English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
power form U تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
step through method U تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
string walking U تمرین تیراندازی با تیر وکمان
target round U یک دور تیراندازی با تیر وکمان
toxophily U علم تیراندازی باتیر وکمان
offhand U تیراندازی ایستاده
national round U مسابقه تیراندازی زنان با 84تیر از مسافت 06 متری و42 تیر از05 متری با تیر وکمان
vertical retort tar U قطران کورههای ایستاده قطران قرعهای ایستاده
firing position U موضع اتش وضعیت تیراندازی حالت تیراندازی
sagittal U شبیه سهم یاتیر وکمان
rifle clasp U نشان تیراندازی یا مدال تیراندازی
firing range U برد تیراندازی مسافت تیراندازی
fire lane U مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
live fire U تیراندازی با تیر جنگی تیراندازی با فشنگ جنگی
standing U ایستاده
static U ایستاده
semierect U نیمه ایستاده
standing wave U موج ایستاده
standing start U استارت ایستاده
he is on his legs U بر پا ایستاده است
stalled tank U تانک ایستاده
standee U شخص ایستاده
on stilts U بالا ایستاده بل
stationary wave U موج ایستاده
stationary U لایتغیر ایستاده
upright spin U چرخش ایستاده
stationary state U حالت ایستاده
quasi stationary state U شبه حالت ایستاده
to set U گذاشتن [در حالت ایستاده]
stand-up U روی پا ایستادن ایستاده
stand up U روی پا ایستادن ایستاده
perpendicular U ستون وار ایستاده
erectly U بطور ایستاده یا عمودی
statically U در حال ایستاده یا ساکن
standup goalie U دروازه بانی ایستاده
I was standing at the street corner . U درگوشه خیابان ایستاده بودم
kick turn U دور زدن در حالت ایستاده
offhand position U حالت ایستاده در تیر اندازی
corner-post U [پایه ایستاده در سنگ نبش]
to set U جای دادن [در حالت ایستاده]
pointsman U عبور و مرور که دریک نقطه ایستاده
witness stand U محلی که شاهد درانجا ایستاده و شهادت میدهد
ashlering U [مجموعه ای از سنگ های ساختمانی کوتاه و ایستاده]
chest roll U چرخیدن ژیمناست از حالت ایستاده بروی سینه
the taxis are on their rank U اتومبیلهای کرایهای درایستگاه خود ردیف ایستاده اند
men's national round U مسابقه مردان در سطح ملی با 84 تیر از 08 متری و 42تیر از 06 متری با تیر وکمان
vorticel U جانور ذره بینی حلقهای شکل که در اب ایستاده زندگی میکند
joystick U با حرکت دادن دسته ایستاده در پورت ورودی /خروجی کامپیوتر
joysticks U با حرکت دادن دسته ایستاده در پورت ورودی /خروجی کامپیوتر
shelling report U گزارش تیراندازی دشمن گزارش تیراندازی توپخانه دشمن
shootings U تیراندازی
gunning U تیراندازی
gunnery U تیراندازی
pops U تیراندازی
popped U تیراندازی
shooting U تیراندازی
archery U تیراندازی
pop U تیراندازی
musketry U تیراندازی
conduct of fire U اجرای تیراندازی
horseback archery U تیراندازی سواره
conduct of fire U هدایت تیراندازی
delivery error U اشتباه در تیراندازی
combat firing U تیراندازی جنگی
methode of fire U روش تیراندازی
riflery U تیراندازی تفنگداری
handbow U کمان تیراندازی
order of fire U روش تیراندازی
ready position U حاضربه تیراندازی
fire bay U دهلیز تیراندازی
fire power U قدرت تیراندازی
firing area U منطقه تیراندازی
firing table U جدول تیراندازی
firing line U خط شروع تیراندازی
fire trench U سنگر تیراندازی
field archery U تیراندازی صحرایی
scheme of fire U طرح تیراندازی
dry sum U مشق تیراندازی
automatic fire U تیراندازی خودکار
gunning U تمرین تیراندازی
fires U تیراندازی کردن
fired U تیراندازی کردن
fire U تیراندازی کردن
verification fire U تیراندازی ازمایشی
lived U تیراندازی جنگی
school shooting U تیراندازی در مدرسه
gun U تیراندازی کردن
guns U تیراندازی کردن
the butts U میدان تیراندازی
shoot U تیراندازی کردن
gunnery U قوانین تیراندازی
live U تیراندازی جنگی
shoots U تیراندازی کردن
shots U تیراندازی شده تیرخورده
qualification badge U نشان مهارت در تیراندازی
set up U اماده تیراندازی کردن
recoiling U دفع ضربت تیراندازی
skeet U انداختن تمرین تیراندازی
shootoff U مسابقه اضافی تیراندازی
range firing U تیراندازی در میدان تیر
passives U دفاع بدون تیراندازی
open fire U شروع به تیراندازی کردن
shot U تیراندازی شده تیرخورده
shot U گلوله تیراندازی شده
shot U تیراندازی تیرانداز ماهر
range correction U تصحیح برد تیراندازی
shots U گلوله تیراندازی شده
shots U تیراندازی تیرانداز ماهر
passive U دفاع بدون تیراندازی
methode of fire U روش اجرای تیراندازی
pit detail U کمک مربی تیراندازی
main fire U سیستم تیراندازی اصلی
time fire U تیراندازی با گلوله زمانی
trap shoot U تیراندازی به هدفهای متحرک
expert badge U نشان مهارت در تیراندازی
field roving course U مسابقه تیراندازی جنگلی
field round U یک دور تیراندازی صحرایی
field arrow U تیرهای تیراندازی صحرایی
shooting galleries U میدان تیراندازی تمرینی
shooting gallery U میدان تیراندازی تمرینی
dwell at U به تیراندازی ادامه دادن
recoil U دفع ضربت تیراندازی
recoiled U دفع ضربت تیراندازی
recoils U دفع ضربت تیراندازی
combat firing U تمرین تیراندازی رزمی
columbia round U تیراندازی مخصوص زنان
target arrow U تیر مخصوص تیراندازی
firing battery U اتشبار تیراندازی کننده
firing data U عناصر مربوط به تیراندازی
gun fire U توپ بامدادیاشام تیراندازی
squatting position U وضعیت چمباتمه در تیراندازی
absolute error U اشتباه مطلق تیراندازی
squeeze off U تیراندازی با فشار ماشه
archery U تیراندازی با تیر و کمان
firing line U خط تیراندازی مدار اتش
firing mechanism U چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
port U حمل کردن مزغل تیراندازی
power head U نوک نیزه تیراندازی به ماهی
skeet gun U تفنگ مخصوص تیراندازی 8وضعی
repeat range U با همین مسافت تیراندازی کنید
air and naval gunfire U تیراندازی توپخانه دریایی وهوایی
wingshooting U تیراندازی به پرنده در حال پرواز
point bland U تیراندازی بدون نشانه روی
plinking U تیراندازی تفریحی بسوی اشیاء
plane of fire U سطح مبنای مسیر تیراندازی
sector of fire U قطاع اتش منطقه تیراندازی
x ring U دایره مرکزی هدف تیراندازی
string U یک سری تیراندازی بوسیله یک نفر
gun shy U کسی که از صدای تیراندازی می ترسد
shooting position U حالت بدن و اسلحه در تیراندازی
natural form U وضع بدن هنگام تیراندازی
target rifle U تفنگ مخصوص تیراندازی به هدف
slow fire U یک دقیقه فرصت برای تیراندازی به هر نفر
trap gun U تفنگ مخصوص تیراندازی به هدفهای متحرک
ready rack U قفسه مهمات حاضر برای تیراندازی
ground fire U تیراندازی باسلاحهای کوچک از زمین به هواپیما
errors U خطای تیراندازی انحراف گلوله ازمسیر
intermittent U اجرای تیراندازی بینابین حملات دیگر
preparatory U تیراندازی مقدماتی تیر تهیه برای تک
armpit U چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
armpits U چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
fire restriction U محدود کردن اتش یا تیراندازی یکانها
shooting U تیراندازی درمیدان تیر تیرباران کردن
double barreled shotgun U تفنگ دولول برای تیراندازی جداگانه
shootings U تیراندازی درمیدان تیر تیرباران کردن
error U خطای تیراندازی انحراف گلوله ازمسیر
freestyle U شنای ازادمسابقه تیراندازی با روش ازاد
sleeves U هدف هوائی برای تیراندازی ضد هوایی
lady paramount U بانوی سرپرست مسابقه تیراندازی زنان
sleeve U هدف هوائی برای تیراندازی ضد هوایی
springing teal U تیراندازی به هدفهایی که بطور عمودی بالا می ایند
snipes U از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
sniping U از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
shoots U زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
shoot U زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
sniped U از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
target archery U مسابقه تیراندازی از فاصله معین با تیر و کمان
gunnery U توپچی گری تانک تیراندازی با توپ یاتفنگ
battle clout U نوعی تیراندازی میدانی ازفاصله 002 متری
snipe U از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
roving gun U توپی که مداوما از مواضع مختلف تیراندازی میکند
outshoot U تعداد بیشتر و بهتر تیراندازی نسبت به حریف
flight arrow U تیر مخصوص تیراندازی باپرواز منحنی و طویل
hip shoot U تیراندازی غیر مترقبه بااشغال موضع ناگهانی
olympic trench shooting U مسابقه تیراندازی المپیک با 5تیر از 5 موضع مختلف
howler U بوق اعلام زمان تیراندازی به توپهای ضد هوایی
high pheasant U تیراندازی به هدفهای دوگانه از برج 09 متری در انگلستان
howlers U بوق اعلام زمان تیراندازی به توپهای ضد هوایی
hereford round U مسابقه تیراندازی مخصوص زنان در مسافتهای مختلف
time fire U مسابقه تیراندازی با محدودبودن زمان 02 ثانیه برای 5تیر
freestyle U مسابقه تیراندازی بکمک وسیله هدفگیری کشتی ازاد
first salvo U اولین سری تیراندازی روی هدف دیگرانجام میشود
captive firing U ازمایش سریع سیستم تیراندازی موشک در روی سکو
gun salute U سلام با تیراندازی توپخانه ادای احترام با شلیک توپ
neglecting U این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
neglected U این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
neglect U این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
verification fire U تیرازمایشی تیراندازی که برای تشخیص خطای توپ انجام میشود
shooting line U خط موازی هدف که پای کمانگیران در تیراندازی روی ان قرارمی گیرد
subcaliber range U تیراندازی بالوله جوفی یا تیربار اثرگذارمیدان تیر تنظیم هدف
neglects U این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
redeye U موشک زمین به هوای ردای که از روی دوش تیراندازی میشود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com