English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
probability distribution U توزیع احتمال
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
angular probability distribution U توزیع زاویهای احتمال
poisson distribution U این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
radial probability distribution U توزیع احتمال شعاعی
Other Matches
functional distribution U توزیع درامدبه عوامل تولید و مطالعه نحوه این توزیع
gini coefficient U شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
functional distribution of income U توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
likelihood U احتمال
contingency U احتمال
eventualities U احتمال
probability U احتمال
chanced U احتمال
possibilities U احتمال
possibility U احتمال
expectancy U احتمال
verisimilitude U احتمال
presumptions U احتمال
aptness U احتمال
presumption U احتمال
chance U احتمال
expectance U احتمال
chancing U احتمال
likelihoood U احتمال
supposition U احتمال
suppositions U احتمال
chances U احتمال
liability U احتمال
liabilities U احتمال
eventuality U احتمال
like lihood U احتمال
contingencies U احتمال
There is a 50-50 chance. U احتمال 50-50است
probability of detection U احتمال کشف
probability of kill U احتمال انهدام
probability of detection U احتمال اکتشاف
the probability is U احتمال دارد
probability theory U نظریه احتمال
unlikelihood U عدم احتمال
contingency U احتمال وقوع
probability ratio U بهر احتمال
risk U احتمال زیان
transition probability U احتمال جهش
transition probability U احتمال انتقال
contingencies U احتمال وقوع
probability of collision U احتمال برخورد
probability function U تابع احتمال
mathematical probability U احتمال ریاضی
risking U احتمال زیان
compound probability U احتمال مرکب
conditional probability U احتمال مشروط
stand a chance <idiom> U احتمال داشتن
statistical weight U احتمال ترمودینامیکی
kill probability U احتمال کشندگی
odds U احتمال ووقوع
risked U احتمال زیان
improbability U عدم احتمال
experimental probability U احتمال ازمایشی
moral certainty U احتمال قوی
probability factor U ضریب احتمال
the probability is U احتمال میرود
probability curve U منحنی احتمال
probability analysis U احتمال کاوی
probabilism U احتمال گرایی
presumption of fraud U احتمال تقلب
presumedly U احتمال میرود
on the chance of U نظر به احتمال
experimental probability U احتمال تجربی
risks U احتمال زیان
probability of ionization U احتمال یونش
inverisimilitude U عدم احتمال
risking U احتمال زیان و ضرر
risking U احتمال زیان یاخطر
risked U احتمال زیان و ضرر
risks U احتمال زیان و ضرر
risk U احتمال زیان یاخطر
risk U احتمال زیان و ضرر
risks U احتمال زیان یاخطر
risked U احتمال زیان یاخطر
likelihood U احتمال کلی دارد
in all like U احتمال کلی دارد
in all probability U احتمال کلی میرود
it is beyond recall U احتمال لغوشدن ندارد
damage threat U احتمال تولید خسارت
kill probability U احتمال واردکردن تلفات
balance U احتمال رویداد خطا
balances U احتمال رویداد خطا
probability density U چگالی احتمال [ریاضی]
worst-case U بدترین وضع یا احتمال
It is quite likely that …. U خیلی احتمال می رود که …
maximum liklihood method U روش حداکثر احتمال
probability of kill U احتمال از بین رفتن
probability density function U تابع چگالی احتمال
look for <idiom> U با احتمال فکر کردن
normal probability curve U منحنی بهنجار احتمال
maximum probility detection U تعیین احتمال حداکثر
it is p that he did not go U احتمال داردنرفته باشد دورنیست که
the odds are that he will doit U احتمال دارد که انکار را بکند
risked U احتمال خطر ریسک کردن
damage threat U منطقه احتمال تولید خسارت
risk U احتمال خطر ریسک کردن
risks U احتمال خطر ریسک کردن
odds-on U دارای احتمال بیش از 5 درصد
to be on the safe side U برای اینکه احتمال اشتباه
risking U احتمال خطر ریسک کردن
single shot hit probability U احتمال اصابت یک گلوله به هدف
He is bound to come. U احتمال زیادی دارد که بیاید
presumed U مسلم دانستن احتمال کلی دادن
presumes U مسلم دانستن احتمال کلی دادن
In all probability. Very likely. U به احتمال خیلی قوی ( قریب به یقین )
central tendency U احتمال مطابقت داده با مقادیرمورد انتظار
it may be presumed that U احتمال قوی میرود که میتوان فرض که
presume U مسلم دانستن احتمال کلی دادن
distribution U پخش توزیع اماد توزیع کردن پخش کردن
distributions U پخش توزیع اماد توزیع کردن پخش کردن
shoo in U کسیکه احتمال زیاد دارد برنده شود
i p that they are both gone U احتمال کلی می دهم که هردو رفته باشند
long shot U شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
characteristic strength U مقاومتی که احتمال عدم حصول واقعی ان ضعیف میباشد
The chances of a soloution are bleak. U احتمال وجود راه حلی بسیار ضعیف است
error handling U به حداقل رساندن احتمال وقوع خطا روش رفع اشکال
long shot U شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
anti knock U ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
distributions U توزیع
marketing U توزیع
allotments U توزیع
distribution U توزیع
issued U توزیع
dispensations U توزیع
allotment U توزیع
repartition U توزیع
dissemination U توزیع
t distribution U توزیع تی
issues U توزیع
dispensation U توزیع
issue U توزیع
cruelty U در CLعبارت است از سوء رفتار یکی از زوجین با دیگری به نحوی که احتمال منجر شدن ان به صدمات بدنی
distributivity U توزیع پذیری
energy distribution U توزیع انرژی
issue commissary U مسئول توزیع
distribution time U زمان توزیع
distributively U بشکل توزیع
distribution system U شبکه توزیع
land distribution U توزیع اراضی
unissued <adj.> U توزیع نشده
distribution system U سیستم توزیع
equalizing basin U حوضچه توزیع اب
Excess Distribution U توزیع فراوانی
functional distribution U توزیع اساسی
frequency distribution U توزیع بسامد
frequency distribution U توزیع فراوانی
fixed system U توزیع ثابت اب
fire distribution U توزیع اتش
gaussian distribution U توزیع نرمال
exponential distribution U توزیع نمایی
hypergeometric distribution U توزیع فراهندسی
distribution ratio U نسبت توزیع
Distribution U توزیع [ریاضی]
generalized function U توزیع [ریاضی]
indistributable U غیرقابل توزیع
normalized distribution U توزیع بهنجار
gauaaian distribution U توزیع گوسی
load distribution U توزیع بار
reseller U توزیع کننده
trade channel U مجرای توزیع
random distribution U توزیع تصادفی
random distribution U توزیع بی نظم
truncated distribution U توزیع ناقص
qualitative distribution U توزیع کیفی
unfair distribution U توزیع ناعادلانه
uniform distribution U توزیع یکنواخت
unit of issue U واحد توزیع
the two o'clock d. U توزیع ساعت دو
table of distribution U جدول توزیع
stresses distribution U توزیع تنشها
reinforcement distribution U توزیع ارماتورها
revolving top U استوانه توزیع
rotation system U توزیع تناوبی
sample distribution U توزیع نمونه
spatial distribution U توزیع فضائی
stress distribution U توزیع تنش
unit of issue U مبنای توزیع
rectangular distribution U توزیع مستطیلی
normal distribution U توزیع بهنجار
normal distribution U توزیع نرمال
planck distribution U توزیع پلانک
marketing channel U مجرای توزیع
market channels U مجاری توزیع
normal plane U توزیع نرمال
optimal distribution U توزیع بهینه
population distribution U توزیع جمعیت
poisson distribution U توزیع پواسون
poissan distribution U توزیع پواسن
symmetrical distribution U توزیع متقارن
pareto distribution U توزیع پاراتو
optimal distribution U توزیع ایده ال
distribution panel U تابلوی توزیع
marketing U بازاریابی و توزیع
allotment U تخصیص توزیع
allotments U تخصیص توزیع
dispense U توزیع کردن
dispensed U توزیع کردن
dispenses U توزیع کردن
chi square distribution U توزیع مربع خی
dispensing U توزیع کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com