English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
collating sequence U توالی ترتیب رشته تلفیق
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
order of fire U ترتیب توالی اتش
sequence number U شماره ترتیب توالی
sequence of command U ترتیب توالی فرامین
approach sequence U ترتیب توالی تقرب هواپیماها
collator U ماشینی که برای تلفیق و ادغام مجموعه کارتها یا سایر اسناد در یک رشته متوالی بکار می رود
sequences U رشته ترتیب
sequence U رشته ترتیب
optimal merge tree U نمایش درختی یک ترتیب که در ان رشته ها قرار است درهم ادغام گردند تا اینکه حداقل تعداد عملیات رخ دهد
null U رشته یا حروفی که حرف null دارد برای بیان انتهای رشته
fills U حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fill U حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
random processing U پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده
schedules U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
scheduled U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedule U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
collocation U ترتیب نوبت و ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران
thready U رشته رشته باصدای باریک
chains U 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chain U 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
consecutiveness U توالی
consecution U توالی
sequence U توالی
subsequence U توالی
sequences U توالی
subalternation U توالی
suited U توالی
successions U توالی
succession U توالی
suit U توالی
suits U توالی
track U توالی ردپاراگرفتن
tracked U توالی ردپاراگرفتن
tracks U توالی ردپاراگرفتن
subsere U توالی بعدی
in succession U به توالی متواترا"
state succession U توالی دولتها
sequence rule U قاعده توالی
progression U توالی تسلسل
sq U مخفف توالی
successions U نیابت توالی
succession U نیابت توالی
middle succession U توالی وسطی
progressions U توالی تسلسل
middle succession U توالی میانین
impluse train U توالی ایمپولز
firing order U ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
fibrillation U رشته رشته سازی
threads U رشته رشته شدن
fiberize U رشته رشته کردن
thread U رشته رشته شدن
impluse sequence U توالی ضربه جریان
collated U تلفیق
collating U تلفیق
patching together U تلفیق
collates U تلفیق
synthesis U تلفیق
collate U تلفیق
reconciliation U تلفیق
syntheses U تلفیق
syncretism U تلفیق
modulation U تلفیق
sequencer U اسباب سنجش توالی وتسلسل
trains U سلسله وقایع توالی حیله جنگی
alphameric sequence U ترکیب حروف و اعداد بترتیب توالی
trained U سلسله وقایع توالی حیله جنگی
train U سلسله وقایع توالی حیله جنگی
pulse modulation U تلفیق تپشی
phase modulation U تلفیق فازی
modulation frequency U بسامد تلفیق
frequency modulation U تلفیق فرکانس
modulator U تلفیق کننده
incorporation U پیوستگی تلفیق
collate U تلفیق کردن
compilation U تلفیق همگردانی
collating U تلفیق کردن
PM U تلفیق فازی
PM U تلفیق مرحلهای
conflate U تلفیق کردن
conflated U تلفیق کردن
conflates U تلفیق کردن
conflating U تلفیق کردن
compilations U تلفیق همگردانی
amplitude modulation U تلفیق دامنهای
fm U تلفیق بسامدی
frequency modulation U تلفیق بسامدی
collated U تلفیق کردن
collator U تلفیق کننده
reconcilable U قابل تلفیق
collates U تلفیق کردن
schematist U تلفیق کننده
succeed U بدنبال امدن بطور توالی قرار گرفتن
succeeded U بدنبال امدن بطور توالی قرار گرفتن
succeeds U بدنبال امدن بطور توالی قرار گرفتن
low level modulation U تلفیق سطح پایین
am U تلفیق دامنهای odulation
frequecny modulation recording U ثبت تلفیق فرکانس
pulse code modulation U تلفیق رمز تپشی
modem U تلفیق و تفکیک کننده
batting order U ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
external modem U تلفیق و تفکیک کننده برونی
syncretic U تلفیق کننده عقاید مختلف
frequency synthesizer U ترکیب یا تلفیق کننده فرکانس
schematism U تلفیق واجتماع اجرام اسمانی
conflation U ترکیب دوعبارت بایکدیگر تلفیق
assimilate U تلفیق کردن همانند ساختن
assimilated U تلفیق کردن همانند ساختن
assimilates U تلفیق کردن همانند ساختن
mfm U ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
assimilating U تلفیق کردن همانند ساختن
internal modem U تلفیق و تفکیک کننده درونی
modified frequency modulation recording U ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
universal U قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
hayes compatible modem U تلفیق و تفکیک کننده سازگار باهیز
farraginous U تلفیق کننده کلیه شرایط واخلاقهای متفاوت وجنسهای مخالف
pcm U تلفیق رمزضربان Compatible Plug شرکت تولید تجهیزات کامپیوتری anufacturerodulation
Lous quinze U [سبک فرانسوی تلفیق معماری روکوکو و نئوکلاسیک در زمان لوئی پانزدهم]
purpurin U رنگ ارغوان یا قرمز [که از تلفیق روناس با ترکیبات فلزی دیگر بدست می آید.]
sierra U رشته کوه تیز ودندانه دار رشته جبال تیز ودندانه دار
parataxis U مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
ranged U رشته
ranges U رشته
sequences U رشته
chain U رشته
catena U رشته
seriated U رشته رشته
chains U رشته
fiber U رشته
sequence U رشته
string U رشته
line U رشته
arteries U رشته
artery U رشته
strand U رشته
unifilar U یک رشته
threads U رشته
filaments U رشته
filament U رشته
tatter U رشته رشته
strands U رشته
thread U رشته
funicle U رشته
fielded U رشته
ghaut U رشته
train U رشته
filaria U رشته
range U رشته
trained U رشته
yarns U رشته
trains U رشته
yarn U رشته
reeve U رشته
fields U رشته
lines U رشته
fibre U رشته
coneatenation U رشته
series U رشته
fibres U رشته
suites U رشته
suite U رشته
branch U رشته
branches U رشته
field U رشته
speciality U رشته اختصاصی
ridges U رشته تپه
specialities U رشته اختصاصی
computing U رشته کامپیوتر
disciplines U رشته علمی
disciplining U رشته علمی
division U رشته [دانشی]
area U رشته [دانشی]
field U رشته [دانشی]
heater U رشته گرمساز
heaters U رشته گرمساز
branch U رشته [دانشی]
rank U قطار رشته
ranked U قطار رشته
ranks U قطار رشته
ridge U رشته تپه
optical fiber U رشته اپتیکی
discipline U رشته علمی
lighting filament U رشته ملتهب
empty string U رشته خالی
craftsman trade U رشته فنی
copper strand U رشته مسی
character string U رشته کاراکتری
character string U رشته دخشهای
pasta U رشته فرنگی
sequence of events U رشته حوادث
bit string U رشته بیتی
bit string U رشته ذرهای
bit stream U رشته ذره یی
solid wire U سیم تک رشته
spinneret U رشته ساز
barbicel U رشته باریک پر
main sequence U رشته اصلی
filum U رشته لیفی
incandescent filament U رشته ملتهب
noodle U رشته فرنگی
null string U رشته پوچ
null string U رشته تهی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com