Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
arch abutment
U
تکیه گاه قوس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
rest
U
تکیه دادن
rest
U
تکیه گاه
rest
U
تکیه گاه استراحت
rests
U
تکیه دادن
rests
U
تکیه گاه
rests
U
تکیه گاه استراحت
bearing
U
تکیه گاه
relied
U
تکیه کردن
relies
U
تکیه کردن
rely
U
تکیه کردن
relying
U
تکیه کردن
leaning
U
تکیه
leanings
U
تکیه
intonation
U
زیر وبمی صدا تکیه صدا
intonations
U
زیر وبمی صدا تکیه صدا
fulcrum
U
تکیه گاه ساختن پایه دار کردن
fulcrum
U
تکیه گاه
mainstay
U
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays
U
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
reliance
U
تکیه
flying buttress
U
طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
flying buttresses
U
طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
emphasis
U
تکیه
anchor
U
تکیه گاه
anchoring
U
تکیه گاه
anchors
U
تکیه گاه
back
U
پشتی کنندگان تکیه گاه
backs
U
پشتی کنندگان تکیه گاه
stay
U
تکیه مهار
stayed
U
تکیه مهار
bolster
U
تکیه دادن
bolster
U
تکیه گاه حافظ دهانه پل
bolstered
U
تکیه دادن
bolstered
U
تکیه گاه حافظ دهانه پل
bolsters
U
تکیه دادن
bolsters
U
تکیه گاه حافظ دهانه پل
support
U
تکیه گاه
support
U
تکیه گاه تصدیق کردن
support
U
تکیه بدن ژیمناست روی دستها
support
U
تکیه گاه پایه
stand
U
تکیه گاه
armpit
U
تکیه گاه ارنج
armpit
U
چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
armpits
U
تکیه گاه ارنج
armpits
U
چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
slogan
U
تکیه کلام شعار
slogans
U
تکیه کلام شعار
slug
U
گلوله تکیه گاه فنر تنبل
slugged
U
گلوله تکیه گاه فنر تنبل
slugs
U
گلوله تکیه گاه فنر تنبل
accent
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accent
U
تکیه
accented
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accented
U
تکیه
accenting
U
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accenting
U
تکیه
accents
U
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents
U
تکیه
loll
U
لم تکیه
lolled
U
لم تکیه
lolling
U
لم تکیه
lolls
U
لم تکیه
accentuate
U
با تکیه تلفظ کردن
accentuate
U
تکیه دادن تاکید کردن
accentuated
U
با تکیه تلفظ کردن
accentuated
U
تکیه دادن تاکید کردن
accentuates
U
با تکیه تلفظ کردن
accentuates
U
تکیه دادن تاکید کردن
accentuating
U
با تکیه تلفظ کردن
accentuating
U
تکیه دادن تاکید کردن
insist
U
تکیه کردن بر
insisted
U
تکیه کردن بر
insisting
U
تکیه کردن بر
insists
U
تکیه کردن بر
recline
U
تکیه کردن
reclined
U
تکیه کردن
reclines
U
تکیه کردن
stretcher
U
تکیه گاه پای پاروزن
stretchers
U
تکیه گاه پای پاروزن
span
U
فاصله دو تکیه گاه تیر
spanned
U
فاصله دو تکیه گاه تیر
spanning
U
فاصله دو تکیه گاه تیر
spans
U
فاصله دو تکیه گاه تیر
standard
U
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards
U
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
anchored
U
به چیزی بسته شده تکیه داده شده
anchorage
U
تکیه گاه
anchorages
U
تکیه گاه
prop
U
تکیه گاه
prop
U
تیر شمع تکیه
propped
U
تکیه گاه
propped
U
تیر شمع تکیه
propping
U
تکیه گاه
propping
U
تیر شمع تکیه
journal
U
تکیه گاه اصلی
journals
U
تکیه گاه اصلی
lean
U
تکیه کردن
lean
U
تکیه زدن
lean
U
تکیه دادن بطرف
leaned
U
تکیه کردن
Other Matches
enclitic
U
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
enclitic
U
بی تکیه
unaccented
U
بی تکیه
recumbency
U
تکیه
atonic
U
بی تکیه
accumbency
U
تکیه
leaned
U
تکیه زدن
leans
U
تکیه کردن
leans
U
تکیه زدن
to throw oneself on
U
تکیه کردن بر
catch-phrase
U
تکیه کلام
catch-phrases
U
تکیه کلام
heel rest
تکیه گاه
slump over
U
تکیه زدن
to lean on a reed
U
تکیه بر اب کردن
to base one self
U
تکیه کردن
support roller
U
تکیه گاه
accentual
U
تکیه دار
bridge seat
U
تکیه گاه
arm rest
U
تکیه گاه
postpositive
U
الحاقی و بی تکیه
backrest
U
تکیه گاه
boilerplate
U
تکیه کلام
counterfort
U
دیوار تکیه
mahlstick
U
تکیه دست
maulstick
U
تکیه دست
point of support
U
تکیه گاه
saddle bearer
U
تکیه گاه
support bearing
U
تکیه گاه
elastic support
U
تکیه گاه ارتجاعی
direct support
U
تکیه گاه بی واسطه
free support
U
تکیه گاه ازاد
fixed support
U
تکیه گاه گیردار
accentually
U
مطابق تکیه صدا
core print
U
تکیه گاه ماهیچه
bearing plate
U
صفحه تکیه گاه
bearing pressure
U
فشار تکیه گاهی
bearing stress
U
تنش تکیه گاهی
bearing width
U
عرض تکیه گاه
bench wall
U
دیوار تکیه گاه
bow hand
U
دسته تکیه گاه
hinged support
U
تکیه گاه مفصلی
indirect support
U
تکیه گاه بی واسطه
support pression
U
فشار تکیه گاه
to lean against something
U
تکیه زدن به چیزی
to lean out of the window
U
به پنجره تکیه دادن
support conditions
U
شرایط تکیه گاهی
solid support
U
تکیه گاه جامد
simple support
U
تکیه گاه ساده
lateral support
U
تکیه گاه جانبی
lateral support
U
تکیه گاه کناری
movable support
U
تکیه گاه متحرک
perceptual anchorage
U
تکیه گاه ادراکی
restraining support
U
تکیه گاه گیردار
seat bars
U
میلههای تکیه گاه
settlement of abutments
U
نشست تکیه گاه
to lean against the wall
U
به دیوار تکیه دادن
leans
U
تکیه دادن بطرف
leaned
U
تکیه دادن بطرف
abutment
U
تکیه گاه نیمپایه
accumbent
U
تکیه کننده سرغذا
accumbent
U
تکیه دار خوابیده
anchorage distance
U
فاصله تکیه گاهی
anchoring effect
U
اثر تکیه گاهی
reaction of support
U
عکس العمل تکیه گاه
to emphasize
U
تکیه کردن
[زبان شناسی]
staddle
U
چوب دستی تکیه گاه
support resistance
U
واکنش یا مقاومت تکیه گاه
support movement
U
تغییر مکان تکیه گاه
stiffened at the supports
U
تقویت شده در تکیه گاهها
bearing pile
U
تکیه گاه پایه کوب
bearing pressure on foundation
U
فشار تکیه گاهی شالوده
accubation
U
تکیه دادن یادرازکشیدن سرخوراک
bearing support
U
تکیه گاه متحمل بار
accentually
U
بدانسان که تکیه صدارانشان دهد
bossing
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
accent mark
U
یکی از علائم تکیه در موسیقی
catchword
U
تکیه سخن مفتاح کلام
bosses
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bossed
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
boss
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
movable support
U
تکیه گاه قابل انتقال
i rely solely on god...
U
تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
arrow rest
U
تکیه گاه تیر روی کمان
beam on elastic supports
U
تیر روی تکیه گاههای ارتجاعی
benchrest
U
سکو برای تکیه دادن تیرانداز
accentuation
U
بکار بردن ایین تکیه صدا
barytone
U
کلمهای که اخران بی تکیه است میانه
Do not lean out!
U
به پنجره تکیه ندهید!
[در اتوبوس یا مترو]
slab for bearing
U
سنگ بتنی کف تاوه تکیه گاه
postposition
U
لفظ الحاقی که تکیه نداشته باشد
be raise to the bench
U
بر مسند قضاوت تکیه زدن دادرس شدن
simply supported deep beam
U
تیره تیغه روی دو تکیه گاه ساده
cheekpiece
U
تکیه گاه گونه تیرانداز روی تفنگ
do
[verb]
U
روی
[فعلی که همراه می آید]
تکیه میکند
string board
U
تیر یا تختهای که پلههای سنگین بدان تکیه دارند
pretone
U
هجا یا صدایی که پیش ازهجا تکیه دارواقع شود
expansion bearing
U
تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
masculinerhme
U
قافیه کلماتی که نه به eبلکه بهجای تکیه دار منتهی میشود
lay back spin
U
چرخش روی یک پا با تکیه بعقب و بالابردن دستها و پای دیگر
false work
U
تکیه گاههای موقت که برای قابل بندی بتن یا داربستهابکار میرود
cantilever
U
تیرکی که تنها در یک انتهابصورت صلب به تکیه گاهی متصل شده است
abutments
U
تکیه گاههای انتهائی دیوارهای پشتیبان دیوارههای انتهائی دوطرف پل
seated
U
وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seat
U
وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seats
U
وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
rest stroke
U
کشیدن سیم گیتار
[کلاسیک]
[انگشت به روی سیم همسایه کوتاه مدت تکیه میکند]
presentation graphics
U
گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
to lean something against something
U
چیزی را به چیزی تکیه دادن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com