دفاع
old indian defence
U
دفاع هندی قدیم شطرنج
orthodox defence
U
دفاع ارتودکس در گامبی وزیرشطرنج
on guard
U
اماده برای دفاع باشید
pirc variation
U
واریاسیون پیرک در دفاع نیمزوهندی
netblock
U
ابشاری که نیاز به دفاع ندارد
defence
[British E]
U
دفاع
[قانون]
[ورزش]
[ارتش]
defense
[American E]
U
دفاع
[قانون]
[ورزش]
[ارتش]
in defence of somebody
[something]
U
برای دفاع از کسی
[چیزی]
staunton gambit
U
گامبی استاونتن در دفاع هلندی
indefensibly
U
چنانکه دفاع بردار نباشد
budapest defence
U
دفاع بوداپست در پیاده وزیرشطرنج
burn variation
U
واریاسیون برن در دفاع فرانسوی
taimanov's variation
U
واریاسیون تایمانوف در دفاع سیسیلی
circular parry
U
دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
counter parry
U
دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
slav defence
U
دفاع اسلاو در گامبی وزیرشطرنج
smyslov system
U
سیستم اسمیسلوف در دفاع گرونفلد
closed defence
U
دفاع بسته در روی لوپس
swedish variation
U
واریاسیون سوئدی در دفاع تاراش
detachment parry
U
دفاع با دور کردن شمشیرحریف
sozin attack
U
حمله سوزین در دفاع سیسیلی
cozio defence
U
دفاع کوتسیو در روی لوپس
czech defence
U
نام منسوخ دفاع اسلاو
dan
U
درجه 1 تا 01 برای مهارت در دفاع
eot geo reo
U
باز کردن دفاع ضربدری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com