English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 199 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
home range U جایگاه حیوانات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lore U حیوانات
bestiality U جماع با حیوانات
breeding U پرورش حیوانات
dung U مدفوع حیوانات
foals U توله حیوانات
foal U توله حیوانات
wildlife U حیوانات وحشی
fauna U حیوانات یک اقلیم
rodentia U حیوانات قراضه
stray animals U حیوانات ضاله
feedstuff U خوراک حیوانات
venery U حیوانات شکارشونده
chit U توله حیوانات
chits U توله حیوانات
domestic animals U حیوانات اهلی
zoolatry U پرستش حیوانات
buggery with animals U جماع با حیوانات
zootomy U تشریح حیوانات
put away <idiom> U کشتن حیوانات
limb top U جایگاه
position U جایگاه
positioned U جایگاه
toll house U جایگاه
cabin U جایگاه
places U جایگاه
place U جایگاه
placing U جایگاه
house U جایگاه جا
station U جایگاه
stationed U جایگاه
houses U جایگاه جا
housed U جایگاه جا
stations U جایگاه
big game U شکار حیوانات بزرگ
farm U پرورشگاه حیوانات اهلی
zootechnical U وابسته به فن تربیت حیوانات
farmed U پرورشگاه حیوانات اهلی
damage feasant U خسارت ناشی از حیوانات
woodnote U صدای حیوانات جنگل
farms U پرورشگاه حیوانات اهلی
pedication U عمل جنسی با حیوانات
make friends <idiom> U رفاقت با حیوانات ومردم
bulls U حیوانات نر بزرگ فرمان
bull U حیوانات نر بزرگ فرمان
forepaw U پنجه دست حیوانات
seat U جایگاه نشاندن
seated U جایگاه نشاندن
seats U جایگاه نشاندن
grandstand U جایگاه سرپوشیده
grandstands U جایگاه سرپوشیده
banstand U جایگاه ارکست
picture palace U جایگاه سینما
ordinal position U جایگاه ترتیبی
picture theatre U جایگاه سینما
picturedrome U جایگاه سینما
pumping ststion U جایگاه تلمبه
lattice site U جایگاه شبکه
expanse of rubble U جایگاه خرابیها
hibernaculum U جایگاه زمستانی
telephone station U جایگاه تلفن
site plan U نقشه جایگاه
flash house U جایگاه دزدان
expanse of ruins U جایگاه خرابیها
engine house U جایگاه لوکوموتیو
parking place U جایگاه توقف
scene of destruction U جایگاه خرابیها
gallery U جایگاه تماشاگران
sanctuaries U جایگاه مقدس
sanctuary U جایگاه مقدس
stall U لژ جایگاه ویژه
stalling U لژ جایگاه ویژه
band-stand U جایگاه ارکستر
galleries U جایگاه تماشاگران
stands U جایگاه تماشاگران
operating rooms U جایگاه عمل
operating room U جایگاه عمل
booth U جایگاه رژه
booths U جایگاه رژه
reclaim animal U حیوانات وحشی تربیت شده
pens U حیوانات اغل خانه ییلاقی
parkas U نیم تنه پوست حیوانات
sweetbread U تیموس حیوانات جوان دنبلان
soilage U علف تازه علوفه حیوانات
penning U حیوانات اغل خانه ییلاقی
penned U حیوانات اغل خانه ییلاقی
pen U حیوانات اغل خانه ییلاقی
squamation U پوشش فلسی شکل حیوانات
privilegium U حق تقدم در شکار حیوانات اهلی
mane U یال [حیوانات و جانور شناسی]
crest U یال [حیوانات و جانور شناسی]
acron U قسمت قدامی حیوانات بنددار
warren U محل نگهداری حیوانات وحشی
warrens U محل نگهداری حیوانات وحشی
beaver U سگ آبی [حیوانات و جانور شناسی]
zoomorphic U [استفاده از نقوش حیوانات در فرش]
swinery U پرورشگاه یا جایگاه خوکان
stand one's ground <idiom> U حمایت از جایگاه شخص
stone work U جایگاه سنگ تراشی
paper advance setting جایگاه پیشرفته ورق
choir-wall U [دیواره ی جداکننده جایگاه]
sail loft U جایگاه بادبان سازی
sanctum U قدس جایگاه مقدس
menagerie U جایگاه دام ودد
press box U لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
far turn U پیچ سمت جایگاه
dram shop U جایگاه نوشابه فروشی
dock U جایگاه متهم در دادگاه
docked U جایگاه متهم در دادگاه
news stand U جایگاه فروش روزنامه
news-stand U جایگاه فروش روزنامه
news-stands U جایگاه فروش روزنامه
podium U بالکن جایگاه مخصوص
podiums U بالکن جایگاه مخصوص
lay-bys U جایگاه ایست ایستگاه
lay by U جایگاه ایست ایستگاه
lay-by U جایگاه ایست ایستگاه
menageries U جایگاه دام ودد
docks U جایگاه متهم در دادگاه
fire post U جایگاه اتش نشانی
platform U کف راه جایگاه خطابه
press boxes U لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
platforms U کف راه جایگاه خطابه
malt house U جایگاه مالت سازی
bars U جایگاه متهمین در دادگاه
gate chamber wall U جایگاه حرکت دریچه
bar U جایگاه متهمین در دادگاه
oarlock U جایگاه فلزی پارو
stand U جایگاه گواه در دادگاه
home range U جای محدود برای فعالیت حیوانات
taxidermy U پرکردن پوست حیوانات با کاه وغیره
gasteropod U حیوانات ناعمه خانواده راب یاحلزون
blasetocyst U جنین تکامل یافته حیوانات پستاندار
zoon U هر یک از حیوانات منفرد متعلق به حیوان مرکب
upland game U پرندگان و حیوانات کوچم شکاری در ارتفاعات
exuviae U پوشش یا پوست حیوانات پس از انداخته شدن
diana U الههء ماه وشکار حیوانات وحشی
locations U جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
perch U جایگاه بلند جای امن
orchestra U دسته نوازندگان جایگاه ارکست
altar of credence U [جایگاه نان و شراب مقدس]
choir-loft U [بالکنی بالای جایگاه همسرایان]
perching U جایگاه بلند جای امن
orchestras U دسته نوازندگان جایگاه ارکست
location U جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
perched U جایگاه بلند جای امن
perches U جایگاه بلند جای امن
haras U جایگاه تخم کشی اسب
witness box U جایگاه شهود گواه جای
witness box U جایگاه ویژه گواهان در دادگاه
fluor U مایعات بدن حیوانات مواد فلورین دار
veterinarian U پزشک حیوانات در ارتش دامپزشک رشته دامپزشکی
veterinarians U پزشک حیوانات در ارتش دامپزشک رشته دامپزشکی
dicker U مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
forequarter U ربع قدامی خارجی بدن یالاشه حیوانات
taxidermist U ویژه گر پر کردن پوست حیوانات باکاه وغیره
zoomorphism U تجسم خدا یا خدایان بشکل حیوانات پست
vivary U جای نگهداری حیوانات یا محل صید ماهی
zoomorphism U استعمال اشکال حیوانات در هنربعنوان علائم مخصوص
animalist U مصور حیوانات معتقد به حیوان صفتی انسان
antechoir U جایگاه مخصوص روحانیون وسرایندگان در کلیسا
fore U [جایگاه مخصوص روحانیون و سرایندگان در کلیسا]
tap room U جایگاه نوشابه فروشی ونوشابه خوری
lubritorium U جایگاه مخصوص روغن کاری ماشین
choir-aisle U [راهرو موازی از شبستان به جایگاه همسرایان]
small game U پرندگان و حیوانات کوچک که برای تفریح شکار می شوند
zootechnician U کارشناس تربیت حیوانات ویژه گر اهلی کردن جانوران
clubhouses U ساختمان در زمین گلف جایگاه سرپوشیده تماشاگران
porter house U جایگاه فروش و صرف ابجووکباب و مانند انها
clubhouse U ساختمان در زمین گلف جایگاه سرپوشیده تماشاگران
Pay attention to the house rules [hazard statements] . U توجه بکنید به قواعد جایگاه [اظهارات خطر] .
poundage U وزن چیزی برحسب پوند یا رطل محصور سازی حیوانات
grandstand U جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
grandstands U جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
fish meal U ماهی خشک وخورد شده که بمصرف کود وغذای حیوانات میرسد
biomorph U [فرم پایه در موضوعات زنده مانند طراحی حیوانات، انسانها یا جانورشناسی]
fish story U ماهی خشک وخورد شده که بمصرف کود وغذای حیوانات میرسد
biogeography U رشتهای از زیست شناسی که درباره طرزانتشار و پخش حیوانات ونباتات بحث میکند
band shell U جایگاه دستهء موزیک که عقب ان بشکل صدف مقعر بزرگی است
Agricultural Order U سرستون [سر ستون کرنتی با تومارهای پیچیده شده به شکل سر حیوانات یا آرایش برگ کنگره ای]
choir-rail U [ردیفی از نرده ها یا جداره ی مشبک که جایگاه همسرایان را از شبستان کلیسا جدا می کند.]
iconostasis U [پرده ای بین جایگاه مقدس و فضای اصلی در کلیساهای ارتدکس یونان و روسیه]
acrostolium U [قسمتی از دماغه کشتی در ناو جنگی باستان مه معمولا مدور، مارپیچ یا شکلی شبیه حیوانات داشته است.]
bioecology U رشتهای از محیط شناسی که روابط گیاهان و حیوانات رابا محیط اطراف خود موردبحث قرار میدهد
tusk U دندان عاج فیل دندان گراز حیوانات
tusks U دندان عاج فیل دندان گراز حیوانات
big game U صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
on licence U پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
pounded U اغل حیوانات گمشده وضاله اغل
pounding U اغل حیوانات گمشده وضاله اغل
pounds U اغل حیوانات گمشده وضاله اغل
pound U اغل حیوانات گمشده وضاله اغل
feretory U تابوت یاصندوق اثارمقدس جایگاه اثارمقدس
relief U نقش یا گل برجسته [این امر در فرشبافی بیشتر در هنگام بافت چهره انسان، گاه نقوش حیوانات و یا استفاده از آیات، کلمات و شعر در متن و یا حاشیه فرش بکار می رود.]
dye-stuff U ماده رنگی در رنگرزی الیاف [این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
lion rug U فرش شیری [این طرح بیشتر مربوط به استان فارس و عشایر آن منطقه بوده و گاه در طرح از شتر و یا حیوانات دیگر نیز استفاده می شود.]
hunting design U طرح شکارگاهی [این طرح از زمان صفویه رواج یافته و در آن صحنه های مختلف شکار توسط انسان و یا نزاع حیوانات مختلف نشان داده می شود. منشاء اولیه آن کاشان ذکر شده است.]
natural dyes U رنگینه های طبیعی [که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
Indo-persian rug U قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com