Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
Central African Republic
جمهوری آفریقای مرکزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
the common wealth of england
U
جمهوری یا شبه جمهوری که در فاصله سالهای 9461 تا0661 در انگلستان برقراربود
South Africa
آفریقای جنوبی
favorite son
U
نامزد ریاست جمهوری کاندیدای ریاست جمهوری
cpu time
U
مقدار زمانی که توسط پردازش مرکزی به اجرای دستورالعملهای برنامه اختصاص داده میشود زمان واحد پردازشگر مرکزی
central
U
متصدی مرکز تلفن مرکزی مرکزی
headquarters
U
شعبه مرکزی اداره مرکزی
paching central
U
سیستم مرکزی ارتباطات سیستم کنترل فنی مرکزی مدارات مخابراتی
republic
U
جمهوری
republics
U
جمهوری
Republicans
U
جمهوری گروهی
Yugoslavia
U
جمهوری یوگسلاوی
Slovenia
U
جمهوری اسلوونی
Slovakia
U
جمهوری اسلواکی
Macedonia
U
جمهوری مقدونیه
Lithuania
U
جمهوری لیتوانی
proclamation of the republic
U
اعلان جمهوری
Republican
U
جمهوری گروهی
Estonia
U
جمهوری استونیا
Azerbaijan
U
جمهوری آذربایجان
Republican
U
جمهوری خواه
Republicans
U
جمهوری خواه
states
U
جمهوری کشور
stating
U
جمهوری کشور
stated
U
جمهوری کشور
presidential government
U
حکومت جمهوری
state-
U
جمهوری کشور
republicanize
U
جمهوری کردن
repulican
U
جمهوری خواه
state
U
جمهوری کشور
respublica
U
جمهوری کشور
respublica
U
کشور جمهوری
Ukraine
U
جمهوری اوکراین
common wealth
U
رفاه عمومی جمهوری
Dominican Republic
U
کشور جمهوری دمینیکان
united arab republic
U
جمهوری متحده عربی
Panama
U
کشور جمهوری پاناما
repulican
U
عضو حزب جمهوری خواه
presidency
U
مقام یا دوره ریاست جمهوری
Baku
U
شهر باکو پایتخت جمهوری آذربایجان
e c s c (european coal & steel commissio
U
فرانسه جمهوری فدرال المان ایتالیا
latvian
U
اهل کشور جمهوری واقع برخلیج ریگا
Latvia
U
جمهوری لتونی در کرانهی جنوبی دریای بالتیک
The presidensial election is the topic of the day.
U
انتخاب ریاست جمهوری موضوع روز است
estonian
U
اهل جمهوری سابق استونی درشمال اروپا
Serbia
U
کشور سابق صربیا که امروزه جزء جمهوری یوگوسلاوی است
central postal directory
U
دفتر مرکزی خدمات پستی دفتر مدیریت پستی مرکزی
bogota
U
نام شهری در جمهوری کلمبیای امریکا که در سال 8491 کنفرانسی در ان منعقدشد و سازمان دولتهای امریکایی را به وجود اورد
centerline
U
خط مرکزی
cores
U
مرکزی
core
U
مرکزی
focal
U
مرکزی
axial
U
مرکزی
cl
U
خط مرکزی
centrical
U
مرکزی
central pumping station
U
مرکزی
centre pocket
U
مرکزی
central
U
مرکزی
focal line
U
خط مرکزی
centrum
U
جسم مرکزی
central terminal
U
پایانه مرکزی
holding company
U
شرکت مرکزی
central limit theorem
U
قضیه حد مرکزی
head office
U
دفتر مرکزی
central station
U
نیروگاه مرکزی
central site
U
سایت مرکزی
directrix
U
خط تیر مرکزی
centre game
U
بازی مرکزی
central city
U
شهر مرکزی
centrically
U
بطور مرکزی
fore and aft center line
U
خط مرکزی سراسری
centrifugal
U
گریز از مرکزی
central heating
U
گرمایش مرکزی
central heating
U
حرارت مرکزی
centripetal
U
جانب مرکزی
centrosymmetric
U
متقارن مرکزی
fovea centralis
U
فرورفتگی مرکزی
axial pressure
U
فشار مرکزی
head office
U
اداره مرکزی
central canal
U
مجرای مرکزی
central office
U
دفتر مرکزی
central load
U
بار مرکزی
central control desk
U
میزفرمان مرکزی
central convolution
U
شکنج مرکزی
central gyrus
U
شکنج مرکزی
central fissure
U
شیار مرکزی
central sulcus
U
شیار مرکزی
central government
U
حکومت مرکزی
central head
U
فشار مرکزی
central position
U
قرارگاه مرکزی
central processor
U
پردازشگر مرکزی
central processor
U
پردازنده مرکزی
central processing unit
U
واحدپردازنده مرکزی
boost coil
U
کوئل مرکزی
center
U
گروه مرکزی
center base
U
میدان مرکزی
center distance
U
فاصله مرکزی
central position
U
وضعیت مرکزی
central bank
U
بانک مرکزی
spherical angle
U
زاویه مرکزی
three centred curve
U
منحنی سه مرکزی
state government
U
دولت مرکزی
nucleus
U
لب هسته مرکزی
central
U
تلفن چی مرکزی
mainframes
U
پردازنده مرکزی
nuclei
U
لب هسته مرکزی
mainframe
U
پردازنده مرکزی
centralism
U
مرکزی نگری
three center bonding
U
پیوند سه مرکزی
central
U
کامپیوتر مرکزی
eccentricity
U
برون مرکزی
eccentricities
U
برون مرکزی
subcentral
U
زیر مرکزی
concourse
U
تالار مرکزی
centralized plan
U
پلان مرکزی
centralists
U
مرکزی نگر
centralist
U
مرکزی نگر
central focusing wheel
U
چرخهزوم مرکزی
cento
U
سازمان پیمان مرکزی
cns
U
دستگاه عصبی مرکزی
central mass storage
U
انباره انبوه مرکزی
the middlands
U
استانهای مرکزی انگلستان
unit central processing
U
واحد پردازش مرکزی
center
U
وسط ونقطه مرکزی
central heating system
U
دستگاه حرارت مرکزی
center of gravity axis
U
محور ثقل مرکزی
central control panel
U
تابلوی مرکزی کنترل
core
U
هسته مرکزی مفتول
cores
U
هسته مرکزی مفتول
naves
U
تالار مرکزی صحن
centre pawns
U
پیادههای مرکزی شطرنج
centre counter defence
U
دفاع متقابل مرکزی
inner city
U
بخش مرکزی شهر
measures of central tendency
U
اندازههای گرایش مرکزی
central tendency measures
U
اندازههای گرایش مرکزی
inner cities
U
بخش مرکزی شهر
GHQ
U
مخفف ستاد مرکزی
precentral gyrus
U
شکنج پیش مرکزی
central processing unit
U
واحد پردازش مرکزی
vertical center line illusion
U
خطای خط قائم مرکزی
nave
U
تالار مرکزی صحن
central planning
U
برنامه ریزی مرکزی
conurbation
U
شهر مهم مرکزی
downtown
U
قسمت مرکزی شهر
heliocentric system
U
دستگاه خورشید مرکزی
post offices
U
اداره مرکزی پست
multicenter binding
U
پیوند چند مرکزی
scandinavian defence
U
دفاع متقابل مرکزی
one shot pump
U
پمپ روغن مرکزی
post office
U
اداره مرکزی پست
German Central Bank
U
بانک مرکزی آلمان
heartlands
U
منطقه مرکزی وحیاتی
heartland
U
منطقه مرکزی وحیاتی
rimland
U
حومه ناحیه مرکزی
gold
U
دایره مرکزی هدف
golds
U
دایره مرکزی هدف
conurbations
U
شهر مهم مرکزی
centred
U
وسط ونقطه مرکزی
axis of the bore
U
محور مرکزی لوله
geocentric system
U
دستگاه زمین مرکزی
geocentric
U
دوران زمین مرکزی
centre
U
وسط ونقطه مرکزی
centers
U
وسط ونقطه مرکزی
statolatry
U
حمایت ازقدرت مرکزی
centered
U
وسط ونقطه مرکزی
general posr office
U
اداره مرکزی پست در لندن
sweet spot
U
قسمت مرکزی راکت یا چوب
king's yellow
U
مارهای صیادجوندگان امریکای مرکزی
Ivory Coast
U
کرانهی مرکزی و غربی افریقا
osset
U
اریایی نژادان قفقاز مرکزی
pecans
U
درخت گردوی امریکای مرکزی
pecan
U
درخت گردوی امریکای مرکزی
center spot
U
نقطه مرکزی بیلیارد انگلیسی
central railway station
U
ایستگاه مرکزی راه اهن
radian
U
زاویه مرکزی قوس دایره
directrix
U
خط مرکزی منطقه اتش توپ
high asia
U
قسمت بلند و مرکزی امریکا
geothermic
U
وابسته به حرارت مرکزی زمین
umbilical
U
واقع در نزدیکی ناف مرکزی
organization of central american states
U
سازمان دول امریکای مرکزی
central planning team
U
تیم طرح ریزی مرکزی
keel
U
ستون عرضی مرکزی ناو
x ring
U
دایره مرکزی هدف تیراندازی
keels
U
ستون عرضی مرکزی ناو
central food preparation facility
U
کارخانجات مرکزی تهیه موادغذایی
geothermal
U
وابسته به حرارت مرکزی زمین
geocentric
U
دارای مرکزی در زمین زمینی
statism
U
تمرکز قدرت اقتصادی در دولت مرکزی
totalism
U
رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
danish gambit
U
گامبی دانمارکی در بازی مرکزی شطرنج
abneural
U
واقع در مقابل دستگاه مرکزی عصب
totalitarianism
U
رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
central air data
U
مرکز تهیه اطلاعات هوایی مرکزی
centralized
U
آنچه در یک موقعیت مرکزی قرار دارد
wing section
U
بخش مرکزی یا پانل خارجی بال
slovak
U
نژاد اسلواک ساکن قسمت مرکزی چکوسلواکی
C.I.A
U
مخفف عبارت سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا
balkline spot
U
نقطه مرکزی خط عرضی روی میز بیلیارد
crom
U
قسمت مجتمع اکثر تراشههای واحدپردازش مرکزی
centers
U
شخصی که مراقب عملیات کامپیوتر مرکزی است
cpu
U
Unit Processing Central واحد پردازش مرکزی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com