English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cereal U حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
cereals U حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
eryngo U ریشه شقاقل که بعنوان مقوی باء مصرف میشود
benzocaine U ماده متبلورسفیدی بفرمول 2NO11H9C که بعنوان داروی بیحس کننده موضعی مصرف میشود
sour mash U غلات خیسانده برای تهیه مشروبات
micronutrient U عنصر غذایی کم مصرف
macronutrient U عنصر غذایی پر مصرف
Is breakfast included? U آیا شامل صبحانه هم میشود؟
preparatorily U بعنوان تهیه
taskwork U کاری که بعنوان وفیفه انجام میشود
prototype U اولین کالاهایی که بعنوان نمونه ساخته میشود
prototypes U اولین کالاهایی که بعنوان نمونه ساخته میشود
tail group U مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
lupulin U خاکه تلخه که بعنوان داروی مسکن استعمال میشود
queen of U دختری که در بازیهای روزیکم می بعنوان ملکه برگزیده میشود
amphetamine U مادهای بفرمول N31H9C که بصورت بخور یا محلول بعنوان مسکن استعمال میشود
mulch U که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
mulches U که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
amphetamines U مادهای بفرمول N31H9C که بصورت بخور یا محلول بعنوان مسکن استعمال میشود
curf U خاکی که اجر از ان تهیه میشود
simnel U نانی که از ارد ریزواعلی تهیه میشود
champagne U نام مشروبی که درشامپانی فرانسه تهیه میشود
green soap U صابون ملایمی که ازروغنهای گیاهی تهیه میشود
corsage U دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
chromolithograph U عکس رنگی که بوسیله چاپ سنگی تهیه میشود
corsages U دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
form utility U در این مواد ازنظر پذیرش بازار و مصرف کننده ایجاد میشود
open policy U بیمه نامهای که جهت حمل مجموعههای متعدد تهیه میشود
goulash U نوعی غذا که با گوشت گاو یاگوساله و سبزیجات تهیه میشود
open cover U بیمه نامهای که جهت حمل محمولههای متعدد تهیه میشود
cut and cover shelter U سنگر انفرادی سر پوشیده سنگری که با کندن زمین وتهیه سرپناه تهیه میشود
galbanum U نوعی صمغ زرد رنگ که از گیاهی شبیه انقوزه گرفته میشود و مصرف طبی دارد
bituminous paint U رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
precedent U نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
precedents U نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
barbiturate U نمک اسید باربیتوریک مشتقات اسید باربیتوریک که بعنوان داروی مسکن وخواب اورتجویز میشود
fuel cooled oil cooler U خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
mosaic mountant U صفحه تهیه موزاییک تابلویی که عکسهای موزاییک هوایی به ان وصل میشود
cereal U غلات
grain U حبوبات
grain U غلات
frijole U حبوبات
frijol U حبوبات
freeware U نرم افزار که بدون هزینه دراختیار مصرف کننده قرار داده میشود برنامه رایگان رایگان ابزار
canister U ظرف حبوبات
anticrop agent U عامل ضد غلات
grain rust U زنگ حبوبات
gristmill U اسیاب غلات
income velocity of money U سرعت گردش درامدی پول متوسط تعداد دفعاتی که یک واحد پول روی کالاها وخدمات در طول سال مصرف میشود
grain U دان تفاله حبوبات
legumin U ماده البومینی حبوبات
strickle U وسیله کوبیدن غلات
average propensity to consume U میل متوسط به مصرف نسبتی از درامد که به مصرف اختصاص می یابد
diminishing utility U اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال
consumer logistics U امور امادی مصرف کنندگان مصرف کالا و اماد
rucks U توده خرمن انبار حبوبات
gramineous U علف مانند دارای غلات
silo U مخزن زیرزمینی غلات و غیره
leguminous U وابسته به حبوبات وگیاهان خوردنی
ruck U توده خرمن انبار حبوبات
reaganomics U اقتصادطرفدار عرضه است که اساس ان بر خلاف اقتصاد کینزی برروی مدیریت عرضه قراردارد . در این اقتصاد کاهش مالیات بعنوان یک محرک اقتصادی که باعث افزایش تولید و عرضه خواهد شد معرفی میشود
breakfasted U صبحانه
breakfasts U صبحانه
breakfasting U صبحانه
muesli U صبحانه
breakfast U صبحانه
bed and breakfast U بستر و صبحانه
Bed and Breakfast [B&B] U تختخواب و صبحانه
bed and breakfast U اتاق و صبحانه
halm U ساقه وپوشال حبوبات وغیره که باانهاسقف رامیپوشانند
haulm U ساقه وپوشال حبوبات وغیره که باانهاسقف رامیپوشانند
flowchart template U یک راهنمای پلاستیکی که حاوی بریده هایی از علائم گردش کار بوده و در تهیه یک نمودار گردش کار بکاربرده میشود
breakfasting U افطار صبحانه خوردن
breakfasts U افطار صبحانه خوردن
for bed and breakfast U برای تخت و صبحانه
I'd like breakfast, please. لطفا صبحانه میخواهم.
breakfast U افطار صبحانه خوردن
breakfasted U افطار صبحانه خوردن
laying up U تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
power consumer U مصرف انرژی مصرف توان
margin propensity to consume U تمایل نهایی به مصرف نسبت بین میزان مصرف وپس انداز هر فرد به ازای یک واحد افزایش در درامد وثروت فرد
for half board U برای تختخواب، صبحانه و یک وعده غذای اصلی
What is the price for bed and breakfast? U قیمت برای تخت و صبحانه چقدر است؟
purveying U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed U تهیه اذوقه تهیه سورسات
skeletonizer U تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
top U روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
salt bag U کیسه نمک [بافتی پارچه ای یا زیر و رو و یا بصورت قالیچه کوچک دارای پرز که جهت نگهدای از نکمک یا غلات بافته شده.]
sector U دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors U دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal U آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
alimental U غذایی
trophic U غذایی
alimentary U غذایی
dietetical U غذایی
messes U هم غذایی
mess U هم غذایی
map compilation U تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
food perference U رجحان غذایی
lymph U شیره غذایی
foodstuff U ماده غذایی
food program U برنامه غذایی
food packet U بسته غذایی
food web U شبکه غذایی
food pyramid U هرم غذایی
food deprivation U محرومیت غذایی
food dtufe stuff U ماده غذایی
food preference U پسند غذایی
food industries U صنایع غذایی
foodstuffs U ماده غذایی
nutritiveness U خاصیت غذایی
diet U رژیم غذایی
ration U جیره غذایی
rationed U جیره غذایی
rations U جیره غذایی
dieted U برنامه غذایی
dieted U رژیم غذایی
dieting U برنامه غذایی
dieting U رژیم غذایی
diets U برنامه غذایی
diets U رژیم غذایی
diet U برنامه غذایی
regimen U پرهیز غذایی
food chains U زنجیره غذایی
food chain U زنجیره غذایی
regimens U پرهیز غذایی
food poisoning U مسمویت غذایی
grazing food chain U زنجیره غذایی چرندگان
I'm on a diet. من رژیم غذایی دارم.
dailgy food allowance U جیره غذایی روزانه
Adulterated foodstuff. U مواد غذایی تقلبی
dietary U مربوط به رژیم غذایی
dietetic U وابسته به رژیم غذایی
botulism U مسمومیت غذایی حاد
provision room U انبار مواد غذایی
annual food plan U برنامه غذایی سالیانه
dietetics U برنامه ریزی غذایی
nutrients U ماده مقوی از لحاظ غذایی
sitology U علم تغذیه ورژیم غذایی
stirabout U غذایی شبیه اش جو جنب وجوش
ration factor U ضریب اماد جیره غذایی
ration basis U مبنای محاسبه جیره غذایی
nutrient U ماده مقوی از لحاظ غذایی
master menu U برنامه غذایی اصلی یکان
table of food equivalents U جدول ارزش جیره غذایی
convenience food U غذایی که پختن یا کشیدن آن آسان باشد
convenience foods U غذایی که پختن یا کشیدن آن آسان باشد
master menu U لیست مبنای جیره غذایی اصلی
ration scale U مقیاس یا مبنای محاسبه جیره غذایی
I musn't eat food containing ... من نباید غذایی را که دارای ... هستند بخورم.
self digestion U جذب خود بخود مواد غذایی
malnutrition U تغذیه ناقص نرسیدن مواد غذایی
to have the munchies for something U یکدفعه هوس چیزی [غذایی] را کردن
dietetics U فن پرهیز یا رژیم غذایی مبحث اغذیه
cure meat U نمک سود کردن مواد غذایی
commissary store annex U شعبه فروشگاه مواد غذایی پادگان
packed lunch غذایی که به صورت بسته به مدرسه یا سر کار میبرید
ration credit U تضمین سلامت مواد غذایی جیره ارتش
undwe the t. of U بعنوان
by way of U بعنوان
life cycle hypothesis U فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
under the plea of U بعنوان به بهانه
under cover of frind ship U بعنوان دوستی
projections U سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection U سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
commissary U فروشگاه مواد غذایی پادگان مامور خوار بار و کارپردازارتش
commissaries U فروشگاه مواد غذایی پادگان مامور خوار بار و کارپردازارتش
echo U هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoes U هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoed U هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoing U هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
formed U ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
forms U ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
form U ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
perfoliate U درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
co option U پذیرفتن بعنوان همکار
supervisory U بعنوان بررسی کننده
co-opts U بعنوان همقطار پذیرفتن
co opt U بعنوان همقطار پذیرفتن
surcharges U بعنوان جریمه گرفتن
co-opt U بعنوان همقطار پذیرفتن
co-opted U بعنوان همقطار پذیرفتن
under the notion of U بعقیده بفکر بعنوان
surcharge U بعنوان جریمه گرفتن
patterns U بعنوان الگو بکاربردن
armlet U بازوبند [بعنوان جواهر]
pattern U بعنوان الگو بکاربردن
co-opting U بعنوان همقطار پذیرفتن
co optation U پذیرفتن بعنوان همکار
traces U نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
averages U متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
traced U نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
trace U نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
average U متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaging U متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaged U متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
load U برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
loads U برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
purveying U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com