English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (46 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hop U جست وخیز کوچک کردن
hopped U جست وخیز کوچک کردن
hopping U جست وخیز کوچک کردن
hops U جست وخیز کوچک کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
loping U جست وخیز کردن
cavort U جست وخیز کردن
cavorted U جست وخیز کردن
cavorting U جست وخیز کردن
cavorts U جست وخیز کردن
loped U جست وخیز کردن
lope U جست وخیز کردن
lopes U جست وخیز کردن
frisking U ازخوشی جست وخیز کردن تفتیش وجستجو کردن بانشاط
frisk U ازخوشی جست وخیز کردن تفتیش وجستجو کردن بانشاط
frisked U ازخوشی جست وخیز کردن تفتیش وجستجو کردن بانشاط
frisks U ازخوشی جست وخیز کردن تفتیش وجستجو کردن بانشاط
skips U جست وخیز کردن تپیدن
leapfrogging U باجست وخیز حرکت کردن
skip U جست وخیز کردن تپیدن
leapfrogs U باجست وخیز حرکت کردن
tumble U جست وخیز کردن پریدن
sikt U باجست وخیز رقص کردن
skipped U جست وخیز کردن تپیدن
tumbles U جست وخیز کردن پریدن
skylarks U تفریح وجست وخیز کردن
skylark U تفریح وجست وخیز کردن
leapfrog U باجست وخیز حرکت کردن
tumbled U جست وخیز کردن پریدن
leapfrogged U باجست وخیز حرکت کردن
galumph U جست وخیز نشاط انگیز کردن
gambol U جست وخیز
capered U جست وخیز
exultance U جست وخیز
gamboled U جست وخیز
capers U جست وخیز
gambolling U جست وخیز
gamboling U جست وخیز
gambolled U جست وخیز
frisking U جست وخیز
gambols U جست وخیز
caper U جست وخیز
skitter U جست وخیز
frisks U جست وخیز
frisk U جست وخیز
spring U جست وخیز
tittup U جست وخیز
saltation U جست وخیز
springs U جست وخیز
frolic U جست وخیز
frolicked U جست وخیز
frolicking U جست وخیز
capriole U جست وخیز
gambade U جست وخیز
bound U جست وخیز
frolics U جست وخیز
frisked U جست وخیز
curvet U شوخی جست وخیز
jumpingly U جست وخیز کنان
lopes U بجست وخیز دراوردن
skipper U جست وخیز کننده
loped U بجست وخیز دراوردن
loping U بجست وخیز دراوردن
friskier U جست وخیز کنان
lope U بجست وخیز دراوردن
coltish U جست وخیز کننده
saliency U چابکی درجست وخیز
skippers U جست وخیز کننده
friskiest U جست وخیز کنان
skippered U جست وخیز کننده
skippering U جست وخیز کننده
saleintiant U درحال جست وخیز
salience U چابکی درجست وخیز
saleint U درحال جست وخیز
frisky U جست وخیز کنان
lopes U جست وخیز وشلنگ تخته
sink or swim <idiom> U افت وخیز درکاری داشتن
loped U جست وخیز وشلنگ تخته
loping U جست وخیز وشلنگ تخته
lope U جست وخیز وشلنگ تخته
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule U یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
fraction U بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
fractions U بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
widget U آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
pig board U تخته کوچک برای موجهای کوچک
increment U فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments U فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger U بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
reduces U کوچک تر کردن
minify U کوچک کردن
extenuatextent U کوچک کردن
miniaturizes U کوچک کردن
reducing U کوچک تر کردن
miniaturize U کوچک کردن
miniaturised U کوچک کردن
abject کوچک کردن
miniaturises U کوچک کردن
miniaturising U کوچک کردن
miniaturizing U کوچک کردن
reduce U کوچک تر کردن
extenuate U کوچک کردن
belittled U کسی را کوچک کردن
kow-tow U خود را کوچک کردن
belittling U کسی را کوچک کردن
belittles U کسی را کوچک کردن
kow-towed U خود را کوچک کردن
kow-towing U خود را کوچک کردن
minimise U کوچک کردن تا حد ممکن
reduction U کوچک کردن نقشه
reductions U کوچک کردن نقشه
kow-tows U خود را کوچک کردن
belittle U کسی را کوچک کردن
zooming U بزرگ و کوچک کردن تصویر
knobble U دگمه کوچک هموار کردن
playdown U تنزل دادن کوچک کردن
finest U کوچک کردن صاف شدن
fined U کوچک کردن صاف شدن
slotting U سوراخ کردن شکاف کوچک
miniaturization U خیلی کوچک کردن چیزی
fine U کوچک کردن صاف شدن
slots U سوراخ کردن شکاف کوچک
slot U سوراخ کردن شکاف کوچک
knobble U برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin U لیوان کوچک پیمانه کوچک
reduction U کم کردن کوچک کردن عکس
reductions U کم کردن کوچک کردن عکس
scale U کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
minimise U کوچک کردن پنجره برنامه به اندازه یک نشانه
To belittle one self . To make oneself cheap . To lower oneself . U خود را کوچک کردن (سبک حقیر پست )
fitcall finding U پیدا کردن عیب کوچک مربوط به راننده یا رده یکم
projection print U روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
processor U کامپیوتر کوچک برای کار کردن با لغات , تولید متن , گزارش , نامه و...
crunching U متراکم کردن برنامه برای جای دادن تعداد زیاددستورالعملها در فضایی کوچک
ratioing U کوچک و بزرگ کردن عکس به مقیاس معین برای استفاده در موزاییکهای عکسی
perforations U خط سوراخهای کوچک در یک ورقه کاغذ یا کاغذهای پیاپی برای کمک به پاره کردن آنها
notron utilities U مجموعهای از برنامههای کوچک که برای ساده کردن عملیات کامپیوتری طراحی گردیده است
applet U 1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
preventive U بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
preventative U بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
small-scale U طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale U طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage U 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
concurrent U اجرای چنیدین برنامه همزمان با اجرا کردن هر بخش کوچک از برنامه به نوبت
davit U جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
DIMM U سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
download U 1-بارکردن برنامه یا بخشی از داده ازمحدودهای ازکامپیوتر ها توسط خط تلفن . 2-بار کردن داده از CPU به کامپیوتر کوچک 3-ارسال نوشتار چاپگر ذخیره شده روی دیسک به چاپگر
weeny U کوچک
smallest U کوچک
pilule U حب کوچک
plumelet U پر کوچک
ponceau U پل کوچک
gracile U کوچک
minute U کوچک
small U کوچک
dinky U کوچک
venule U رگ کوچک
puny U کوچک
thumbnail U کوچک
micro U کوچک
micros U کوچک
runty U کوچک
thumbnails U کوچک
plumule U پر کوچک
smaller U کوچک
small fry U کوچک
fractional U کوچک
half pint U کوچک
minor U کوچک
diminutive U کوچک
bantam U کوچک
little U کوچک
cerebellum U مخ کوچک
weensy U کوچک
culvert U پل کوچک
short ton U تن کوچک
fortalice U دژ کوچک
dimmers U کوچک
tiddly U کوچک
whiffet U سگ کوچک
weenier U کوچک
floret U گل کوچک
ickle U کوچک
bantams U کوچک
minuscule U کوچک
tiddlier U کوچک
tiddliest U کوچک
culverts U پل کوچک
petty U کوچک
imminution U کوچک
canis minor U سگ کوچک
pint-size U کوچک
petit U کوچک
seed bud U پر کوچک
pipsqueak U کوچک
canis minoris U سگ کوچک
pillule U حب کوچک
minus cule U کوچک
weeniest U کوچک
pipsqueaks U کوچک
exiguousness U کوچک
pint size U کوچک
nodules U برامدگی کوچک
coves U : خلیج کوچک
minor repair U تعمیرات کوچک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com