Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
opponent
U
حریف طرف
opponents
U
حریف طرف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
assorted
U
همه فن حریف همسر
hooking
U
سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
dump
U
شکست دادن حریف درمسابقه موتورسیکلت رانی یااتومبیل رانی یا قایق قایقرانی سرعت
walkover
U
برد به سبب نداشتن حریف مسابقهای که فقط یک اسب بعلت حذف دیگر اسبها باقی مانده
walkovers
U
برد به سبب نداشتن حریف مسابقهای که فقط یک اسب بعلت حذف دیگر اسبها باقی مانده
competitor
U
حریف
competitors
U
حریف
butt
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
lap
U
رسیدن به حریف جلویی
lapped
U
رسیدن به حریف جلویی
utility
U
ذخیره همه فن حریف
charge
U
حمله به حریف
charges
U
حمله به حریف
bind
U
کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
binds
U
کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
feint
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
hand
U
میلههای تسخیرشده حریف در پایان
handing
U
میلههای تسخیرشده حریف در پایان
hit
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit
U
به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
hits
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
U
به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
hitting
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
U
به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
blank
U
ممانعت از امتیاز گیری حریف
blankest
U
ممانعت از امتیاز گیری حریف
knockout
U
با ضربت بیهوش کنندهای حریف رابزمین زدن ضربه فنی
knockouts
U
با ضربت بیهوش کنندهای حریف رابزمین زدن ضربه فنی
slashing
U
چرخاندن چوب به طرف حریف
impeding
U
خطا روی حریف بدون توپ
dribble
U
رد کردن توپ از حریف
dribbled
U
رد کردن توپ از حریف
dribbles
U
رد کردن توپ از حریف
dribbling
U
رد کردن توپ از حریف
protection
U
سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
stack
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
strip
U
کشیدن یا انداختن توپ از دست حریف
drop
U
جاگذاشتن حریف
drop
U
پشت سر گذاشتن حریف دو
dropped
U
جاگذاشتن حریف
dropped
U
پشت سر گذاشتن حریف دو
dropping
U
جاگذاشتن حریف
dropping
U
پشت سر گذاشتن حریف دو
drops
U
جاگذاشتن حریف
drops
U
پشت سر گذاشتن حریف دو
away
U
زمین حریف
away
U
بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
croquet
U
بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
covered
U
گرفتن شمشیر به وضعی که شمشیر خودبخود در حمله حریف منحرف نشود
clinch
U
بغل کردن حریف
clinch
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched
U
بغل کردن حریف
clinched
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches
U
بغل کردن حریف
clinches
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching
U
بغل کردن حریف
clinching
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
odd
U
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
odder
U
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
oddest
U
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
standstill
U
در کنار یکدیگر رکاب زدن و درانتظار اشتباه حریف بودن برای گریز
charging
U
خطای مهاجم خطای ناشی از یورش به حریف
block
U
سدکردن غیرمجاز حریف
blocked
U
سدکردن غیرمجاز حریف
blocks
U
سدکردن غیرمجاز حریف
hold
U
گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
holds
U
گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
glide
U
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glided
U
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glides
U
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
headman
U
پاس دادن به یار نزدیک دروازه حریف
headmen
U
پاس دادن به یار نزدیک دروازه حریف
force
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forces
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forcing
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
hack
U
ضربه خطای دست به بازوی حریف
hacked
U
ضربه خطای دست به بازوی حریف
hacks
U
ضربه خطای دست به بازوی حریف
squeeze
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezed
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezes
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezing
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
submarine
U
خزیدن یاشیرجه رفتن از زیر دست حریف مهاجم
submarines
U
خزیدن یاشیرجه رفتن از زیر دست حریف مهاجم
hole
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
guard
U
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guarding
U
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guards
U
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
tackle
U
ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackled
U
ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
Other Matches
underhook
U
گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
head and arm
U
هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
gain ground
U
ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
loops
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
looped
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
side sweep and over under
U
گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
face off
U
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
rivals
U
حریف
rival
U
حریف
match
U
حریف
rivaled
U
حریف
rivaling
U
حریف
adversarial
U
حریف
rivalled
U
حریف
matches
U
حریف
rivalling
U
حریف
d. cut d.
U
حریف
adversary
U
حریف
adversaries
U
حریف
foes
U
حریف
foe
U
حریف
challengers
U
حریف
challenger
U
حریف
opponents
U
حریف
opponent
U
حریف
shadowing
U
چسبیدن به حریف
coped
U
حریف شدن
sell a dummy
U
فریفتن حریف
razzle dazzle
U
فریفتن حریف
shadow
U
چسبیدن به حریف
playing the man
U
بازی با حریف
shadowed
U
چسبیدن به حریف
shadows
U
چسبیدن به حریف
i cannot manage him
U
حریف او نمیشوم
deliver a series of blows
U
بمباران حریف
he was too much for me
U
من حریف او نبودم
adversaries
U
حریف کشتی
adversary
U
حریف کشتی
downfield
U
زمین حریف
target
U
سینه حریف
targeted
U
سینه حریف
targeting
U
سینه حریف
targets
U
سینه حریف
targetted
U
سینه حریف
targetting
U
سینه حریف
head butt
U
با سر به حریف زدن
copes
U
حریف شدن
jack of all trades
U
همه فن حریف
victim
U
حریف ضعیف
jacks of all trades
U
همه فن حریف
victims
U
حریف ضعیف
copings
U
حریف شدن
ends
U
زمین حریف
ended
U
زمین حریف
swingman
U
همه فن حریف
cope
U
حریف شدن
end
U
زمین حریف
outclassing
U
شکست فاحش حریف
deciding
U
نزدیک به دروازه حریف
assault
U
حمله بدنی به حریف
outclasses
U
شکست فاحش حریف
go behind
U
به پشت حریف رفتن
burns
U
امتیاز گرفتن از حریف
outclassed
U
شکست فاحش حریف
outclass
U
شکست فاحش حریف
unanswered
U
همردیف نبودن حریف
assaulted
U
حمله بدنی به حریف
deceived
U
فریب دادن حریف
burn
U
امتیاز گرفتن از حریف
hindering
U
مانع حریف شدن
mark
U
نشانه کردن حریف
bluffs
U
حریف را از میدان درکردن
scout
U
ارزیابی حریف اینده
intercepts
U
قطع پاسکاری حریف
intercepting
U
قطع پاسکاری حریف
hinder
U
مانع حریف شدن
hinders
U
مانع حریف شدن
intercepted
U
قطع پاسکاری حریف
intercept
U
قطع پاسکاری حریف
deceive
U
فریب دادن حریف
deceiving
U
فریب دادن حریف
scouted
U
ارزیابی حریف اینده
scouts
U
ارزیابی حریف اینده
action on the blade
U
تماس با شمشیر حریف
marks
U
نشانه کردن حریف
hindered
U
مانع حریف شدن
draw
U
رویارویی دو حریف در اغار
cut down
U
زمین زدن حریف
draws
U
رویارویی دو حریف در اغار
bluff
U
حریف را از میدان درکردن
circle dodge
U
گریز از حریف در مسیرمنحنی
bluffed
U
حریف را از میدان درکردن
back sacrifice throw
U
افکندن حریف ازپشت
bluffing
U
حریف را از میدان درکردن
deceives
U
فریب دادن حریف
shut down
U
شکست دادن حریف
assaults
U
حمله بدنی به حریف
onside
U
پا به توپ در زمین حریف
manage a person
U
حریف کسی شدن
they are well matched
U
حریف یکدیگر هستند
stomach throw
U
افکندن حریف از پشت
outplay
U
بازی بهتر از حریف
outroll
U
شکست دادن حریف
put the ball on the floor
U
رد کردن توپ از حریف
sparring partner
U
حریف مشت بازی
personal foul
U
خطای بدنی به حریف
pattern offense
U
موضعگیری در برابر حریف
kukutsu dachi
U
ایستادن در مقابل حریف
to stand up to one's opponent
U
با حریف روبرو شدن
He is jack of all trades . he can cope with any thing .
U
همه فن حریف است
jink
U
فریب دادن حریف
kin geri
U
لگد به بیضه حریف
hinders
U
جلوگیری از ضربه زدن حریف
hindering
U
جلوگیری از ضربه زدن حریف
clothes lines
U
ضبه زدن و انداختن حریف
clothes line
U
ضبه زدن و انداختن حریف
hindered
U
جلوگیری از ضربه زدن حریف
simple leg ride
U
شگک خراب کردن حریف
to overcrow one's rival
U
از پیروزی بر حریف شادی کردن
trompement
U
گریز شمشیرباز از ضربه حریف
dummies
U
گول زدن حریف در تجمع
dummy
U
گول زدن حریف در تجمع
underdogs
U
فرصت برد به حریف ندادن
underdog
U
فرصت برد به حریف ندادن
slashes
U
چرخاندن چوب به طرف حریف
slashed
U
چرخاندن چوب به طرف حریف
slash
U
چرخاندن چوب به طرف حریف
unlap
U
یک دور به حریف نزدیکتر شدن
win by retirement
U
پیروزی با کنار رفتن حریف
hinder
U
جلوگیری از ضربه زدن حریف
shut out
U
مانع پیروزی حریف شدن
gang tackle
U
با چند بازیگر حریف را فروداوردن
parrying
U
دفع کردن حمله حریف
interference
U
سد کردن غیرمجاز راه حریف
shoulder block
U
سد کردن حریف با ضربه شانه
finger hold
U
خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
parries
U
دفع کردن حمله حریف
double hi
U
ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
parry
U
دفع کردن حمله حریف
double touch
U
ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
shut off
U
بهم زدن نقشه حریف
bootleg
U
نوعی حمله با فریفتن حریف
bait the hole
U
گول زدن مدافع حریف
box out
U
موضعگیری بین حریف و سبد
holding and hitting
U
گرفتن حریف و ضربه زدن
hand out
U
حریف دریافت کننده سرویس
hip rool
U
تاباندن حریف از روی باسن
outside hook
U
فت پا و بهم زدن تعادل حریف
out of distance
U
دور بودن شمشیرباز از حریف
parried
U
دفع کردن حمله حریف
hip check
U
سد کردن راه حریف با کمر وباسن
wraparound check
U
سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
to backtrack
<idiom>
<verb>
U
عقب کشیدن
[از موضوعی در مقابل حریف]
to row back
<idiom>
<verb>
U
عقب کشیدن
[از موضوعی در مقابل حریف]
stances
U
طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
hand off
U
کنار زدن حریف بوسیله توپدار
to be second to no one
<idiom>
U
هیچکس حریف او نمی شود
[اصطلاح]
to be second to none
<idiom>
U
هیچکس حریف او نمی شود
[اصطلاح]
to row back
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
to backtrack
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
high sticking
U
بالابردن چوب و ضربه زدن به حریف
front underlock
U
خیمه کامل و پریدن به پشت حریف
stances
U
طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
wipe out
U
شکست دادن حریف با امتیاز زیاد
direct free kick
U
مکث مهاجم برای فریفتن حریف
deropement
U
مانور حمله با گریز ازشمشیر حریف
deke
U
گول زدن حریف برای تغییرمحل
open ice
U
قسمتی از محوطه بازی که حریف در ان نیست
sweat out
U
بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
compound parry
U
دفع شمشیر حریف با دو حرکت یا بیشتر
stationary tactics
U
دردروازه ضربه ازاد از حریف گرفتن
close in
U
نزدیک شدن شمشیرباز به بدن حریف
change of engagement
U
وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
multiple foul
U
خطای همزمان چند بازیگرروی یک حریف
near all
U
نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
overplayed
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
hole job
U
شکست دادن حریف با شروع بهتر
hole shot
U
شکست دادن حریف با شروع بهتر
hook check
U
سد کردن راه چوب حریف ازعقب
forcing shot
U
ضربهای که حریف را واداربه دفاع میکند
kneeing
U
خطای سد کردن راه حریف بازانو
triple team
U
سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
loose ball foul
U
خطا روی حریف بدون توپ
play control foul
U
خطا روی حریف بدون توپ
man up
U
بازی با یک نفر بیشتر از تعدادافراد حریف
power forward
U
مامورجلوگیری از نزدیک شدن حریف به سبد
stance
U
طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
chanced
U
فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
chance
U
فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
overplays
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
peel
U
گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
tripping
U
با خطا تعادل حریف را بهم زدن
overplay
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
chances
U
فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
matches
U
وصلت دادن حریف کسی بودن
stance
U
طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
chancing
U
فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
peels
U
گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
match
U
وصلت دادن حریف کسی بودن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com