Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
background current
U
جریان زمینه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
inversions
U
تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
inversion
U
تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
middle distance
U
فاصلهی میان زمینه و پیش زمینه
tone-on-tone
U
[بکار گیری یک رنگ با پس زمینه متفاوت در زمینه فرش بطور مثال دو نوع رنگ قرمز یکی تیره و دیگری روشن]
marking current
U
جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
partition
U
بخشی از حافظه کامپیوتر به عنوان حافظه پیش زمینه یا پس زمینه
partitions
U
بخشی از حافظه کامپیوتر به عنوان حافظه پیش زمینه یا پس زمینه
leakage current
U
جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
foreground
U
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
flow
U
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flows
U
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed
U
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver
U
گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
push pull
U
وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit
U
جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
inverts
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
currents
U
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
current
U
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
ampere
U
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps
U
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp
U
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne
U
ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor
U
مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
constrictor
U
گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
induction current
U
جریان القاء شده جریان تحریک
counter current
U
جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
constant current
U
جریان مستقیم جریان ثابت باطری
runoff coefficient
U
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number
U
این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
three phase current
U
جریان سه فاز جریان دوار
parasitic current
U
جریان نشتی جریان خارجی
current flow
U
سیلان جریان فلوی جریان
current compensation
U
کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
gresham's law
U
پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
terrain
U
زمینه
background
U
زمینه
sketches
U
زمینه
sketched
U
زمینه
sketch
U
زمینه
tendencies
U
زمینه
backgrounds
U
زمینه
tendency
U
زمینه
flat paint
U
زمینه
flash color
U
زمینه
design
U
زمینه
designs
U
زمینه
backgrounds
U
پس زمینه
basis
U
زمینه
background
U
پس زمینه
context
U
زمینه
ichnograph
U
زمینه
setting
U
زمینه
predisposition
U
زمینه
predispositions
U
زمینه
outlined
U
زمینه
settings
U
زمینه
conspectus
U
زمینه
outline
U
زمینه
ground note
U
نت زمینه
contexts
U
زمینه
outlines
U
زمینه
outlining
U
زمینه
ground
U
زمینه
unstart
U
انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
circuitry
U
شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
idle current meter
U
دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
theme
U
ریشه زمینه
background noise
U
صدای پس زمینه
background noise
U
اختلال پس زمینه
background level
U
تراز زمینه
background communication
U
ارتباط پس زمینه
predispose
U
زمینه را مهیاساختن
contrasted
U
رنگ زمینه
ichnography
U
زمینه سازی
ground color
U
رنگ زمینه
wherein
U
درچه زمینه
figure ground
U
شکل و زمینه
contrast
U
رنگ زمینه
blue print
U
زمینه ابی
dominant design
U
زمینه اصلی
background sound
U
موسیقی پس زمینه
background music
U
موسیقی پس زمینه
ambient music
U
موسیقی پس زمینه
surveys
U
زمینه یابی
surveyed
U
زمینه یابی
survey
U
زمینه یابی
background radiation
U
تابش زمینه
background process
U
فرایندهای پس زمینه
background printing
U
چاپ پس زمینه
protective ground
U
زمینه حفافتی
host crystal
U
بلور زمینه
display background
U
زمینه نمایش
ground colour
U
رنگ زمینه
contrasting
U
رنگ زمینه
ambient
U
پس زمینه معمولی
planning
U
زمینه سازی
contrasts
U
رنگ زمینه
matrixes
U
زمینه ملاط
matrix
U
زمینه ملاط
groundwork
U
زمینه اساس
intrigue
U
زمینه سازی
intrigues
U
زمینه سازی
intriguing
U
زمینه سازی
roots
U
سرچشمه زمینه
root
U
سرچشمه زمینه
themes
U
ریشه زمینه
in this connextion
U
دراین زمینه
foreground
U
پیش زمینه
main color
U
رنگ زمینه
predisposed
U
زمینه را مهیاساختن
predisposing
U
زمینه را مهیاساختن
predisposes
U
زمینه را مهیاساختن
vortex ring state
U
حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
contrasted
U
زمینه طرح و سایه
It is in short supply.
U
زمینه اش دربازار کم است
spectrum of war
U
زمینه ها یا طیف جنگ
undertone
U
ته صدا موجود در زمینه
undertones
U
ته صدا موجود در زمینه
predisposing factor
U
عامل زمینه ساز
contrasts
U
زمینه طرح و سایه
background recalculation
U
محاسبه مجدد پس زمینه
spectrum of war
U
جنگ در تمام زمینه ها
contrast
U
زمینه طرح و سایه
fields
U
زمینه رزمی صحرایی
field
U
زمینه رزمی صحرایی
attitude survey
U
زمینه یابی نگرش
survey tests
U
ازمونهای زمینه یابی
field lens adjustment
زمینه تنظیم لنز
survey research
U
پژوهش زمینه یاب
fielded
U
زمینه رزمی صحرایی
contrasting
U
زمینه طرح و سایه
basic ground
U
زمینه و متن اصلی فرش
foreground task
U
کار یا وفیفه پیش زمینه
color contrast
U
تضاد رنگی در زمینه فرش
He talked in this connection (vein).
U
دراین زمینه صحبت کرد
ich nographic
U
وابسته به طراحی و زمینه سازی
plat
U
نقشه کشی زمینه سازی
To pave the way . To prepare the ground.
U
زمینه رافراهم ( هموار) کردن
fet
U
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
cosmic microwave radiation background
U
زمینه تشعشعی میکرو موجی کیهانی
scenarios
U
زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
scenario
U
زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
karyolymph
U
ماده اساسی زمینه هسته سلولی
This painting has a green background.
U
زمینه این تابلو سبز است
grillage
U
زمینه و طرح مشبک توری و غیره
belcher
U
دستمال گردن با زمینه ابی وخال سفید
positive
U
تصویر صفحه نمایش با پشت زمینه سفید
scarlet
U
[زمینه فرش بافته شده قرمز یکدست]
blurred black ground
U
زمینه و متن فرشی که نامشخص و مبهم باشد
We shall be reasoning on the grounds that. .
U
روی این زمینه استدلال خواهیم کرد که ...
reverse video
U
کاراکترهای تیره بر روی زمینه نمایش روشن تصویرمعکوس
d.c. machine
U
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
alternators
U
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. transformer
U
ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
alternator
U
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
electromagnetism
U
پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
underlie
U
در زیر چیزی لایه قرار دادن زمینه جیزی بودن
I have to go back a little bit.
[This requires a little background
{explanation}
]
.
U
این نیاز به کمی پیش زمینه
[توضیح بیشتر]
دارد.
underlain
U
در زیر چیزی لایه قرار دادن زمینه جیزی بودن
underlies
U
در زیر چیزی لایه قرار دادن زمینه جیزی بودن
wallpaper
U
تصویر یا الگو استفاده شده به عنوان پیش زمینه پنجره
wallpapers
U
تصویر یا الگو استفاده شده به عنوان پیش زمینه پنجره
embriodery
U
[آراستن و زینت دادن زمینه فرش به کمک سوزن کاری و گلدوزی]
filling out
U
[پر کردن زمینه فرش با گل ها و یا اشکال مختلف جهت تزئین بیشتر متن]
sightscreen
U
دیوار یا نرده در طرفین زمین کریکت به عنوان زمینه برای توپ انداز
conveyancing
U
در CL این اصطلاح بیشتر در زمینه تسهیل معاملات مربوط به اموال غیر منقول مصداق دارد
abrash
U
دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب
isotach
U
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
heavy current engineering
U
مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
positive
U
که متن و گرافیک به رنگ سیاه ری زمینه سفید نشان داده میشود تا از صفحه چاپ شده تقلید کند
condonation
U
اغماض و چشم پوشی یکی اززوجین در مورد خلافی که ازدیگری در زمینه وفایف زناشویی صادر شده است
gold lace
[braids]
U
گلابتون
[نخ های تزئینی از طلا یا نقره برای جلوه های ویژه در زمینه قالیچه]
filed
U
زمینه اصلی فرش
[که عموما تا قسمت حاشیه ادامه یافته و در بعضی از فرش ها کل بافت را در بر می گیرد.]
embossing
U
طرح برجسته
[برجسته کردن زمینه فرش]
non dedicated server
U
کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را در پس زمینه اجرا میکند و نیز برای اجرای برنامههای کاربردی نرمال در همان زمان قابل استفاده است
presentation graphics
U
گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
background noise
U
در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
blueprint
U
نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
blueprints
U
نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
special drawing rights
U
این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
cloud lattice design
U
طرح ابری شبکه ای که بیشتر بصورت بندی و در فرش چین دیده می شود . زمینه معمولا زرد و شبکه ها آبی رنگ می باشد .
sampler
U
واگیره
[تکرار طرح در متن فرش جهت پوشش کل زمینه. در واگیره یا از مشابه بته جقه و یا نگاره های مختلف استفاده می شود.]
Dudley carpet
U
فرش سفارشی ایرانی دادلی
[مربوط به قرن هفدهم میلادی به همراه درختان شکوفه دار و زمینه گل و بته بصورت ردیف های عرضی و جلوه ای از طرح جوشقان]
dragon sumak
U
طرح سومک اژدهایی
[این طرح در قرون نوزدهم و بیستم میلادی در قفقاز بافته شده و زمینه اصلی آن جلوه ای از اژدها را نشان می دهد.]
background level
U
الودگی متن الودگی زمینه
glid
U
تذهیب کاری
[در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
the concert of europe
U
منظوردولی هستند که پس ازشکست ناپلئون اول در سال 5181 در کنفرانس وین سیاست خارجی خود را با هم هماهنگ ساختند و این هماهنگی بخصوص در زمینه مسائل مربوط به بالکان وعثمانی محسوس بود
Reihan
U
ریحان
[شهری در استان مرکزی و نزدیک اراک که به بافت طرح های هراتی و افشان یا زمینه قرمز شهرت داشته و اکثر فرش های آن بصورت تک پودی بافته می شوند.]
paradise rug
U
طرح درختی باغ و گل
[در این طرح انواع درخت، گل و پرنده زمینه طرح را در بر می گیرند و نمادی از طبیعت بوجود می آورند که گاه به آن طرح بهشتی می گویند.]
Pope, Arthur Upham
U
آرتور پوپ
[که در ایران به پروفسور پوپ معروف می باشد یک کاشف و منتقد آمریکایی استکه در زمینه های مختلف هنر ایران سال ها تحقیق نموده.]
motif
U
گلی خاص در زمینه فرش
[این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
mirror carpet
U
طرح آینه
[در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
conducting
U
جریان
streams
U
جریان اب
conduct
U
جریان
conducted
U
جریان
streamed
U
جریان اب
twayblade
U
جریان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com