Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
To widen a road .
U
جاده یی را گشاد کردن ( تعریض )
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
straddles
U
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddle
U
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddled
U
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
doppler broadening
U
تعریض دوپلری
To walk with ones feet wide apart.
U
گشاد گشاد راه رفتن
She stared at him with wide eyes.
U
با چشمهای گشاد ( گشاد شده ) با ؟ خیره شده بود
dilates
U
گشاد کردن
dilating
U
گشاد کردن
dilate
U
گشاد کردن
reaming
U
گشاد کردن
ream
U
گشاد کردن
slackest
U
کساد کردن گشاد
slack
U
کساد کردن گشاد
to let out
U
افشاکردن گشاد کردن
slacks
U
کساد کردن گشاد
To spend recklessly ( prodigally ) .
U
گشاد بازی کردن ( ولخرجی )
scrawled
U
خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawling
U
خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawl
U
خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawls
U
خط خطی کردن گشاد نشستن
divided highway
[American E]
U
شاهراه چند خطی
[جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
underpass
U
مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpasses
U
مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
emerging traffic
U
جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
merging traffic
U
ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
road screen
U
پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
service road
U
جاده کناری جاده سرویس
going
U
وضع جاده زمین جاده
road clearance
U
تخلیه کردن جاده
pull over
<idiom>
U
متوقف کردن ماشین گوشه جاده
balisage
U
مشخص کردن مسیر جاده باچراغهای راهنما
barricading
U
سنگربندی کردن سد کردن جاده
barricade
U
سنگربندی کردن سد کردن جاده
barricaded
U
سنگربندی کردن سد کردن جاده
barricades
U
سنگربندی کردن سد کردن جاده
to shift freight traffic from road to rail
U
حمل نقل بار را از جاده به راه آهن منتقل کردن
track clearer
U
جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
road distance
U
مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
blocking
U
سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
wheel load
U
فرفیت بار یا تحمل وزن باندفرود در یک فرودگاه یامحوطه تاکسی کردن یا جاده اسفالت
wide
U
گشاد
loose fitting
U
گشاد
straddled
U
گشاد با زی
wider
U
گشاد
widest
U
گشاد
broad
U
گشاد
broadest
U
گشاد
loose-fitting
U
گشاد
broader
U
گشاد
reamer
U
گشاد کن
straddles
U
گشاد با زی
straddle
U
گشاد با زی
looser
U
گشاد
loosest
U
گشاد
loose
U
گشاد
bigmouthed
U
دهن گشاد
spacious
U
جامع گشاد
dilatant
U
گشاد شونده
slopping
U
شلوار گشاد
slip-ons
U
لباس گشاد
stretchier
U
گشاد شونده
slopped
U
شلوار گشاد
slop
U
شلوار گشاد
pajamas
U
شلوار گشاد
bell mouthed
U
دهن گشاد
wide mouthed
U
دهن گشاد
straddle
U
گشاد نشستن
straddles
U
گشاد نشستن
straddled
U
گشاد نشستن
stretchy
U
گشاد شونده
stretchiest
U
گشاد شونده
slip on
U
لباس گشاد
jars
U
شیشه دهن گشاد
jars
U
کوزه دهن گشاد
oxbags
U
شلوار خیلی گشاد
astraddle
U
دارای پای گشاد
oxford bags
U
شلوار خیلی گشاد
mason jar
U
کوزه دهن گشاد
dalmatic
U
خرقه استین گشاد
blouse
U
پیراهن یاجامه گشاد
sacks
U
پیراهن گشاد و کوتاه
sacked
U
پیراهن گشاد و کوتاه
sack
U
پیراهن گشاد و کوتاه
capacious
U
گنجایش دار گشاد
Wellington
U
چکمه دهان گشاد
blouses
U
پیراهن یاجامه گشاد
mother hubbard
U
لباس گشاد زنانه
clump block
U
قرقره دهان گشاد
jarred
U
شیشه دهن گشاد
jarred
U
کوزه دهن گشاد
robe
U
لباس بلند و گشاد
wide eyed
U
دارای چشم گشاد
varicosity
U
گشاد شدگی سیاهرگ
robes
U
لباس بلند و گشاد
wide-eyed
U
دارای چشم گشاد
varix variously
U
سیاهرگ گشاد شده
jar
U
کوزه دهن گشاد
jar
U
شیشه دهن گشاد
dolman sleeve
U
استین گشاد و اویخته
carboy
U
تنگ دهن گشاد
straddle
U
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddles
U
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddled
U
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
carronade
U
یکجورتوپ کوتاه دهن گشاد
sprawling
U
گشاد نشستن هرزه روییدن
sprawls
U
گشاد نشستن هرزه روییدن
risk
U
گشاد بازی بخطر انداختن
risks
U
گشاد بازی بخطر انداختن
risked
U
گشاد بازی بخطر انداختن
sprawl
U
گشاد نشستن هرزه روییدن
risking
U
گشاد بازی بخطر انداختن
sailed
U
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailings
U
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sail
U
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
These shoes are too big for me .
U
این کفشها برایم گشاد است
raglan
U
پالتو استین گشاد سبک و فراخ
rochet
U
جبه کتانی گشاد اسقفان وراهبان
krater
U
کوزه دهن گشاد دسته دارقدیمی
My shoes stretched after wearing them for a couple of days .
پس از چند روز پوشیدن، کفشهایم گشاد شدند.
She likes loose - fitting dresses .
U
از لباس های گشاد خوشش نمی آید
pajamas
U
جامه گشاد که در خانه یا هنگام خوابیدن می پوشند
The shoes are a size too big for my feet.
U
کفشها یک نمره برای پایم گشاد است
varicosity
U
جایی که چند سیاهرگ گشاد شده باشند
bloomer
U
شلوار گشاد و زنانه ورزشی گیاه شکوفه کرده
chimere
U
خرقه بدون استین ویا بااستین گشاد وبزرگ
slopping
U
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slopped
U
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slop
U
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
steamroller
U
باجاده صاف کن جاده را صاف کردن
steamrollers
U
باجاده صاف کن جاده را صاف کردن
steamrollered
U
باجاده صاف کن جاده را صاف کردن
steamrollering
U
باجاده صاف کن جاده را صاف کردن
The position is over his head . he cannot cope with it .
U
این شغل برای سرش خیلی گشاد است ( از توانائی اوبیرون است )
road bed
U
کف جاده
pads
U
جاده
road block
U
سد جاده
rut
U
رد جاده
road
جاده
roadless
U
بی جاده
pad
U
جاده
path
U
جاده
road blocks
U
سد جاده
invious
U
بی جاده
way
U
جاده
causeways
U
جاده
blocking
U
سد جاده
causeway
U
جاده
pathways
U
جاده
line
U
جاده
ruts
U
رد جاده
lines
U
جاده
roadbed
U
کف جاده
roads
U
جاده
route
U
جاده
track
U
جاده
turnpike
U
جاده
roadway
U
جاده
roadways
U
جاده
roadability
U
جاده رو
roadable
U
جاده رو
turnpikes
U
جاده
pathway
U
جاده
hard core
U
پی جاده
routes
U
جاده
tracks
U
جاده
tracked
U
جاده
paths
U
جاده
main road
U
جاده اصلی
the road was impaired
U
جاده خراب شد
byroad
U
جاده فرعی
by way
U
جاده پرت
third class road
U
جاده درجه سه
by the side of the road
U
در کنار جاده
traffic on public roads
U
ترافیک
[جاده]
wayless
U
بدون جاده
the impediment of a road
U
پا گیرهای جاده
street traffic
U
ترافیک
[جاده]
the impediment of a road
U
موانع جاده
spur track
U
جاده فرعی
main roads
U
جاده اصلی
concrete pavement
U
جاده بتنی
tracked
U
خط اهن جاده
tracks
U
خط اهن جاده
roadhog
U
خوک جاده
open route
U
جاده باز
spur
U
جاده انشعابی
spurring
U
جاده انشعابی
operational route
U
جاده رزمی
spurs
U
جاده انشعابی
sea lane
U
جاده دریایی
sea lanes
U
جاده دریایی
roadhogs
U
خوک جاده
molecular attracticm
U
جاده ذرات
collective goods
U
مانند جاده
clearing iron
U
جاده پاک کن
track
U
خط اهن جاده
chip spreader
U
جاده صاف کن
causeway
U
جاده سنگفرش
overhead roadway
U
جاده هوایی
criterium
U
مسابقه جاده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com