Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
roman cross
U
حرکت صلیبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
compound motion
U
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
Other Matches
cruciate
U
صلیبی
cruciferous
U
صلیبی
crusades
U
جنگ صلیبی
joystick switch
U
کلید صلیبی
cross-church
U
کلیسای صلیبی
staghorn
U
موت صلیبی
crosstree mast
U
دکل صلیبی
lantern-tower
U
برج صلیبی
crusade wars
U
جنگهای صلیبی
intermediate switch
U
کلید صلیبی
crusading
U
جنگ صلیبی
crossbow
U
کمان صلیبی
four way rim wrench
U
اچار صلیبی
crusade
U
جنگ صلیبی
crusaded
U
جنگ صلیبی
brace and counterbrace
U
تخته صلیبی
crossbows
U
کمان صلیبی
cross stay
U
تقویت صلیبی
four way switch
U
کلید صلیبی
cross aisal
U
راهروی صلیبی
recessed head machine screw
U
پیچ فاق صلیبی
crossbow man
U
کمانگیر با کمان صلیبی
crusader
U
شرکت کننده درجنگهای صلیبی
crusaders
U
شرکت کننده درجنگهای صلیبی
king's round
U
مسابقه با کمانهای صلیبی با6 تیر
crusaders
U
نوعی هواپیمای جنگنده یک موتوره و یکنفره جنگجوی صلیبی
crusader
U
نوعی هواپیمای جنگنده یک موتوره و یکنفره جنگجوی صلیبی
differential ailerons
U
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
geneva stop
U
کلیدچرخ دندهای صلیبی شکل که در دستگاه فیلم برداری موجود میباشد
wave
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinted
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
U
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
phillips nut
U
مهره یا سوراخ صلیبی مهره فیلیپس
trackball
U
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruising
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
strokes
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruise
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroked
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing
U
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
stroke
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruised
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroking
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
move off the ball
U
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
tapes
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
counter clockwise
U
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfers
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
halved
U
اتصال نیم نیم صلیبی
halve
U
اتصال نیم نیم صلیبی
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drags
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
U
سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression
U
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skulls
U
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens
U
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skull
U
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch
U
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
node
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch
U
حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
quadrature encoding
U
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile
U
بدون حرکت بی حرکت
aerodynamics
U
مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
rate of march
U
سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
angular momentum
U
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
moment of momentum
U
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
convoy schedule
U
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster
U
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion
U
معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
convoy route
U
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
power traverse
U
مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
k day
U
روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
move on
U
ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
stock still
U
بی حرکت
animals
U
حس و حرکت
gest
U
حرکت
move
U
حرکت
ambulation
U
حرکت
agoing
U
در حرکت
behaviuor
U
حرکت
frozen
U
بی حرکت
behavior
U
حرکت
as you were
U
حرکت از نو
animal
U
حس و حرکت
moveless
U
بی حرکت
behaviour
U
حرکت
travels
U
حرکت
traveled
U
حرکت
travel
U
حرکت
movement
U
حرکت
stationary
U
بی حرکت
demeanor
U
حرکت
stills
U
بی حرکت
motionless
U
بی حرکت
vapid
U
بی حرکت
afloat
U
در حرکت
agog
U
در حرکت
still
U
بی حرکت
shifts
U
حرکت
stiller
U
بی حرکت
shifted
U
حرکت
shift
U
حرکت
scrolling
U
حرکت
progress
U
حرکت
progressed
U
حرکت
progresses
U
حرکت
stillest
U
بی حرکت
moved
U
حرکت
stock-still
U
بی حرکت
progressing
U
حرکت
moves
U
حرکت
immobile
U
بی حرکت
departure
U
حرکت
animation
U
حرکت
statist
U
بی حرکت
departures
U
حرکت
animations
U
حرکت
locomotion
U
حرکت
stirabout
U
حرکت
running
U
در حرکت
motioning
U
حرکت
traverse
U
حرکت
circulations
U
حرکت
traversed
U
حرکت
otiose
U
بی حرکت
oi
U
در حرکت
inert
U
بی حرکت
motions
U
حرکت
maneuver
U
حرکت
on the move
U
در حرکت
traverses
U
حرکت
circulation
U
حرکت
stirred
U
حرکت
motion
U
حرکت
patting
U
بی حرکت
patted
U
بی حرکت
pats
U
بی حرکت
haviour
U
حرکت
pat
U
بی حرکت
demeanour
U
حرکت
vowel point
U
حرکت
stirrings
U
حرکت
stirs
U
حرکت
sedentary
U
بی حرکت
geste
U
حرکت
stir
U
حرکت
traversing
U
حرکت
gesturing
U
حرکت
gestured
U
حرکت
hold still
<idiom>
U
بی حرکت
motioned
U
حرکت
gesture
U
حرکت
square move
U
حرکت
motor ability
U
قابلیت حرکت
motor oriented
U
حرکت گرا
drift motion
U
حرکت سوقی
motion study
U
مطالعه ی حرکت
kinephantom
U
حرکت خیالی
departure station
U
مبداء حرکت
deadweight
U
جسم بی حرکت
in gear
U
اماده حرکت
standstill
U
بدون حرکت
delta movement
U
حرکت دلتا
get under way
U
حرکت کردن
intentional movement
U
حرکت عمدی
lunged
U
حرکت لانژ
inter play
U
حرکت محدود
lunge
U
حرکت لانژ
skew
U
کج حرکت کردن
proceeded
U
حرکت به جلو
skewing
U
کج حرکت کردن
proceed
U
حرکت به جلو
skews
U
کج حرکت کردن
forced movement
U
حرکت اجباری
lunges
U
حرکت لانژ
lunging
U
حرکت لانژ
glassily
U
بطورمات و بی حرکت
gamma movement
U
حرکت گاما
harmonic motion
U
حرکت هماهنگ
froissement
U
حرکت بافشار
have way on
U
حرکت کردن
free maneuver
U
حرکت ازاد
horizontal scrolling
U
حرکت افقی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com