Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lower limit
U
حد پایین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
esquire
U
عنوان روی نامه وامثال ان برای مردهاعنوانی که یکدرجه پایین تراز>شوالیه < بوده
downstream
U
پایین رود
downstream
U
پایین دست
goodies
U
زن کامل و محترمه از طبقات پایین
goody
U
زن کامل و محترمه از طبقات پایین
subsidy
U
حقوق گمرکی اشیا وارداتی و صادراتی معافیت مالیاتی تولیدکنندگان به منظور پایین نگهداشتن قیمتها
cathedral
U
تمایل نوک بالهای هواپیما به طرف پایین نسبت به ریشه بالها
cathedrals
U
تمایل نوک بالهای هواپیما به طرف پایین نسبت به ریشه بالها
basic
U
نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند
basics
U
نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند
integrated
U
نوعی طراحی مدار که قادر به تولید قط عات با توان پایین و کوچک است
orphan
U
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphaned
U
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphans
U
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
drag
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
deflection
U
پایین افتادگی واخمش
deflections
U
پایین افتادگی واخمش
hierarchies
U
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchy
U
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
pitch
U
بالاو پایین رفتن هواپیما یا قایق
pitches
U
بالاو پایین رفتن هواپیما یا قایق
plotter
U
چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
plotters
U
چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
physical
U
پایین ترین لایه استاندارد شبکه ISO/OSI
feint
U
حرکت از میله بالا به میله پایین
feinted
U
حرکت از میله بالا به میله پایین
feinting
U
حرکت از میله بالا به میله پایین
feints
U
حرکت از میله بالا به میله پایین
area
U
گرافی خط ی که در آن فضای پایین خط با یک الگو یا رنگی پر شده است
areas
U
گرافی خط ی که در آن فضای پایین خط با یک الگو یا رنگی پر شده است
fat
U
ضربه با سر چوب گلف پایین تر از حد لزوم
fats
U
ضربه با سر چوب گلف پایین تر از حد لزوم
fatter
U
ضربه با سر چوب گلف پایین تر از حد لزوم
fattest
U
ضربه با سر چوب گلف پایین تر از حد لزوم
status
U
خط ی در بالا یا پایین صفحه که اطلاعات در مورد کار جاری میدهد روی
scanner
U
وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners
U
وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
down
U
پایین
down
U
سوی پایین بطرف پایین
background
U
فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود
background
U
برنامه کامپیوتری با حق تقدم پایین
background
U
که به عنوان کاری با تقدم پایین برخود میشود
background
U
کار با حق تقدم پایین
background
U
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
backgrounds
U
فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود
backgrounds
U
برنامه کامپیوتری با حق تقدم پایین
backgrounds
U
که به عنوان کاری با تقدم پایین برخود میشود
backgrounds
U
کار با حق تقدم پایین
backgrounds
U
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
footing
U
پیامی در پایین تمام صفحات در متن چاپ شده
rock bottom
U
کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
rock-bottom
U
کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
degradation
U
کیفیت پایین سیگنال یا تصویر
slump
U
یکباره پایین امدن یاافتادن
slumped
U
یکباره پایین امدن یاافتادن
slumping
U
یکباره پایین امدن یاافتادن
slumps
U
یکباره پایین امدن یاافتادن
chop
U
ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد
chopped
U
ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد
dumping
U
فروش کالادر کشورهای دیگر با قیمتی پایین تر از قیمت داخلی
flag
U
سنگفرش کردن پایین افتادن
flags
U
سنگفرش کردن پایین افتادن
draft
U
چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
drafted
U
چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
drafts
U
چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
horizontal
U
میلهای در پایین پنجره که نشان میدهد صفحه پهن تر از پنجره است . کاربر میتواند به صورت افق در صفحه حرکت کند و این میله را بکشد
horizontal
U
دراز کشیدن به صورت تخت یا حرمت از طرفی به طرف دیگر و نه از بالا به پایین
lee
U
پایین باد
zero
U
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeroes
U
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeros
U
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
shut
U
پایین اوردن
shuts
U
پایین اوردن
shutting
U
پایین اوردن
threshholds
U
سطح تنظیم که اگر سیگنال از آن پایین تر برود عملی انجام میدهد
threshold
U
سطح تنظیم که اگر سیگنال از آن پایین تر برود عملی انجام میدهد
thresholds
U
سطح تنظیم که اگر سیگنال از آن پایین تر برود عملی انجام میدهد
easy money
U
پول فراوان ترکیب نرخ پایین بهره وموجودی فراوان اعتبار
bump
U
بالا و پایین رفتن
subordinate
U
فرعی پایین تر
subordinated
U
فرعی پایین تر
subordinates
U
فرعی پایین تر
subordinating
U
فرعی پایین تر
short
U
پایین تر
shorter
U
پایین تر
shortest
U
پایین تر
plan
U
زبان برنامه نویسی سطح پایین
plans
U
زبان برنامه نویسی سطح پایین
column
U
در نرم افزار پردازش کلمه میله وضعیت که در پایین صفحه است که بیان کننده موقعیت نشانه گر نسبت به ستون ها در صفحه است
columns
U
در نرم افزار پردازش کلمه میله وضعیت که در پایین صفحه است که بیان کننده موقعیت نشانه گر نسبت به ستون ها در صفحه است
depression
U
پایین دادن
depressions
U
پایین دادن
beneath
U
پایین
beneath
U
از زیر پایین تر از
beneath
U
پایین تر
drive
U
ضربه از پایین
drives
U
ضربه از پایین
sub-
U
یا پایین تر
Other Matches
downhaul
U
پایین کشیدن رشته پایین کشنده
depresses
U
پایین دادن لوله پایین اوردن
depress
U
پایین دادن لوله پایین اوردن
vertically
U
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
low level
U
پایین
de-
U
پایین
low
U
پایین
bottom
U
پایین
bottoms
U
پایین
lower
U
پایین
vide infara
U
پایین
lower most
U
پایین تر
subatmospheric
U
پایین تر از جو
flat
U
پایین
flattest
U
پایین
underneath
U
پایین
tailwater
U
پایین اب
subteen
U
پایین تر از سن 31
submiss
U
پایین
neath or neath
U
پایین تر
neath or neath
U
پایین
lowers
U
پایین تر
lowering
U
پایین تر
lowered
U
پایین تر
lower
U
پایین تر
below
U
پایین
shitu
U
پایین
bal
U
از مچ پا به پایین
hypogenous
U
پایین رو
hereinafter
[formal]
<adv.>
U
در پایین
hereafter
<adv.>
U
در پایین
further down
U
پایین تر
infara
U
پایین تر
below
<adv.>
U
در پایین
dowm
U
پایین
infara
U
پایین
thereinafter
[archaic or formal]
<adv.>
U
در پایین
down stairs
U
پایین
top-down
U
از بالا به پایین
top down
U
از بالا به پایین
nether world
U
جهان پایین
nutant
U
پایین افتاده
nutate
U
پایین افتادن
lower class
U
طبقه پایین
lower classes
U
طبقه پایین
lower threshold
U
استانه پایین
lowermost
U
پایین ترین
decurrent
U
پایین افتاده
lowpass
U
پایین گذار
downfield
U
میدان پایین
mean low water
U
اب پایین میانگین
desceht
U
پایین امدن
downfeed
U
تغذیه رو به پایین
neath or neath
U
پایین زیرین
oars down
U
پارو پایین
on the down grade
U
پایین رونده
downward stroke
U
ضربه رو به پایین
degrade
U
پایین دادن
down stroke
U
ضربه رو به پایین
dim light
U
نور پایین
disrate
U
پایین اوردن
down current
U
جریان رو به پایین
down draft
U
جریان رو به پایین
res
U
noitaloseR پایین
degrades
U
پایین دادن
descend
U
پایین امدن
overhand
U
از پایین ببالا
prolapse
U
پایین افتادگی
prolapse
U
پایین افتادن
prolapsus
U
پایین افتادگی
pushdown
U
پایین فشردنی
descends
U
پایین امدن
push down stack
U
پایین فشردنی
low wing
U
بال پایین
infrahuman
U
پایین تر از انسان
download
U
بارگیری پایین
bottom up
U
از پایین به بالا
hereinbelow
U
ازاین پایین تر
minor
U
پایین رتبه
hereinbelow
U
در پایین این
foot
U
پایین بادبان
low level
U
در سطح پایین
let down
U
پایین کردن
lower bound
U
کران پایین
alow
U
روبه پایین
low energy
U
انرژی پایین
low frequency
U
فرکانس پایین
low altitude
U
ارتفاع پایین
low activity
U
فعالیت پایین
bate
U
پایین اوردن
look down
U
پایین امدن
bottommost
U
پایین ترین
low order
U
پایین رتبه
low order
U
مرتبه پایین
downward swing
U
نوسان رو به پایین
lower limit
U
کران پایین
downward movement
U
حرکت رو به پایین
downward compatible
U
سازگار رو به پایین
lower mast
U
دکل پایین
downward compatibility
U
سازگارمتمایل به پایین
to reach down
U
پایین اوردن
downtrend
U
سیربطرف پایین
downmost
U
پایین ترین
low
U
پایین اهسته
downward travel
U
ضربه رو به پایین
low pass
U
پایین گذر
low resolution
U
تفکیک پایین
low resolution
U
وضوح پایین
feet
U
پایین دامنه
low
U
پایین ضعیف
go down
U
پایین رفتن
go dan barai
U
رد کردن از پایین
catabatic
U
پایین اینده
face down feed
U
خورد رو به پایین
lower most
U
پایین ترین
uoppon pyon soon koot
U
کف دست پایین
downward
U
پایین زیرین
downward
U
روبه پایین
nether
U
زیر پایین
downstairs
U
طبقه پایین
undermost
U
پایین ترین
up and down
U
بالا و پایین
breast
U
نورد پایین
At lower levels.
U
در سطوح پایین تر
From top to bottom.
U
ازبالاتا پایین
to sink in the scale
U
پایین رفتن
to set down
U
پایین اوردن
to look down
U
پایین امدن
to get down
U
پایین رفتن
the valley lies below
U
ده در پایین است
lowest
U
پایین ترین
to come down
U
پایین امدن
to bring down
U
پایین اوردن
the lower world
U
جهان پایین
to beat down
U
پایین اوردن
nether
U
واقع در پایین
submaxilla
U
ارواره پایین
comedown
U
پایین رفتن
to let down
U
پایین کردن
to go down
U
پایین رفتن
the masses
U
دستههای پایین تر
dimmed headlights
[lights]
[American English]
U
نور پایین
[خودرو]
underclass
U
سطح پایین
[اجتماع]
low frequency filter
U
صافی فرکانس پایین
inferior ovary
U
تخمدان پایین افتاده
subclass
U
سطح پایین
[اجتماع]
low beams
[beam light]
[American English]
U
نور پایین
[خودرو]
inferior calyx
U
کاسه پایین افتاده
lower class
U
طبقه پایین جامعه
dipped headlights
[lights]
[British English]
U
نور پایین
[خودرو]
subclass
U
طبقه پایین جامعه
underclass
U
طبقه پایین جامعه
loss leader
U
کالایی که با قیمت پایین
lowcuts
U
کفش پایین تر از قوزک پا
dipped beams
[beam light]
[British English]
U
نور پایین
[خودرو]
lower level management
U
مدیریت سطح پایین
low blood pressure
U
فشار خون کم یا پایین
downstream shell
U
خاک پایین دست
undermentioned
<adj.>
U
بیان شده در پایین
downhaul
U
طناب پایین کشنده
to put down
U
پایین قرار دادن
downstroke
U
ضربه درجهت پایین
downstroke
U
ضربه بطرف پایین
gastroptosis
U
پایین افتادن معده
low level task
U
تکلیف سطح پایین
fumikumi
U
لگد فشاری به پایین
footstone
U
سنگ پایین گور
foot stone
U
سنگ پایین کوه
below-mentioned
<adj.>
U
ذکر شده در پایین
mentioned below
[often postpos.]
<adj.>
U
ذکر شده در پایین
undermentioned
<adj.>
U
ذکر شده در پایین
below-mentioned
<adj.>
U
بیان شده در پایین
mentioned below
[often postpos.]
<adj.>
U
بیان شده در پایین
downswing
U
نوسان بطرف پایین
down sprue
U
لوله پایین دست
submaxilla
U
وابسته به استخوان فک پایین
under arm stroke
U
ضربه پایین دست
underbody
U
پایین تنه جانوران
underbody
U
پایین تنه لباس
markdown
U
پایین اوردن قیمت
mark down
U
پایین اوردن قیمت
subalternate
U
شخص پایین رتبه
understrapper
U
عامل پایین درجه
low temperature
U
درجه حرارت پایین
vulgus
U
مردم طبقه پایین
low resolution
U
تفکیک پذیری پایین
see-saw
U
بالا و پایین روی
see-sawed
U
بالا و پایین روی
low res graphics
U
گرافیک با وضوح پایین
top down development
U
توسعه از بالا به پایین
to take down
U
نوشتن پایین اوردن
tenth rate
U
از پایین ترین جنس
tenth rate
U
پایین ترین درجه
reflow
U
فرونشینی پایین رفتن
the rabble
U
طبقات پایین اجتماع
the low absorbance method
U
روش جذب پایین
ratag
U
طبقات پایین اجتماع
pushdown store
U
انباره پایین فشردنی
pushdown list
U
لیست پایین فشردنی
princeling
U
شاهزاده پایین رتبه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com