English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
shell U جعبه حاوی باروت
shelling U جعبه حاوی باروت
shells U جعبه حاوی باروت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
containers U جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
container U جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
case U جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
cases U جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
smoke candle U جعبه حاوی عامل دودانگیز
Christmas tree U جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
Christmas trees U جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
incorporating mill U کارخانهای که اجزای باروت دران امیخته میشوند کارخانه باروت سازی
toolbox U جعبه حاوی قط عات لازم برای تعمیر , نگهداری و نصب قط عات
magnetic tape U جعبه کوچک حاوی چرخ نوار مغناطیسی و انتخاب کد در دستشان نوارخوان و درایو نوار استفاده میشود
magnetic tapes U جعبه کوچک حاوی چرخ نوار مغناطیسی و انتخاب کد در دستشان نوارخوان و درایو نوار استفاده میشود
cassette U کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
cassettes U کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
magazine U مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
magazines U مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
limber chest U جعبه حمل مهمات توپخانه جعبه پیش قطار
box pass U جعبه کالیبر جعبه پاس
modification kit U جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
envelopes U نام داده که حاوی پیام پستی است به همراه اطلاعات آدرس مقصد بسته کاغذ که حاوی نامهای است
envelope U نام داده که حاوی پیام پستی است به همراه اطلاعات آدرس مقصد بسته کاغذ که حاوی نامهای است
connexions U پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
connection U پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
powdering U باروت
blasting powder U باروت
powders U باروت
gun powder U باروت
propellants U باروت
powder U باروت
propellant U باروت
powder momey U باروت بر
gunpowder U باروت
gas chambers U محفظه باروت
gas chamber U محفظه باروت
pyropowder U باروت فشفشه
powder magazine U مخزن باروت
powder U باروت ارد
single perforated U باروت یک سوراخه
guncotton U باروت پنبه
single base U باروت یک حبهای
nitro cotton U باروت پنبه
e.c. powder U باروت پرشعله
e.c. powder U باروت مانوری
dual granulation U باروت دو حبهای
double base powder U باروت دومبنایی
powder bag U کیسه باروت
powder magazine U انبار باروت
powdering U گرد باروت
powder charge U خرج باروت
powdering U باروت ارد
amorce U خرج باروت
powders U گرد باروت
powder f. U دبه باروت
powders U باروت ارد
powder flask U دبه باروت
powder horn U دبه باروت
powder flask U باروت دان
smokeless U باروت بی دود
cordite U باروت بیدود
powder U گرد باروت
pouches U کیسه باروت
pouch U کیسه باروت
black powder U باروت سیاه
nitrocellulose U باروت بی دود
grain U حبه باروت
double base powder U باروت دو حبهای
masters U 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
master U 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
mastered U 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
propellant U باروت خرج پرتاب
powder kegs U چلیک یابشکه باروت
zone U کمربند حبه باروت
powder mill U کارخانه باروت سازی
zones U کمربند حبه باروت
powder keg U چلیک یابشکه باروت
hercules powder U باروت کان کنی
flash reducer U کم کننده شعله باروت
propellants U باروت خرج پرتاب
oil gear U جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
operation U ثباتی که حاوی در حین اجرا حاوی که اجرا باشد
flask U دبه مخصوص باروت تفنگ
flasks U دبه مخصوص باروت تفنگ
ignitor U محفظه حامل باروت اشتعال
pyropowder U باروت مخصوص مواد ترقهای
gas operated U کار با فشار گاز باروت
gas cumulative action U فشار کلی گاز باروت
mealing table U صفحهای که باروت را روی ان نرم می کنند
neutral burning U سوزش دوطرفه حبههای باروت خرج
pyroxilin U یکجور باروت پنبه که در الکل اب میشود
three nitro toloen U ماده منفجره تی ان تی یا تری نیتروتولوئن باروت بی دود
granulation U شکل و اندازه دانههای خرج نوع حبه باروت
kit U جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
kits U جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
circular U لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circulars U لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
ignite U اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignited U اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignites U اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
igniting U اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
slivers U دانههای خرج نیم سوخته بقایای باروت خرج
black concept U علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
drawer U جعبه
hutch U جعبه
chest set U جعبه
case U جعبه
hutches U جعبه
drawers U جعبه
cist U جعبه
cases U جعبه
air box U جعبه دم
incasement U جعبه
cages U جعبه
chests U جعبه
box pass U جعبه رخ ده
hot bus bar U جعبه
chest U جعبه
boxes U جعبه
cage U جعبه
kits U جعبه
kit U جعبه
box U جعبه
crates U جعبه بندی
panel box U جعبه تابلو
puzzle box U جعبه معما
pouch kit U جعبه دارو
gun bag U جعبه توپ
tool box U جعبه ابزار
goal box U جعبه هدف
gear box U جعبه دنده
crate U جعبه بندی
tray U جعبه دو خانه
mirror frame U جعبه اینه
drive mechanism U جعبه دنده
case U صندوق جعبه
echo box U جعبه بازاوا
phantom target U جعبه بازاوا
tool kits U جعبه ابزار
tool kit U جعبه ابزار
cases U صندوق جعبه
tool boxes U جعبه ابزار
mail box U جعبه پستی
trays U جعبه دو خانه
outlet box U جعبه خروجی
junction boxes U جعبه ترمینال
receivers U جعبه خزانه
blocked U جعبه قرقره
inductance box U جعبه اندوکتانس
fuse box U جعبه فیوز
fuse boxes U جعبه فیوز
outlet box U جعبه دیواری
jack box U جعبه اتصال
jardiniere U جعبه گلدان
jewel box U جعبه جواهر
receiver U جعبه خزانه
blocks U جعبه قرقره
output box U جعبه فیوز
gear case U جعبه دنده
incase U در جعبه گذاردن
junction boxes U جعبه تقسیم
junction boxes U جعبه اتصال
junction box U جعبه ترمینال
problem box U جعبه مساله
power pack U جعبه تغذیه
panel U جعبه کلیدبرق
panels U جعبه کلیدبرق
junction box U جعبه تقسیم
incase etc U در جعبه گذاشتن
junction box U جعبه اتصال
block U جعبه قرقره
watchcase U جعبه ساعت
soapbox U جعبه صابون
box U جعبه مقوایی
boxes U جعبه مقوایی
carton U جعبه مقوایی
cartons U جعبه مقوایی
box connector U رابط جعبه
box maker U جعبه ساز
holdalls U جعبه هزارپیشه
workbox U جعبه ابزار
zoom box U جعبه درشتنمایی
busbar U جعبه تقسیم
soapboxes U جعبه صابون
breakout box U جعبه قطع
boxy U جعبه مانند
box suitmeats U جعبه شیرینی
box stall U جعبه اخور
sandboxes U جعبه یا گودال شن
transmission U جعبه دنده
transmissions U جعبه دنده
bernoulli box U جعبه برنولی
battery case U جعبه باتری
gearboxes U جعبه دنده
gearing U جعبه دنده
socket box U جعبه پریز
hatbox U جعبه کلاه
hatboxes U جعبه کلاه
ab power pack U جعبه تغذیه ا.ب
air box U جعبه هوا
alarm box U جعبه الارم
gearbox U جعبه دنده
gears U جعبه دنده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com