English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lean U تکیه زدن
leaned U تکیه زدن
leans U تکیه زدن
slump over U تکیه زدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
rest U تکیه دادن
rest U تکیه گاه
rest U تکیه گاه استراحت
rests U تکیه دادن
rests U تکیه گاه
rests U تکیه گاه استراحت
bearing U تکیه گاه
relied U تکیه کردن
relies U تکیه کردن
rely U تکیه کردن
relying U تکیه کردن
leaning U تکیه
leanings U تکیه
intonation U زیر وبمی صدا تکیه صدا
intonations U زیر وبمی صدا تکیه صدا
fulcrum U تکیه گاه ساختن پایه دار کردن
fulcrum U تکیه گاه
mainstay U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
reliance U تکیه
flying buttress U طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
flying buttresses U طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
emphasis U تکیه
anchor U تکیه گاه
anchoring U تکیه گاه
anchors U تکیه گاه
back U پشتی کنندگان تکیه گاه
backs U پشتی کنندگان تکیه گاه
stay U تکیه مهار
stayed U تکیه مهار
bolster U تکیه دادن
bolster U تکیه گاه حافظ دهانه پل
bolstered U تکیه دادن
bolstered U تکیه گاه حافظ دهانه پل
bolsters U تکیه دادن
bolsters U تکیه گاه حافظ دهانه پل
support U تکیه گاه
support U تکیه گاه تصدیق کردن
support U تکیه بدن ژیمناست روی دستها
support U تکیه گاه پایه
stand U تکیه گاه
armpit U تکیه گاه ارنج
armpit U چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
armpits U تکیه گاه ارنج
armpits U چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
slogan U تکیه کلام شعار
slogans U تکیه کلام شعار
slug U گلوله تکیه گاه فنر تنبل
slugged U گلوله تکیه گاه فنر تنبل
slugs U گلوله تکیه گاه فنر تنبل
accent با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accent U تکیه
accented با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accented U تکیه
accenting U : با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accenting U تکیه
accents U : با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents U تکیه
loll U لم تکیه
lolled U لم تکیه
lolling U لم تکیه
lolls U لم تکیه
accentuate U با تکیه تلفظ کردن
accentuate U تکیه دادن تاکید کردن
accentuated U با تکیه تلفظ کردن
accentuated U تکیه دادن تاکید کردن
accentuates U با تکیه تلفظ کردن
accentuates U تکیه دادن تاکید کردن
accentuating U با تکیه تلفظ کردن
accentuating U تکیه دادن تاکید کردن
insist U تکیه کردن بر
insisted U تکیه کردن بر
insisting U تکیه کردن بر
insists U تکیه کردن بر
recline U تکیه کردن
reclined U تکیه کردن
reclines U تکیه کردن
stretcher U تکیه گاه پای پاروزن
stretchers U تکیه گاه پای پاروزن
span U فاصله دو تکیه گاه تیر
spanned U فاصله دو تکیه گاه تیر
spanning U فاصله دو تکیه گاه تیر
spans U فاصله دو تکیه گاه تیر
standard U دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards U دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
anchored U به چیزی بسته شده تکیه داده شده
anchorage U تکیه گاه
anchorages U تکیه گاه
prop U تکیه گاه
prop U تیر شمع تکیه
propped U تکیه گاه
propped U تیر شمع تکیه
propping U تکیه گاه
propping U تیر شمع تکیه
journal U تکیه گاه اصلی
journals U تکیه گاه اصلی
lean U تکیه کردن
lean U تکیه دادن بطرف
leaned U تکیه کردن
leaned U تکیه دادن بطرف
Other Matches
enclitic U متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
enclitic U بی تکیه
unaccented U بی تکیه
recumbency U تکیه
atonic U بی تکیه
accumbency U تکیه
leans U تکیه کردن
to throw oneself on U تکیه کردن بر
catch-phrase U تکیه کلام
catch-phrases U تکیه کلام
heel rest تکیه گاه
to lean on a reed U تکیه بر اب کردن
to base one self U تکیه کردن
support roller U تکیه گاه
accentual U تکیه دار
bridge seat U تکیه گاه
arm rest U تکیه گاه
postpositive U الحاقی و بی تکیه
backrest U تکیه گاه
boilerplate U تکیه کلام
counterfort U دیوار تکیه
mahlstick U تکیه دست
maulstick U تکیه دست
point of support U تکیه گاه
saddle bearer U تکیه گاه
support bearing U تکیه گاه
elastic support U تکیه گاه ارتجاعی
direct support U تکیه گاه بی واسطه
free support U تکیه گاه ازاد
fixed support U تکیه گاه گیردار
accentually U مطابق تکیه صدا
core print U تکیه گاه ماهیچه
bearing plate U صفحه تکیه گاه
bearing pressure U فشار تکیه گاهی
bearing stress U تنش تکیه گاهی
bearing width U عرض تکیه گاه
bench wall U دیوار تکیه گاه
bow hand U دسته تکیه گاه
hinged support U تکیه گاه مفصلی
indirect support U تکیه گاه بی واسطه
support pression U فشار تکیه گاه
to lean against something U تکیه زدن به چیزی
to lean out of the window U به پنجره تکیه دادن
support conditions U شرایط تکیه گاهی
solid support U تکیه گاه جامد
simple support U تکیه گاه ساده
lateral support U تکیه گاه جانبی
lateral support U تکیه گاه کناری
movable support U تکیه گاه متحرک
perceptual anchorage U تکیه گاه ادراکی
restraining support U تکیه گاه گیردار
seat bars U میلههای تکیه گاه
settlement of abutments U نشست تکیه گاه
to lean against the wall U به دیوار تکیه دادن
leans U تکیه دادن بطرف
abutment U تکیه گاه نیمپایه
accumbent U تکیه کننده سرغذا
accumbent U تکیه دار خوابیده
anchorage distance U فاصله تکیه گاهی
anchoring effect U اثر تکیه گاهی
arch abutment U تکیه گاه قوس
reaction of support U عکس العمل تکیه گاه
to emphasize U تکیه کردن [زبان شناسی]
staddle U چوب دستی تکیه گاه
support resistance U واکنش یا مقاومت تکیه گاه
support movement U تغییر مکان تکیه گاه
stiffened at the supports U تقویت شده در تکیه گاهها
bearing pile U تکیه گاه پایه کوب
bearing pressure on foundation U فشار تکیه گاهی شالوده
accubation U تکیه دادن یادرازکشیدن سرخوراک
bearing support U تکیه گاه متحمل بار
accentually U بدانسان که تکیه صدارانشان دهد
bossing U تکیه گاه یاتاقان شفت ها
accent mark U یکی از علائم تکیه در موسیقی
catchword U تکیه سخن مفتاح کلام
bosses U تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bossed U تکیه گاه یاتاقان شفت ها
boss U تکیه گاه یاتاقان شفت ها
movable support U تکیه گاه قابل انتقال
i rely solely on god... U تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
arrow rest U تکیه گاه تیر روی کمان
beam on elastic supports U تیر روی تکیه گاههای ارتجاعی
benchrest U سکو برای تکیه دادن تیرانداز
accentuation U بکار بردن ایین تکیه صدا
barytone U کلمهای که اخران بی تکیه است میانه
Do not lean out! U به پنجره تکیه ندهید! [در اتوبوس یا مترو]
slab for bearing U سنگ بتنی کف تاوه تکیه گاه
postposition U لفظ الحاقی که تکیه نداشته باشد
be raise to the bench U بر مسند قضاوت تکیه زدن دادرس شدن
simply supported deep beam U تیره تیغه روی دو تکیه گاه ساده
cheekpiece U تکیه گاه گونه تیرانداز روی تفنگ
do [verb] U روی [فعلی که همراه می آید] تکیه میکند
string board U تیر یا تختهای که پلههای سنگین بدان تکیه دارند
pretone U هجا یا صدایی که پیش ازهجا تکیه دارواقع شود
expansion bearing U تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
masculinerhme U قافیه کلماتی که نه به eبلکه بهجای تکیه دار منتهی میشود
lay back spin U چرخش روی یک پا با تکیه بعقب و بالابردن دستها و پای دیگر
false work U تکیه گاههای موقت که برای قابل بندی بتن یا داربستهابکار میرود
cantilever U تیرکی که تنها در یک انتهابصورت صلب به تکیه گاهی متصل شده است
abutments U تکیه گاههای انتهائی دیوارهای پشتیبان دیوارههای انتهائی دوطرف پل
seated U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seat U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seats U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
rest stroke U کشیدن سیم گیتار [کلاسیک] [انگشت به روی سیم همسایه کوتاه مدت تکیه میکند]
presentation graphics U گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
to lean something against something U چیزی را به چیزی تکیه دادن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com