Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sinuosity
U
حرکت موجی
wave motion
U
حرکت موجی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
ripple
U
بطور موجی حرکت کردن
rippled
U
بطور موجی حرکت کردن
ripples
U
بطور موجی حرکت کردن
rippling
U
بطور موجی حرکت کردن
steady state wave motion
U
حرکت موجی پایا
undulation
U
حرکت موجی زیروبم
Other Matches
differential ailerons
U
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
undulatory
U
موجی
flexural
U
موجی
flecky
U
موجی
flexuous
U
موجی
flexuose
U
موجی
wavelike
U
موجی
sinuate
U
موجی
sinuous
U
موجی
wave mecanics
U
مکانیک موجی
cyma reversa
U
موجی جمع
threads
U
موجی کردن
cyma
U
گچ بری موجی
cima
U
گچ بری موجی
cyma recta
U
موجی افتاده
cyma
U
گچ بری موجی
radiant energy
U
نیروی موجی
corrugate
U
موجی شدن
sinuous flow
U
جریان موجی
thread
U
موجی کردن
doucine
U
گچ بری موجی
gorge
U
[گچ بری موجی]
impedance level
U
مقاومت موجی
waviness
U
حالت موجی
undulatory current
U
جریان موجی
wave function
U
تابع موجی
plungers
U
موجی که ناگهان می شکند
plunger
U
موجی که ناگهان می شکند
vermiculate
U
دارای خطوط موجی
repand
U
دارای حاشیه موجی
half wave rectifier
U
یکسوکننده نیم موجی
full wave rectifier
U
یکسوکننده تمام موجی
sinuous
U
دارای شیارهای موجی
sinuate
U
دارای حاشیه موجی
cymatium
U
گچ بری موجی شکل
ripple sort
U
مرتب کردن موجی
schrodinger wave mechanics
U
مکانیک موجی شرودینگر
shell-shocked
U
موجی- مبتلا بهاختلالاتناشیازجنگ
crisfate
U
دارای حاشیه موجی
undulaory
U
موجی نوسانی موج نما
shouldered
U
سمت موجی که هنوز نشکسته
waves
U
موجی بودن موج زدن
shoulder
U
سمت موجی که هنوز نشکسته
waved
U
موجی بودن موج زدن
shouldering
U
سمت موجی که هنوز نشکسته
shoulders
U
سمت موجی که هنوز نشکسته
wave
U
موجی بودن موج زدن
waving
U
موجی بودن موج زدن
corrugated iron
U
اهن موجی یاچین دار
spiller
U
موجی که اهسته ویکنواخت می شکند
creese
U
یکجور خنجر که تیغه ان موجی است
cosmic microwave radiation background
U
زمینه تشعشعی میکرو موجی کیهانی
radiant flux
U
درجه نشر و تراوش نیروی موجی
A wave of anger swept over the entire world .
U
موجی از خشم دنیا را فرا گرفت
surges
U
برق موجی از هوا تشکیل موج دادن
surge
U
برق موجی از هوا تشکیل موج دادن
surged
U
برق موجی از هوا تشکیل موج دادن
kymograph
U
دستگاه ثبت نوسانات یا حرکات موجی مانند نبض
pitch
U
دستور به وسیله صوتی موجی برای تغییر صورت با فاکتور خاصی
pitches
U
دستور به وسیله صوتی موجی برای تغییر صورت با فاکتور خاصی
strigil
U
برس یاماهوت پاکن مخصوص بدن یکرشته تزئینات موجی ساختمان
waves
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
U
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
electromagnetic wave
U
موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
actinoelectric
U
اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
trackball
U
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
tapes
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruises
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroke
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
strokes
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
fish tailing
U
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
taped
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruised
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
move off the ball
U
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
cruise
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
transfer
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise
U
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transferring
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion
U
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drags
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
U
سرعت حرکت شتاب حرکت
bow wave
U
موجی که از سینه کشتی تولید میشود موج سینه
stream takeoff
U
حالت موجی هواپیماها درحال برخاستن پشت سر هم پرواز از روی باند به صورت موج پشت سر هم
angle of depression
U
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
damped wave
U
موجی که دامنه ان رفته رفته کاهش میابد
skulls
U
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skull
U
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens
U
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
travelling overwatch
U
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
nodes
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
node
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch
U
حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
quadrature encoding
U
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
huygen's principle
U
قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
sinuous weft
U
نخ پود زیر
[این نخ چون معمولا نازکتر است در موقع پودگذاری بین تارها، حالت موجی یا سینوسی به خود می گیرد لذا به این اسم نیز نامیده می شود.]
stabile
U
بدون حرکت بی حرکت
aerodynamics
U
مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
angular momentum
U
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
rate of march
U
سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
moment of momentum
U
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
convoy schedule
U
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster
U
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion
U
معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
power traverse
U
مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
convoy route
U
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
move on
U
ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
k day
U
روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
animations
U
حرکت
move
U
حرکت
stirs
U
حرکت
maneuver
U
حرکت
stirred
U
حرکت
stirrings
U
حرکت
moved
U
حرکت
frozen
U
بی حرکت
travel
U
حرکت
inert
U
بی حرکت
animation
U
حرکت
hold still
<idiom>
U
بی حرکت
gest
U
حرکت
stock-still
U
بی حرکت
geste
U
حرکت
moveless
U
بی حرکت
square move
U
حرکت
running
U
در حرکت
motionless
U
بی حرکت
stationary
U
بی حرکت
motioned
U
حرکت
afloat
U
در حرکت
agog
U
در حرکت
haviour
U
حرکت
shifts
U
حرکت
shifted
U
حرکت
traveled
U
حرکت
travels
U
حرکت
demeanor
U
حرکت
vapid
U
بی حرکت
vowel point
U
حرکت
otiose
U
بی حرکت
progressing
U
حرکت
progresses
U
حرکت
locomotion
U
حرکت
moves
U
حرکت
progressed
U
حرکت
shift
U
حرکت
on the move
U
در حرکت
oi
U
در حرکت
progress
U
حرکت
departures
U
حرکت
departure
U
حرکت
demeanour
U
حرکت
traversed
U
حرکت
animals
U
حس و حرکت
behavior
U
حرکت
behaviuor
U
حرکت
motions
U
حرکت
motioning
U
حرکت
animal
U
حس و حرکت
traverses
U
حرکت
statist
U
بی حرکت
traversing
U
حرکت
stirabout
U
حرکت
stock still
U
بی حرکت
ambulation
U
حرکت
as you were
U
حرکت از نو
agoing
U
در حرکت
behaviour
U
حرکت
gestured
U
حرکت
gesture
U
حرکت
traverse
U
حرکت
scrolling
U
حرکت
patting
U
بی حرکت
still
U
بی حرکت
patted
U
بی حرکت
stir
U
حرکت
stillest
U
بی حرکت
stills
U
بی حرکت
pats
U
بی حرکت
pat
U
بی حرکت
sedentary
U
بی حرکت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com