English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
oblique case U حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
imparisyllabic U دردستوریونانی اسمی که حالت اضافه هجاهای بیشتری داردتادرحالت فاعلیت
objective case U حالت مفعولی
objectives U حالت مفعولی
objective U حالت مفعولی
accusative U حالت مفعولی
dative U حالت مفعولی اعطایی
object case U حالت مفعولی یا مفعولیت
dative U حالت مفعولی غیرصریح حقیقی
the i U [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode U قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes U قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
pentaptote U اسمی که دارای پنج حالت باشد
nominative appositive U اسمی که بعلت بدل شدن حالت فاعلیت پیدا کند
possessives U حالت اضافه
gen U حالت اضافه
possessive U حالت اضافه
genitive U حالت اضافه
foreground U سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
analogue U ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analog U سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
vitrifying U تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
square U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squaring U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues U ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squares U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
convertor U وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
print U کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed U کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints U کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
state of rest U حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
alternates U تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated U تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternate U تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plebeianism U حالت عوام یا مردم پست حالت توده
devitrify U از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
genitive U حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity U حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
uart U قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
marginal case U حالت نهائی حالت حدی
spectralness U حالت طیفی حالت شبحی
transitoriness U حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectrality U حالت طیفی حالت شبحی
cold forming U حالت دهی در حالت سرد
crude U حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
gerunds U اسمی که از اضافه کردن
gerund U اسمی که از اضافه کردن
real mode U حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength U استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
premiums U مبلغی که اضافه برقیمت اسمی سهام پرداخت میشود
premium U مبلغی که اضافه برقیمت اسمی سهام پرداخت میشود
universal U قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat U حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
case U حالت
queasiness U حالت قی
febricity U حالت تب
fettle U حالت
attitude U حالت
condition U حالت
attitudes U حالت
situations U حالت
mood U حالت
moods U حالت
expressions U حالت
expression U حالت
cases U حالت
disposition U حالت
temper U حالت
self U حالت
glass eyed U بی حالت
tempered U حالت
feverishness U حالت تب
tempers U حالت
pyreticosis U حالت تب
situation U حالت
status U حالت
manner U حالت
grain U حالت
ill conditioned U بد حالت
temperament U حالت
temperaments U حالت
phase U حالت
phased U حالت
estates U حالت
estate U حالت
phases U حالت
line condition U حالت خط
if U حالت
make U حالت
posture U حالت
makes U حالت
postured U حالت
postures U حالت
posturing U حالت
idiocrasy U حالت
stances U حالت
states U حالت
predicament U حالت
state- U حالت
stating U حالت
stated U حالت
state U حالت
unexpressive U بی حالت
stance U حالت
predicaments U حالت
eburnation U حالت عاجی
facial expression U حالت چهره
eigenstate U حالت انرژی
febile U دارای حالت تب
energy state U حالت انرژی
expressive eyes U چشمان با حالت
equation of state U معادله حالت
equilibrium state U حالت تعادل
humanness U حالت انسانیت
excited state U حالت برانگیخته
i.c. U حالت اولیه
exceptional case U حالت استثنایی
erectness U حالت عمودی
feminineness U حالت زنانه
in form U خوش حالت
final state U حالت پایانی
goutiness U حالت نقرسی
vitreus state U حالت شیشهای
glassy state U حالت شیشهای
idle position U حالت سکون
idiocrasy U حالت مخصوص
free wheeling U حالت خلاصی
grittiness U حالت شنی
heat proof quality U حالت نسوزی
hang over U حالت خماری
ground state U حالت پایه
fugitiveness U حالت شخص
inactive status U حالت انتساب
feminity U حالت زنانه
in a state of depression U در حالت افسردگی
ignition condition U حالت احتراق
iciness U حالت یخی
gas phase U حالت گازی
drowsihead U حالت نیمخواب
pose U وضع حالت
domesticity U حالت اهلی
fluidity U حالت مایعی
resilience U حالت ارتجاعی
crudely U در حالت خامی
nervousness U حالت عصبانی
defensively U با حالت تدافع
defensively U حالت دفاعی
defensive U حالت تدافع
sulkily U با حالت قهر
accidentalness U حالت اتفاقی
acedia U حالت خ-لسه
adrenergic reponse state U حالت پر ادرنالینی
affectedly U با حالت بخودگرفته
affectivity U حالت عاطفی
thirstily U با حالت تشنگی
dative U حالت برایی
colloidal state U حالت کلوییدی
posed U وضع حالت
poses U وضع حالت
posing U وضع حالت
trim U وضع حالت
trimmest U وضع حالت
trims U وضع حالت
aglow U در حالت هیجان
normality U حالت عادی
individualism U حالت انفرادی
spring U حالت فنری
springs U حالت فنری
vein U حالت تمایل
veins U حالت تمایل
faintly U در حالت ضعف
amentia U حالت هذیان
answer mode U حالت جواب
conjugality U حالت زناشویی
continuum state U حالت پیوستار
conversational mode U حالت محاورهای
corresponding state U حالت متنافر
counterpoise U حالت تعادل
creaminess U حالت سرشیری
master mode U حالت راهبر
deadness U حالت مرده
deliverable state U در حالت تحویل
deplorble condltion U حالت زار
doubtfulness U حالت تردید
doughiness U حالت خمیری
downiness U حالت کرکی
drinking bout U حالت مستی
command mode U حالت فرماندهی
circumstantiality U حالت وکیفیت
circuit opening U حالت مدارباز
answer mode U حالت پاسخ
antisepsis U حالت ضد عفونی
arborescence U حالت شاخهای
atilt U با حالت حمله
automatism U حالت خودکاری
balanced state U حالت تعادل
balanced state U حالت متوازن
balanced state U حالت متعادل
balminess U حالت مرهمی
borderline state U حالت مرزی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com