English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
angle of repose U حداکثر شیب استقرار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
prepositions U استقرار در محل پیش بینی شده استقرار در محل معین شده
preposition U استقرار در محل پیش بینی شده استقرار در محل معین شده
max min system U سیستم حداکثر و حداقل سیستم انبارداری که در ان حداقل و حداکثر موجودی تعیین میگردد
maximal oxygen uptake U حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
maximal oxygen consumption U حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
maximal aerobic power U بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر اکسیژن مصرفی حداکثر توان توازی
capacity cost U هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
pitch U استقرار
downloading U استقرار
settlement U استقرار
establishment U استقرار
establishments U استقرار
sessility U استقرار
solidification U استقرار
stability U استقرار
localization U استقرار
pitches U استقرار
mounting U استقرار
installations U استقرار
installation U استقرار
colony U استقرار
settlements U استقرار
angle of repose U زاویه استقرار
stanchion U سکوی استقرار
centralisation U استقرار درمرکز
confirmation U تثبیت استقرار
centralization U استقرار درمرکز
seated U سکوی استقرار
seat U سکوی استقرار
positioning band U حلقه استقرار
reintegration U استقرار مجدد
tent striking U فرمان ضد استقرار
permanent emplacement U استقرار دایمی
lodgment area U منطقه استقرار
delocalization U عدم استقرار
crimping groove U شیار استقرار
yoke U دوشاخه استقرار
yoke U پایه استقرار
station U استقرار یافتن
stationed U استقرار یافتن
stations U استقرار یافتن
seats U سکوی استقرار
restoration U استقرار مجدد
posteriori U ازراه استقرار
seating U محل استقرار نشیمن
automatic font downloading U استقرار خودکار فونت
equatorial mounting U استقرار معدل النهاری
downloading utility U برنامه کمکی استقرار
network topology U چگونگی استقرار شبکه
lodgement U منزل گیری استقرار
set up U اماده بکار استقرار
alt azimuth mounting U استقرار سمت- ارتفاعی
setting ring U حلقه استقرار یا ثبات
lodgment U منزل گیری استقرار
downloadable font U فونت قابل استقرار در حافظه
anchor line cable U کابل استقرار چتردر هواپیما
location of industry U تعیین محل استقرار صنعت
settling rounds U تیر استقرار قنداق توپ
metacenter U نقطه استقرار وثبات یاتوازن
disposition U استقرار یکانها و اماد درمنطقه
make up <idiom> U استقرار وسایل تزئین وآرایش
cannelure U شیار استقرار پوکه روی گلوله
gun post U سوراخ محل استقرار لوله توپ
location theory U نظریه تعیین محل استقرار صنعت
sponson U سکوی استقرار توپ روی برجک
settle U مستقر شدن یامستقر کردن استقرار
settles U مستقر شدن یامستقر کردن استقرار
cannelure U شیار استقرار روکش گلوله ثاقب
steric U وابسته بطرز استقرار اجزاء اتم در فضا
trailer camp U محل استقرار ترایلربااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
trailer court U محل استقرار ترایلر بااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
rack space U محوطه کف چینی شده انباربرای استقرار پالتها یا جعبههای مهمات
trailer park U محل استقرار ترایلربا اتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
endurance U حداکثر
outside U حداکثر
outsides U حداکثر
maximal U حداکثر
peaks U حداکثر
peaking U حداکثر
uttermost U حداکثر
maximum U حداکثر
peak U حداکثر
maximum demand U بار حداکثر
maximum density U حداکثر تراکم
maximum efficiency U راندمان حداکثر
maximum detector U اشکارساز حداکثر
maximum duration U زمان حداکثر
maximum efficiency U حداکثر کارائی
maximum moment U حداکثر لنگر
peak current U جریان حداکثر
maximal U وابسته به حداکثر
maximum deviation U انحراف حداکثر
maximization U به حداکثر رسانیدن
submaximal U زیر حداکثر
maximum amplitude U دامنه حداکثر
maximum available powere U توان حداکثر
maximum capacity U فرفیت حداکثر
maximum current U جریان حداکثر
maximum deflection U انحراف حداکثر
maximum energy U انرژی حداکثر
wage ceiling U حداکثر دستمزد
maximum thermometer U گرماسنج حداکثر
maximum value U مقدار حداکثر
maximum work U کار حداکثر
supercharge U خرج حداکثر
optimum height U حداکثر ارتفاع
peak demand U حداکثر تقاضا
peak load U حداکثر بار
peak load U بار حداکثر
peak output U حداکثر تولید
peak speed U حداکثر سرعت
peak voltage U ولتاژ حداکثر
relative maximum U حداکثر نسبی
maximum speed U حداکثر سرعت
maximum slope U حداکثر شیب
maximum frequency U فرکانس حداکثر
maximum gain U تقویت حداکثر
maximum limited stress U تنش حداکثر
maximum load U بار حداکثر
maximum output U خروجی حداکثر
maximum performance U عملکرد حداکثر
maximum performance U کارایی حداکثر
maximum power demand U مصرف حداکثر
maximum price U حداکثر بها
maximum profit U حداکثر سود
maximum prr ermissible U مجاز حداکثر
maximum ratings U مقدار حداکثر
price ceilings U حداکثر قیمت
high tide U حداکثر مد دریا
full speed U حداکثر سرعت
high tides U حداکثر مد دریا
full bore U حداکثر تلاش
payload U حداکثر بار
payloads U حداکثر بار
peak U حداکثر کاکل
flank speed U حداکثر سرعت
flat out U حداکثر سرعت
peaking U حداکثر کاکل
peaks U حداکثر کاکل
global maximum U حداکثر مطلق
intensity maximum U حداکثر شدت
maximum of intensity U حداکثر شدت
maximum permissible voltage U ولتاژ مجاز حداکثر
maximum permissible load U بار مجاز حداکثر
maximum output voltage U ولتاژ خروجی حداکثر
maximum temperature U درجه حرارت حداکثر
ceiling price U حداکثر قیمت قانونی
maximum wavelength U طول موج حداکثر
maxvo U حداکثر اکسیژن مصرفی
maxvo U حداکثر توان هوازی
breaking load U حداکثر تحمل بار
maximum reverse r.m.s. voltage U ولتاژ سد موثر حداکثر
maximum power gain U تقویت توان حداکثر
maximum power operation U کار با توان حداکثر
maximum scattering angle U زاویه پراکندگی حداکثر
maximum sound pressure U فشار صوت حداکثر
ceiling prices U حداکثر قیمت قانونی
maximum ratings U مقدار نامی حداکثر
closed height U حداکثر ارتفاع لیفتراک
daily flood peak U حداکثر سیل روزانه
maximum stock U حداکثر موجودی انبار
maximum probility detection U تعیین احتمال حداکثر
maximum take off weight U حداکثر وزن برخاستن
peak strenght U حداکثر استعداد مجاز
extreme U حداکثر درمنتهی الیه
sprinted U با حداکثر سرعت دویدن
ultimate bearing capacity U حداکثر فشار متحمل پی
utility maximization U به حداکثر رسانیدن مطلوبیت
utmost good faith U حداکثر حسن نیت
at full blast <adv.> U در حداکثر قدرت یا شدت
sprints U با حداکثر سرعت دویدن
low tide U حداکثر جذر دریا
marginal U حداکثر نزدیک به انتها
utmost U منتهای کوشش حداکثر
principle of miximum overlap U اصل حداکثر همپوشانی
profit maximization U به حداکثر رسانیدن سود
pron to U با حداکثر سرعت ممکن
full blast <adv.> U در حداکثر قدرت یا شدت
sprint U با حداکثر سرعت دویدن
high water U حداکثر ارتفاع اب مد دریا
traffic peak U حداکثر عبور و مرور
high run U حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
maximum demand meter U حداکثر مقدار سنج
maximum load U بار گذاری حداکثر
maximum demand pointer U عقربه مصرف حداکثر
maximum gate trigger voltage U ولتاژ احتراق حداکثر
maximum direction finding U جهت یابی حداکثر
maximum liklihood method U روش حداکثر احتمال
endurance time U سرعت حداکثر مداوم
maximum input frequency U فرکانس ورودی حداکثر
maximum in power gain U تقویت قدرت حداکثر
maximum flexibility U خمش پذیری حداکثر
maximum gate trigger current U جریان احتراق حداکثر
flank speed U حداکثر سرعت قایق
maximum modulating frequency U فرکانس حداکثر مدولاسیون
maximum landing weight U حداکثر وزن فرود
maximum and minimum thermometer U گرماسنج حداقل و حداکثر
maximum light transmission U انتقال نور حداکثر
maximum control current U جریان کنترل حداکثر
maximum operating voltage U ولتاژ کار حداکثر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com