Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
block protection
U
حفافت بلوک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
block length
U
درازای بلوک طول بلوک
splash proof enclosure
U
حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
parishes
U
بلوک
nested block
U
بلوک تو در تو
parish
U
بلوک
districts
U
بلوک
block
U
بلوک
blocked
U
بلوک
blocks
U
بلوک
bloc
U
بلوک
blocs
U
بلوک
cantons
U
بلوک
monolith
U
بلوک
monoliths
U
بلوک
canton
U
بلوک
block header
U
سر بلوک
district
U
بلوک
radius block
U
بلوک شعاعی
anchoring
U
لنگر بلوک
anchors
U
لنگر بلوک
radium block
U
بلوک شعاعی
block diagram
U
بلوک دیاگرام
block move
U
جابجایی بلوک
block definition
U
تعریف بلوک
roughed slab
U
بلوک کوچک
arrow block
U
بلوک پیکانی
block operation
U
عملیات بلوک
control block
U
بلوک کنترل
cylinder block
U
بلوک سیلندر
deblocking
U
از بلوک دراوردن
end of block
U
پایان یک بلوک
engine block
U
بلوک موتور
block move
U
انتقال بلوک
erratic block
U
بلوک نامنظم
form block
U
بلوک فرمکاری
mastic blocks
U
بلوک قیری
en bloc
U
دریک بلوک
eob
U
پایان یک بلوک
block transfer
U
انتقال بلوک
fuse block
U
بلوک فیوز
anchor
U
لنگر بلوک
blocks
U
بلوک ساختن
sprite
U
یک بلوک از پیکسل ها
blocking
U
بلوک بندی
block
U
بلوک سیمانی
block
U
بلوک ساختن
blocked
U
بلوک سیمانی
blocked
U
بلوک ساختن
dosseret
U
بلوک سه بعدی
storage block
U
بلوک ذخیره
blocks
U
بلوک سیمانی
bins
U
بلوک سه بعدی الکترونیکی
bin
U
بلوک سه بعدی الکترونیکی
block graphics
U
نگاره سازی بلوک
erratic block
U
بلوک جابجا شونده
blocking factor
U
فاکتور بلوک بندی
block lining
U
پوشش با بلوک سیمانی
comecon
U
گروه تجاری بلوک شرق
corps de logis
U
[بلوک سیمانی اصلی در ساختمان]
to walk around the block
U
دور بلوک خیابان راه رفتن
character map
U
شبکهای از بلوک ها روی صفحه نمایش
boss formerly boce
U
[بلوک منبت کاری شده برجسته]
cyclopean
U
[معماری ترکیب شده با شکلهای نامنظم در بلوک سیمانی]
long-and-short work
[بنایی با استفاده از بلوک های افقی و عمودی بلند و کوتاه]
safekeeping
U
حفافت
custody
U
حفافت
cell protection
U
حفافت سل
conservation
U
حفافت
protection
U
حفافت
security
U
حفافت
preservation
U
حفافت
egis
U
حفافت
safe guard
U
حفافت
overcurrent device
U
دستگاه حفافت
cathode protection
U
حفافت کاتدی
physical security
U
حفافت تاسیسات
protect by fuse
U
حفافت با فیوز
protection key
کلید حفافت
data protection
U
حفافت داده ها
format
U
حفافت حافظه و..
protection ring
U
حلقه حفافت
safe keeping
U
حفافت توجه
safety gap
U
دهانه حفافت
self protection
U
حفافت از خود
memory protection
U
حفافت حافظه
line differential protection
U
حفافت دیفرانسیلی خط
impedance protection
U
حفافت امپدانس
data encryption
U
حفافت داده
x ray protection
U
حفافت رونتگن
system security
U
حفافت سیستم
degree of protection
U
میزان حفافت
storage protection
U
حفافت حافظه
conservable
U
قابل حفافت
storage protection
U
حفافت انباره
file protection
U
حفافت پرونده
file protection
U
حفافت فایل
collective protection
U
حفافت جمعی
collective protection
U
حفافت گروهی
protection level
U
سطح حفافت
soil conservation
U
حفافت خاک
guards
U
حفافت کردن
shields
U
حفافت کردن
protects
U
حفافت کردن
maintenance
U
حفافت کردن
safeguard
U
حفافت کردن
guard
U
حفافت کردن
safeguarded
U
حفافت کردن
safeguarding
U
حفافت کردن
protecting
U
حفافت کردن
protect
U
حفافت کردن
safeguards
U
حفافت کردن
guarding
U
حفافت کردن
shield
U
حفافت کردن
anti skid protection
U
حفافت از لغزش
formats
U
حفافت حافظه و..
anodic protection
U
حفافت اندی
shielded
U
حفافت شده
armor protection
U
حفافت زرهی
protection
U
عمل حفافت
cylinder block
U
بلوک واحدی که سیلندرهای یک موتور پیستونی خطی که با مایع خنک مشوند رادربرمیگیرد
flood protection
U
حفافت در مقابل طغیان
overload protection
U
حفافت بار زیاد
file protect ring
U
حلقه حفافت فایل
file protect ring
U
حلقه حفافت پرونده
anticorrosive protection
U
حفافت در برابر خوردگی
protective fire
U
اتشهای حفافت کننده
high tension protection
U
حفافت فشار قوی
wards
U
محجور حفافت بخش
overvoltage protection
U
حفافت فشار زیاد
positional protection device
U
دستگاه حفافت درگاه
power system protection
U
حفافت سیستم قدرت
protected field
U
میدان حفافت شده
protected location
U
مکان حفافت شده
protecting ring
U
حلقه حفافت کننده
distance protection
U
وسیله حفافت فاصله
ward
U
محجور حفافت بخش
insulation protection
U
حفافت عایق بندی
insulation against vibration
U
حفافت در برابر ارتعاش
software protection
U
حفافت نرم افزاری
shield
U
حفافت کردن درمقابل
write protect ring
U
حلقه حفافت از نوشتن
unprotected field
U
میدان حفافت نشده
to keep watch and ward
U
حفافت یادفاع کردن
custody of goods
U
حفافت یا نگهداری کالا
cryptosecurity
U
حفافت مکاتبات رمزی
cryptoguard
U
مسئول حفافت رمز
copy protection
U
حفافت دربرابر کپی
shields
U
حفافت کردن درمقابل
conservation programs
U
برنامههای حفافت منابع
data encyption standard
U
استاندارد حفافت داده
shielding region
U
ناحیه حفافت کننده
keeps
U
حفافت امانت داری
environmental conservation
U
حفافت محیط زیست
drip proof enclosure
U
حفافت در مقابل ریزش اب
keep
U
حفافت امانت داری
dou
U
[در معماری چین و ژاپن بلوک چوبی شکاف دار که از طاقچه دیوارکوب محافظت می کند.]
self protection
U
صیانت نفس حفافت از خود
rust protection
U
حفافت در برابر زنگ زدگی
safeguard
U
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
password protection
U
حفافت به کمک کلمه رمز
beaching
U
سنگ چینی جهت حفافت
write protect disable
U
بی اثر کردن حفافت در برابرنوشتن
safeguards
U
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguarded
U
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
subsidiary
U
باقیمانده در محل برای حفافت
chemical security
U
حفافت برعلیه مواد شیمیایی
degree of protection
U
میزان تامین درجه حفافت
acid vapor canister
U
ماسک حفافت در برابر بخاراسید
subsidiaries
U
باقیمانده در محل برای حفافت
electronic security
U
رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
retention
U
حفافت توقیف بازداشت کردن
signal security
U
حفافت امور مخابراتی یا ارتباطات
safeguarding
U
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
write protect notch
U
شکاف حفافت از نوشتن بریدگی محافظ
bed pitching
U
سنگ چینی کف کانال جهت حفافت
poaches
U
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poached
U
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poach
U
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
sacristan
U
متصدی حفافت فروف مقدسه کلیسا
troop safety
U
حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
ppd
U
Device Protection Port دستگاه حفافت گذرگاه
warned protected
U
قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
bank protection
U
حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
cylinder block boring machine
U
دستگاه سوراخ کننده بدنه سیلندر ماشین مته بلوک سیلندر
blankets
U
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
noise
U
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
share
U
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shields
U
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
shares
U
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
blanketed
U
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
scalper
U
پوشش روی پا و سم عقبی برای حفافت از ضربه پای جلو
shield
U
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
barff's precess
U
حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
blanket
U
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
protect
U
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
noises
U
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
scribing
U
روش روکش کشیدن حروف یانوشتههای نقشه برای حفافت
protects
U
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
protecting
U
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
shared
U
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com