Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 232 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to lean on a reed
U
تکیه بر اب کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
relied
U
تکیه کردن
relies
U
تکیه کردن
rely
U
تکیه کردن
relying
U
تکیه کردن
fulcrum
U
تکیه گاه ساختن پایه دار کردن
support
U
تکیه گاه تصدیق کردن
accent
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accented
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accenting
U
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents
U
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accentuate
U
با تکیه تلفظ کردن
accentuate
U
تکیه دادن تاکید کردن
accentuated
U
با تکیه تلفظ کردن
accentuated
U
تکیه دادن تاکید کردن
accentuates
U
با تکیه تلفظ کردن
accentuates
U
تکیه دادن تاکید کردن
accentuating
U
با تکیه تلفظ کردن
accentuating
U
تکیه دادن تاکید کردن
insist
U
تکیه کردن بر
insisted
U
تکیه کردن بر
insisting
U
تکیه کردن بر
insists
U
تکیه کردن بر
recline
U
تکیه کردن
reclined
U
تکیه کردن
reclines
U
تکیه کردن
lean
U
تکیه کردن
leaned
U
تکیه کردن
leans
U
تکیه کردن
to base one self
U
تکیه کردن
to throw oneself on
U
تکیه کردن بر
to emphasize
U
تکیه کردن
[زبان شناسی]
Other Matches
enclitic
U
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
lolling
U
لم تکیه
lolled
U
لم تکیه
lolls
U
لم تکیه
enclitic
U
بی تکیه
leanings
U
تکیه
leaning
U
تکیه
accumbency
U
تکیه
accented
U
تکیه
accenting
U
تکیه
unaccented
U
بی تکیه
accents
U
تکیه
reliance
U
تکیه
loll
U
لم تکیه
recumbency
U
تکیه
atonic
U
بی تکیه
accent
U
تکیه
emphasis
U
تکیه
counterfort
U
دیوار تکیه
bridge seat
U
تکیه گاه
bolsters
U
تکیه دادن
support
U
تکیه گاه
backrest
U
تکیه گاه
arm rest
U
تکیه گاه
accentual
U
تکیه دار
catch-phrase
U
تکیه کلام
bearing
U
تکیه گاه
boilerplate
U
تکیه کلام
anchorage
U
تکیه گاه
anchorages
U
تکیه گاه
saddle bearer
U
تکیه گاه
bolster
U
تکیه دادن
stand
U
تکیه گاه
stay
U
تکیه مهار
slump over
U
تکیه زدن
stayed
U
تکیه مهار
mahlstick
U
تکیه دست
fulcrum
U
تکیه گاه
maulstick
U
تکیه دست
catch-phrases
U
تکیه کلام
prop
U
تکیه گاه
rest
U
تکیه دادن
rest
U
تکیه گاه
leans
U
تکیه زدن
bolstered
U
تکیه دادن
support bearing
U
تکیه گاه
anchors
U
تکیه گاه
anchoring
U
تکیه گاه
anchor
U
تکیه گاه
rests
U
تکیه دادن
support roller
U
تکیه گاه
point of support
U
تکیه گاه
propping
U
تکیه گاه
rests
U
تکیه گاه
heel rest
تکیه گاه
propped
U
تکیه گاه
lean
U
تکیه زدن
leaned
U
تکیه زدن
postpositive
U
الحاقی و بی تکیه
bearing stress
U
تنش تکیه گاهی
anchorage distance
U
فاصله تکیه گاهی
anchoring effect
U
اثر تکیه گاهی
accumbent
U
تکیه دار خوابیده
support
U
تکیه گاه پایه
accentually
U
مطابق تکیه صدا
journal
U
تکیه گاه اصلی
journals
U
تکیه گاه اصلی
propped
U
تیر شمع تکیه
prop
U
تیر شمع تکیه
perceptual anchorage
U
تکیه گاه ادراکی
arch abutment
U
تکیه گاه قوس
bearing plate
U
صفحه تکیه گاه
bearing pressure
U
فشار تکیه گاهی
free support
U
تکیه گاه ازاد
fixed support
U
تکیه گاه گیردار
accumbent
U
تکیه کننده سرغذا
propping
U
تیر شمع تکیه
bearing width
U
عرض تکیه گاه
seat bars
U
میلههای تکیه گاه
armpit
U
تکیه گاه ارنج
solid support
U
تکیه گاه جامد
restraining support
U
تکیه گاه گیردار
rest
U
تکیه گاه استراحت
to lean against the wall
U
به دیوار تکیه دادن
support pression
U
فشار تکیه گاه
leaned
U
تکیه دادن بطرف
armpits
U
تکیه گاه ارنج
to lean against something
U
تکیه زدن به چیزی
slogans
U
تکیه کلام شعار
settlement of abutments
U
نشست تکیه گاه
simple support
U
تکیه گاه ساده
core print
U
تکیه گاه ماهیچه
to lean out of the window
U
به پنجره تکیه دادن
hinged support
U
تکیه گاه مفصلی
lean
U
تکیه دادن بطرف
rests
U
تکیه گاه استراحت
elastic support
U
تکیه گاه ارتجاعی
lateral support
U
تکیه گاه جانبی
support conditions
U
شرایط تکیه گاهی
bench wall
U
دیوار تکیه گاه
movable support
U
تکیه گاه متحرک
direct support
U
تکیه گاه بی واسطه
abutment
U
تکیه گاه نیمپایه
indirect support
U
تکیه گاه بی واسطه
lateral support
U
تکیه گاه کناری
bow hand
U
دسته تکیه گاه
slogan
U
تکیه کلام شعار
leans
U
تکیه دادن بطرف
boss
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bolsters
U
تکیه گاه حافظ دهانه پل
accentually
U
بدانسان که تکیه صدارانشان دهد
movable support
U
تکیه گاه قابل انتقال
backs
U
پشتی کنندگان تکیه گاه
bossed
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bosses
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
accubation
U
تکیه دادن یادرازکشیدن سرخوراک
bolster
U
تکیه گاه حافظ دهانه پل
bolstered
U
تکیه گاه حافظ دهانه پل
back
U
پشتی کنندگان تکیه گاه
bossing
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
accent mark
U
یکی از علائم تکیه در موسیقی
bearing pressure on foundation
U
فشار تکیه گاهی شالوده
catchword
U
تکیه سخن مفتاح کلام
bearing support
U
تکیه گاه متحمل بار
span
U
فاصله دو تکیه گاه تیر
spanned
U
فاصله دو تکیه گاه تیر
staddle
U
چوب دستی تکیه گاه
stretcher
U
تکیه گاه پای پاروزن
spanning
U
فاصله دو تکیه گاه تیر
stiffened at the supports
U
تقویت شده در تکیه گاهها
spans
U
فاصله دو تکیه گاه تیر
support movement
U
تغییر مکان تکیه گاه
support resistance
U
واکنش یا مقاومت تکیه گاه
reaction of support
U
عکس العمل تکیه گاه
stretchers
U
تکیه گاه پای پاروزن
bearing pile
U
تکیه گاه پایه کوب
accentuation
U
بکار بردن ایین تکیه صدا
slug
U
گلوله تکیه گاه فنر تنبل
i rely solely on god...
U
تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
Do not lean out!
U
به پنجره تکیه ندهید!
[در اتوبوس یا مترو]
slab for bearing
U
سنگ بتنی کف تاوه تکیه گاه
postposition
U
لفظ الحاقی که تکیه نداشته باشد
benchrest
U
سکو برای تکیه دادن تیرانداز
barytone
U
کلمهای که اخران بی تکیه است میانه
beam on elastic supports
U
تیر روی تکیه گاههای ارتجاعی
support
U
تکیه بدن ژیمناست روی دستها
armpits
U
چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
slugs
U
گلوله تکیه گاه فنر تنبل
slugged
U
گلوله تکیه گاه فنر تنبل
armpit
U
چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
arrow rest
U
تکیه گاه تیر روی کمان
simply supported deep beam
U
تیره تیغه روی دو تکیه گاه ساده
do
[verb]
U
روی
[فعلی که همراه می آید]
تکیه میکند
cheekpiece
U
تکیه گاه گونه تیرانداز روی تفنگ
be raise to the bench
U
بر مسند قضاوت تکیه زدن دادرس شدن
pretone
U
هجا یا صدایی که پیش ازهجا تکیه دارواقع شود
flying buttresses
U
طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
string board
U
تیر یا تختهای که پلههای سنگین بدان تکیه دارند
expansion bearing
U
تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
flying buttress
U
طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
lay back spin
U
چرخش روی یک پا با تکیه بعقب و بالابردن دستها و پای دیگر
masculinerhme
U
قافیه کلماتی که نه به eبلکه بهجای تکیه دار منتهی میشود
cantilever
U
تیرکی که تنها در یک انتهابصورت صلب به تکیه گاهی متصل شده است
false work
U
تکیه گاههای موقت که برای قابل بندی بتن یا داربستهابکار میرود
abutments
U
تکیه گاههای انتهائی دیوارهای پشتیبان دیوارههای انتهائی دوطرف پل
seats
U
وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seated
U
وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seat
U
وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
rest stroke
U
کشیدن سیم گیتار
[کلاسیک]
[انگشت به روی سیم همسایه کوتاه مدت تکیه میکند]
anchored
U
به چیزی بسته شده تکیه داده شده
presentation graphics
U
گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
intonations
U
زیر وبمی صدا تکیه صدا
intonation
U
زیر وبمی صدا تکیه صدا
mainstays
U
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay
U
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
to lean something against something
U
چیزی را به چیزی تکیه دادن
standard
U
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards
U
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
U
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
U
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper
[metal or glass]
U
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination
U
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orients
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com