English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
liquid state U حالت مایع
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pascal's law U هرگاه فشاری بریک نقطه از مایع وارد شود ان فشار عینا" به تمام نقاط مایع منتقل میشود
l.l.c U liquid-liquidchromatography کروماتوگرافی مایع- مایع
the i U [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
modes U قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mode U قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
liquid liquid chromatography U کروماتوگرافی مایع- مایع
foreground U سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
analogues U ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
square U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analog U سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squares U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
vitrifying U تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
squaring U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogue U ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
oblique case U حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
convertor U وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
print U کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed U کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints U کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
plebeianism U حالت عوام یا مردم پست حالت توده
devitrify U از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
alternates U تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated U تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
state of rest U حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
alternate U تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plasticity U حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
genitive U حالت مالکیت حالت مضاف الیه
uart U قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
transitoriness U حالت ناپایداری حالت بی بقایی
marginal case U حالت نهائی حالت حدی
spectrality U حالت طیفی حالت شبحی
spectralness U حالت طیفی حالت شبحی
cold forming U حالت دهی در حالت سرد
crude U حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
liquid/gas separator U مایع
steep U مایع
fluidal U مایع
fulidal U مایع
water U مایع
anti icing fluid U مایع ضد یخ
waters U مایع
watering U مایع
watered U مایع
liquids U مایع
steepest U مایع
aneroid U بی مایع
liquid U مایع
out back U چسب مایع
gluing U چسب مایع
liquid crystal U کریستال مایع
liquid hydrates U مایع هیدراتها
liquid hydrogen U هیدروژن مایع
liquidly U بشکل مایع
condensation U مایع کردن
paraffin oil U پارافین مایع
liquid glass U شیشه مایع
liquid fuel U سوخت مایع
liquid crystals U کریستال مایع
liquid exygen U اکسیژن مایع
liquid ammonia U امونیاک مایع
liquid foundation U کرم مایع
mercury pool tube U لامپ مایع
pool tube U لامپ مایع
liquidity index U اندیس مایع
glue U چسب مایع
glues U چسب مایع
liquid soap U صابون مایع
glueing U چسب مایع
liquid propellant U سوخت مایع
liquified petroleum gas U گاز مایع
lox U اکسیژن مایع
liquid propellant U خرج مایع
liquid oxygen U اکسیژن مایع
liquid nitrogen U نیتروژن مایع
vitrous humor U مایع زجاجیه
pool cathode tube U لامپ مایع
water glass U شیشه مایع
dissolving <adj.> U مایع محلل
soluble glass U شیشه مایع
sodium silicate U شیشه مایع
silicate of soda U شیشه مایع
semiliquid U مایع چسبنده
furfuraldehyde U مایع الدئیدی
semiliquid U مایع غلیظ
semiliquid U نیمه مایع
semifluid U نیم مایع
spinal fluid U مایع نخاعی
absorption liquid U مایع جذب
battery liquid U مایع باتری
resolvent <adj.> U مایع محلل
cryogenic liquid U مایع سرمازا
cutback bitumen U قیر مایع
deicer U مایع ضدیخ
anti detonant U مایع ضد بدسوزی
developer liquid U مایع فهور
grume U مایع چسبناک
sealing liquid U مایع اب بندی
liquefaction U مایع شدن
subaqueous U زیر مایع
liquescent U مایع شونده
sop U غذای مایع
antidim U مایع ضد تشکیل مه
liquescence U مایع شدگی
liquefaction U تبدیل به مایع
pool cathode U کاتد مایع
pool rectifier U لامپ مایع
liquid gas U گاز مایع
liquefacient U مایع کننده
liquid air U هوای مایع
sodium metasilicate U شیشه مایع
fluid U مایع متحرک
fluids U مایع متحرک
solvent <adj.> U مایع محلل
solvents U مایع محلل
sops U غذای مایع
liquefied gas U گاز مایع
real mode U حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength U استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
to strain a liquid U صاف کردن یک مایع
soldering fluid U مایع لحیم کاری
sealing compound U مایع درز بند
superheated liquid U مایع ابر گرم
dunk U در مایع فرو کردن
dunked U در مایع فرو کردن
eyewash U مایع چشم شویی
supercooled liquid U مایع ابر سرد
dunks U در مایع فرو کردن
rapid curing cutback U قیر مایع زودگیر
slow curing cutback U قیر مایع دیرگیر
dunking U در مایع فرو کردن
cerebro spinal fluid U مایع مغزی- نخاعی
gas liquid partitions chromatography U کروماتوگرافی گاز- مایع
diergolic U خرج مایع پایدار
hypergol U مایع قابل اشتعال
l.n.g U گاز مایع طبیعی
coolants U مایع داخل رادیاتور
filtrate U مایع تصفیه شده
liquefacient U مایع ترشح کننده
liquefiable U قابل تبدیل به مایع
liquidised U بصورت مایع دراوردن
gas liquid chromatography U کروماتوگرافی مایع گاز
csf U مایع مغزی- نخاعی
cn solution U گازاشک اور مایع
diergolic U سوخت مایع ثابت
coolants U مایع سرد کننده
coolant U مایع داخل رادیاتور
coolant U مایع سرد کننده
filtrate U مایع زیر صافی
flammable liquid U مایع اشتعال پذیر
fluidization U تبدیل به مایع شدن
fluidize U تبدیل به مایع کردن
liquid air U هوای مایع شده
liquid air container U مخزن هوای مایع
liquidizes U بصورت مایع دراوردن
liquidises U بصورت مایع دراوردن
electrolyte U مایع کار الکترولیت
electrolytes U مایع کار الکترولیت
liquid rocket U راکت سوخت مایع
liquidising U بصورت مایع دراوردن
liquidize U بصورت مایع دراوردن
liquidized U بصورت مایع دراوردن
liquified natural gas U گاز مایع طبیعی
liquidizing U بصورت مایع دراوردن
condensation U مایع کردن گاز
liquid measure U مقیاس حجم مایع
liquid membrance electrode U الکترود مایع غشایی
liquid propellant U خرج پرتاب مایع
liquid propellant U سوخت مایع موشک
out back U مایع روان شده
liquefied U گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefies U گداختن تبدیل به مایع کردن
thief sample U نمونه مایع مخزن ناو
liquify U گداختن تبدیل به مایع کردن
eutectic change U تبدیل مایع به جسم جامدزودگداز
desorption U جدا کردن گاز از مایع
ascites U جمع شدن مایع در شکم
solgel U نیمی مایع ونیمی ژلاتینی
soaks U بوسیله مایع اشباع شدن
liquefy U گداختن تبدیل به مایع کردن
grid pool tube U لامپ مایع شبکه دار
liquefying U گداختن تبدیل به مایع کردن
spittle U مایع مترشحه از غدد بزاقی تف
cavitation U ایجاد حبابهای داخل یک مایع
liquidate U از بین بردن مایع کردن
liquidated U از بین بردن مایع کردن
liquidates U از بین بردن مایع کردن
liquidating U از بین بردن مایع کردن
hydrocephalus U ازدیاد غیر عادی مایع
hydrocephaly U ازدیاد غیر عادی مایع
hydrothorax U تجمع مایع در حفره جنب
LCD U صفحه نمایش کریستال مایع
soak U بوسیله مایع اشباع شدن
regenerative cooling U استفاده از سرمای مایع ورودی
reflux U جریان برگشت مایع برگردان
universal U قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
spread U [منتشر کردن مایع روی سطح]
geraniol U الکل اشباع شده مایع و معطر
g.l.c. U gas-liquidchromatography کروماتوگرافی گاز- مایع
fluidic U مایع مانند جسم سیال یامایع
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com