Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 306 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
target
U
تیر نشانه
targeted
U
تیر نشانه
targeting
U
تیر نشانه
targets
U
تیر نشانه
targetted
U
تیر نشانه
targetting
U
تیر نشانه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
marker
U
علامت نشانه
marker
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
marker
U
نشانه
markers
U
علامت نشانه
markers
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
markers
U
نشانه
home
U
کلیدی که نشانه گر را به شروع خط متن می برد
homes
U
کلیدی که نشانه گر را به شروع خط متن می برد
backward
U
جستجو برای دادهای که از موقعیت نشانه گر شروع میشود یا از انتهای فایل و به ابتدای فایل می رسد
word
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
worded
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
drag
U
به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود
drag
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
U
به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود
dragged
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
U
به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود
drags
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
stop
U
نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
stopped
U
نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
stopping
U
نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
stops
U
نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
desktop
U
نشانه هایی که روی صفحه کار نمایش داده می شوند
logic
U
نشانه گرافیکی برای نمایش نوعی تابع منط قی
language
U
زبان برنامه نویسی که از نشانه هایی استفاده میکند تا دستورات ای که باید به کد ماشین تبدیل شوند را کد کند
language
U
سیستم کلمات و نشانه ها که امکان ارتباط با کامپیوترها را فراهم میکند.
languages
U
زبان برنامه نویسی که از نشانه هایی استفاده میکند تا دستورات ای که باید به کد ماشین تبدیل شوند را کد کند
languages
U
سیستم کلمات و نشانه ها که امکان ارتباط با کامپیوترها را فراهم میکند.
character
U
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characters
U
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
paragraph
U
حرف چاپ نشده که نشان دهنده رفتن نشانه گر به ابتدای خط بعد است
paragraph
U
بخشی از متن بین دو حرف که نشانه گر را به اول خط بعد می روند
paragraphs
U
حرف چاپ نشده که نشان دهنده رفتن نشانه گر به ابتدای خط بعد است
paragraphs
U
بخشی از متن بین دو حرف که نشانه گر را به اول خط بعد می روند
semantics
U
خطای ناشی از استفاده از نشانه نادرست در یک دستور برنامه
backwards
U
جستجو برای دادهای که در محل نشانه گرد قرار دارد یا در انتهای فایل است و جستجو تا ابتدای فایل
token
U
نشانه
tokens
U
نشانه
digit
U
نشانه یا حرفی که بیان کننده عدد صحیحی است که کوچکتر از پایه عدد استفاده شده است
digits
U
نشانه یا حرفی که بیان کننده عدد صحیحی است که کوچکتر از پایه عدد استفاده شده است
move
U
دستوری که محل بلاک متن که توسط نشانه گر بلاک مشخص شده است را تغییر میدهد
moved
U
دستوری که محل بلاک متن که توسط نشانه گر بلاک مشخص شده است را تغییر میدهد
moves
U
دستوری که محل بلاک متن که توسط نشانه گر بلاک مشخص شده است را تغییر میدهد
crossbones
U
نشانه مرگ وخطر
symbolic
U
آدرسی که با نشانه یا نام مشخص شود
symbolic
U
آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
symbolically
U
آدرسی که با نشانه یا نام مشخص شود
symbolically
U
آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
blip
U
نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
blips
U
نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
sticks
U
خطای بلندکردن چوب بیش ازحد نشانه
reference
U
نشانه چاپ شده برای نشان دادن وجه و یک یادداشت یا عدم وجود مرجع در متن
references
U
نشانه چاپ شده برای نشان دادن وجه و یک یادداشت یا عدم وجود مرجع در متن
stack
U
محلی که نشانه گر شبکه به آن اشاره میکند
stacked
U
محلی که نشانه گر شبکه به آن اشاره میکند
stacks
U
محلی که نشانه گر شبکه به آن اشاره میکند
register
U
کفگیرک نشانه روی ثبت کردن
registering
U
کفگیرک نشانه روی ثبت کردن
registers
U
کفگیرک نشانه روی ثبت کردن
extend
U
گرافیک و نشانه ها است
extending
U
گرافیک و نشانه ها است
extends
U
گرافیک و نشانه ها است
set
U
نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
sets
U
نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
setting up
U
نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
train
U
نشانه رفتن
trained
U
نشانه رفتن
trains
U
نشانه رفتن
flag
U
نشانه وقوع عدد نقلی ناشی از تفریق یا جمع
flags
U
نشانه وقوع عدد نقلی ناشی از تفریق یا جمع
horizontal
U
حرکت نشانه گر در صفحه نمایش کامپیوتر از انتهای یک خط به ابتدای بعدی
carried
U
نشانه وقوع وام
carries
U
نشانه وقوع وام
carry
U
نشانه وقوع وام
carrying
U
نشانه وقوع وام
return
U
کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returned
U
کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returning
U
کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returns
U
کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
signal
U
نشانه
signal
U
علامت نشانه
signaled
U
نشانه
signaled
U
علامت نشانه
signalled
U
نشانه
signalled
U
علامت نشانه
impact
U
چاپگری که متن ها و نشانه ها را با قرار دادن ریبون جوهر در کاغذ با یک حرف فنری چاپ می گیرد. مثل چاپبگر wheel-Duisy.
impacts
U
چاپگری که متن ها و نشانه ها را با قرار دادن ریبون جوهر در کاغذ با یک حرف فنری چاپ می گیرد. مثل چاپبگر wheel-Duisy.
code
U
نشانه قراردادی
cue
U
نشانه
cues
U
نشانه
portent
U
نشانه
portents
U
نشانه
optical
U
نشانه روی بصری چشمی
optical
U
وسیلهای که میتواند نشانه ها یا خط وط به فرم خاص را تشخیص میدهد.
punctuation mark
U
نشانه چاپ که قابل بیان نیست وی در درک متن کمک میکند
punctuation marks
U
نشانه چاپ که قابل بیان نیست وی در درک متن کمک میکند
sacrament
U
نشانه
sacraments
U
نشانه
lay
U
نشانه رفتن قرار دادن
lay
U
کاشتن مین نشانه روی جنگ افزار به هدف
Other Matches
pointer
U
نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
pointers
U
نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
no drop image
[تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.]
ToolTips
U
برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
peach design
U
نقش هلو
[این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
electro optics
U
وسایل نشانه روی الکترونیکی دوربینهای نشانه روی الکترونیکی
preset vector
U
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
indications
U
نشانه ها
attribute
U
نشانه
symptom
U
نشانه
attributes
U
نشانه
attributing
U
نشانه
emblematic
U
نشانه
emblem
U
نشانه
one address
U
با یک نشانه
trace
U
نشانه
traces
U
نشانه
emblems
U
نشانه
reminiscences
U
نشانه
traced
U
نشانه
cursors
U
نشانه گر
reminiscence
U
نشانه
indicative
U
نشانه
symptoms
U
نشانه
bench mark
U
نشانه
cursor
U
نشانه گر
ikons
U
نشانه
symptomless
U
بی نشانه
symbol
U
نشانه
presage
U
نشانه
presaged
U
نشانه
presages
U
نشانه
icons
U
نشانه
icon
U
نشانه
mark
U
نشانه
marks
U
نشانه
presaging
U
نشانه
omen
U
نشانه
omens
U
نشانه
allegories
U
نشانه علامت
marksmen
U
نشانه گیر
aims
U
نشانه گرفتن .
line of sight
U
خط نشانه روی
aimed
U
نشانه گرفتن .
indication
U
اشعار نشانه
aim
U
نشانه گرفتن .
aiming
U
نشانه روی
marksman
U
نشانه گیر
bode
U
نشانه بودن
levelled
U
نشانه گرفتن
leveled
U
نشانه گرفتن
levels
U
نشانه گرفتن
cairn
U
سنگ نشانه
cairns
U
سنگ نشانه
indicator
U
علامت خط نشانه
level
U
نشانه گرفتن
allegory
U
نشانه علامت
symptomatic
U
نشانه بیماری
sightings
U
نشانه رفتن
sighting
U
نشانه رفتن
veto
U
نشانه مخالفت
vetoed
U
نشانه مخالفت
vetoes
U
نشانه مخالفت
vetoing
U
نشانه مخالفت
proof
U
نشانه مدرک
merit badge
U
نشانه هنر
indicium
U
نشانه ویژه
sem
U
نشانه شناسی
go ahead
U
نشانه ترقی
frequency mark
U
نشانه فرکانس
emblematical
U
حاوی نشانه
minimal cue
U
نشانه کمینه
pivot point
U
نقطه نشانه
prodrome
U
پیش نشانه
typology
U
نشانه شناسی
traffic signal
U
نشانه روشن
token passing
U
گذراندن نشانه
symptomatology
U
نشانه شناسی
proof of laziness
U
نشانه تنبلی
asterisk
U
1-نشانه گرافیکی
bench mark
U
نشانه مبنا
asterisks
U
1-نشانه گرافیکی
badge reader
U
نشانه خوان
cockshot
U
نشانه روی
cockshy
U
نشانه روی
direction peg
U
میخ نشانه
dan buoy
U
بویه نشانه
cue learning
U
نشانه اموزی
proofs
U
نشانه مدرک
discriminandum
U
نشانه افتراق
term symbol
U
نشانه جمله طیفی
aiming stake
U
دستک نشانه روی
token ring network
U
شبکه نشانه حلقهای
symptom substitution theory
U
نظریه جانشینی نشانه ها
traffic sign
U
لوحه نشانه گذاری
sighting
U
نشانه روی کردن
sight
U
الت نشانه روی
aiming post
U
شاخصهای نشانه روی
marks
U
نشانه کردن حریف
homage
U
نشانه ی تکریم و وفاداری
marks
U
علامت نشانه هدف
mark
U
علامت نشانه هدف
mark
U
نشانه کردن حریف
aiming light
U
چراغ نشانه روی
traffic sign
U
تابلو نشانه گذاری
sight
U
دوربین نشانه روی
sighting device
U
وسیله نشانه روی
leading point
U
نقطه نشانه روی
point
U
نشانه روی کردن
kentish fire
U
که نشانه نفاق ..باشد
k
U
نشانه بیان یک هزار
it is indicative of bad luck
U
نشانه بدبختی است
it is an indication of lazines
U
نشانه تنبلی است
it bobes evil
U
نشانه بدی است
impresa
U
نشانه جمله شعاری
toxic symptom
U
نشانه زهراگینی یامسمومیت
gun sight
U
دستگاه نشانه روی
fine sight
U
تنظیم خط نشانه دقیق
caduceus
U
نشانه علم پزشکی
negative voice
U
منع نشانه مخالفت
sights
U
الت نشانه روی
sights
U
دوربین نشانه روی
sight scale
U
مقیاس نشانه روی
sight scale
U
طبله نشانه روی
semicolon
U
نشانه چاپ شده
sightings
U
نشانه روی کردن
road marking
U
نشانه گذاری راه
reciprocal laying
U
نشانه روی متقابله
peep sight
U
دریچه نشانه روی
pavement marking
U
نشانه گذاری راه
to present arms
U
نشانه روی کردن
directing point
U
نقطه نشانه روی
plots
U
نشانه میان چهارراه
plotted
U
نشانه میان چهارراه
gunner
U
نشانه رو توپ ساز
gunners
U
نشانه رو توپ ساز
hallmark
U
انگ نشانه عیار
plot
U
نشانه میان چهارراه
hallmarks
U
انگ نشانه عیار
palms
U
نخل خرما نشانه پیروزی
marksman
U
نشانه گیر
[ارتش و ورزش]
caret
U
نشانه " ^ " در فضای کلید کنترل
palm
U
نخل خرما نشانه پیروزی
wreck buoy
U
نشانه کشتی غرق شده
optical sight
U
وسایل نشانه روی بصری
peep sight
U
درجه نشانه روی دیدگاه
point bland
U
تیراندازی بدون نشانه روی
sighting device
U
دوربین دستگاه نشانه روی
lays
U
نشانه رفتن قرار دادن
refers
U
نشانه روی به نقطه نشانی
backspace
U
حرکت نشانه گر یک واحد به چپ یا عقب
symptomatic
U
مطابق نشانه بیماری نماینده
reference number
U
اعداد مبنای نشانه روی
refer
U
نشانه روی به نقطه نشانی
referred
U
نشانه روی به نقطه نشانی
toho
U
اعضای انگشتان نشانه و شست
brush
U
دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
straw in the wind
<idiom>
U
نشانه کوچک قبل از وقوع حادثه
an incredulous smile
U
لبخندی که نشانه باور نکردن باشد
badge reader
U
ماشینی که داده را از یک نشانه مشخصات می خواند
brushes
U
دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
windage
U
تنظیم سمتی وسایل نشانه روی
capricorn
U
بزغاله نشانه دهم منطقه البروج
to not be
[any]
the wiser
<idiom>
U
ملتفت نشدن
[با وجود نشانه ها و توضیحات]
numeral
U
حرف یا نشانه که یک عدد را نشان میدهد
numerals
U
حرف یا نشانه که یک عدد را نشان میدهد
noblesse oblige
U
بزرگواری و سخاوتمندی نشانه نجیب زادگی
to address
U
نشانه گیرنده را روی پاکت گذاشتن
beginning
U
حرف یا نشانه آغاز بخشی از داده
beginnings
U
حرف یا نشانه آغاز بخشی از داده
symbol
U
نشانه یا تصویری که معرف چیزی است
represent
U
عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
prognosticative or ticatory
U
خبر دهنده متضمن نشانه برای پیشگویی
scrape up
<idiom>
U
پیدا یا جمع آوری چیزی ازروی نشانه
represented
U
عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
minimise
U
کوچک کردن پنجره برنامه به اندازه یک نشانه
sight base
U
پایه زاویه یاب یا دستگاه نشانه روی
represents
U
عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
inequality operator
U
نشانه بیان عدم شادی دو متغیر یا دو مقدار
maximise
U
برگرداندن نشانه برنامه به پنجره اصلی نمایش آن
leading point
U
نقطه نشانه روی در جلوی هدف متحرک
roseola
U
لکههای سرخ بدن که نشانه سیفیلیس است
backtab
U
برگرداندن نشانه گر به یک واحد عقب تر از موقعیت موجود
Dingbat
U
نشانه . تصویر و طراحی به جای حروف است
sight
U
الات نشانه روی شکاف درجه تفنگ
sights
U
الات نشانه روی شکاف درجه تفنگ
recognition
U
فرآیند تشخیص خط وط یا نشانه ها یا الگو ها به صورت نوری
shrug your shoulders
<idiom>
U
نشانه بی علاقه
[لاقید]
یا نا آگاه بودن
[اصطلاح]
operators
U
حرف یا نشانه یا کلمهای که یک تابع یا عملیات را بیان کند
sighting shot
U
تیرهای قلق گیری یا تنظیم وسایل نشانه روی
cursors
U
حرکت نشانه گر به گوشه بالای سمت چپ صفحه نمایش
lays
U
کاشتن مین نشانه روی جنگ افزار به هدف
backspace
U
کلیدی که باعث برگشت یک واحد به عقب یا چپ نشانه گر میشود
addressable
U
نشانه گری که محل آن قابل برنامه ریزی است
operator
U
حرف یا نشانه یا کلمهای که یک تابع یا عملیات را بیان کند
wing shooting
U
شکار یا نشانه روی مرغان شکاری در حال پرواز
pages
U
کلیدی که محل نشانه گر را به اندازه خط وط یک صفحه حرکت دهد
paranomia
U
اشفتگی دماغی که نشانه ان عوضی نامیدن چیزها است
portentously
U
چنانکه نشانه بدی باشد بطور شگفت اور
paged
U
کلیدی که محل نشانه گر را به اندازه خط وط یک صفحه حرکت دهد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com