Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
circular motion
U
حرکت گردشی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
rotatory
U
گردشی
ambulatory
U
گردشی
cyclical
U
گردشی
circulatory
U
گردشی
peristrephic
U
گردشی
circulation oiling
U
روغنکاری گردشی
round robin
U
نوبت گردشی
flow diagram
U
نمودار گردشی
autorotation
U
خود گردشی
rotary drill
U
گمانه زن گردشی
flood oiling
U
روغنکاری گردشی
circulating storage
U
انباره گردشی
flowchart symbol
U
نماد نمودار گردشی
flowchart
U
نمودار گردشی روندنمایی
immovable feast
U
جشن یا عیدبی گردشی
oil circulating lubrication
U
روغنکاری نوع گردشی
force feed circulation oiling
U
روغنکاری گردشی تحت فشار
deambulatory
U
[راهرو یا گردشی در صدر کلیسا]
differential ailerons
U
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
waves
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinted
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
U
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
U
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
stroke
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing
U
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
stroking
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruising
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
move off the ball
U
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
strokes
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
transferring
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise
U
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
compound motion
U
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfer
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drags
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
U
سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression
U
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skull
U
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens
U
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skulls
U
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch
U
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
nodes
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
node
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch
U
حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
quadrature encoding
U
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile
U
بدون حرکت بی حرکت
aerodynamics
U
مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
angular momentum
U
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
moment of momentum
U
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
rate of march
U
سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
convoy schedule
U
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster
U
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion
U
معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
k day
U
روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
power traverse
U
مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
move on
U
ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
convoy route
U
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
vapid
U
بی حرکت
moveless
U
بی حرکت
motionless
U
بی حرکت
move
U
حرکت
shifted
U
حرکت
stock-still
U
بی حرکت
travel
U
حرکت
travels
U
حرکت
traveled
U
حرکت
moves
U
حرکت
stationary
U
بی حرکت
geste
U
حرکت
gest
U
حرکت
behaviour
U
حرکت
demeanour
U
حرکت
shift
U
حرکت
locomotion
U
حرکت
moved
U
حرکت
afloat
U
در حرکت
agog
U
در حرکت
haviour
U
حرکت
shifts
U
حرکت
animals
U
حس و حرکت
motions
U
حرکت
motioning
U
حرکت
motioned
U
حرکت
immobile
U
بی حرکت
still
U
بی حرکت
stiller
U
بی حرکت
stillest
U
بی حرکت
stills
U
بی حرکت
movement
U
حرکت
animation
U
حرکت
animations
U
حرکت
agoing
U
در حرکت
ambulation
U
حرکت
maneuver
U
حرکت
as you were
U
حرکت از نو
behavior
U
حرکت
frozen
U
بی حرکت
behaviuor
U
حرکت
progressing
U
حرکت
progresses
U
حرکت
progressed
U
حرکت
progress
U
حرکت
departures
U
حرکت
traversing
U
حرکت
traverses
U
حرکت
motion
U
حرکت
stir
U
حرکت
stirred
U
حرکت
stirrings
U
حرکت
stirs
U
حرکت
gesture
U
حرکت
gestured
U
حرکت
gesturing
U
حرکت
inert
U
بی حرکت
animal
U
حس و حرکت
running
U
در حرکت
traverse
U
حرکت
traversed
U
حرکت
departure
U
حرکت
circulation
U
حرکت
vowel point
U
حرکت
oi
U
در حرکت
on the move
U
در حرکت
statist
U
بی حرکت
otiose
U
بی حرکت
scrolling
U
حرکت
stirabout
U
حرکت
stock still
U
بی حرکت
demeanor
U
حرکت
circulations
U
حرکت
hold still
<idiom>
U
بی حرکت
square move
U
حرکت
sedentary
U
بی حرکت
pats
U
بی حرکت
patted
U
بی حرکت
patting
U
بی حرکت
pat
U
بی حرکت
zigzagging
U
حرکت مارپیچی
switches
U
نافم حرکت
whirls
U
حرکت گردابی
cross
U
حرکت سمتی
crosser
U
حرکت سمتی
crosses
U
حرکت سمتی
crossest
U
حرکت سمتی
switched
U
نافم حرکت
switch
U
نافم حرکت
zigzags
U
حرکت زیگزاگ
whirl
U
حرکت گردابی
zigzags
U
حرکت مارپیچی
whirled
U
حرکت گردابی
whirling
U
حرکت گردابی
X direction
U
حرکت افق
zigzagging
U
حرکت زیگزاگ
shuttle
U
حرکت شاتل
shuttled
U
حرکت شاتل
shuttles
U
حرکت شاتل
traverses
U
حرکت درسمت
traversed
U
حرکت درسمت
pin down
<idiom>
U
از حرکت بازداشتن
run over
<idiom>
U
حرکت از بالای
traverse
U
حرکت درسمت
rotation
U
حرکت وضعی
naturals
U
حرکت در عنوان
traversing
U
حرکت درسمت
slow motion
U
حرکت کند
cycling
U
حرکت پاندولی
slacks
U
گیر در حرکت
slackest
U
گیر در حرکت
slack
U
گیر در حرکت
silencing
U
ایست بی حرکت
silences
U
ایست بی حرکت
silenced
U
ایست بی حرکت
silence
U
ایست بی حرکت
natural
U
حرکت در عنوان
sorties
U
شروع حرکت
rush
U
حرکت شدید
innovations
U
حرکت جدید
innovation
U
حرکت جدید
timetable
U
برنامه حرکت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com