Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 240 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
practice
U
تمرین کردن
staging
U
تمرین کردن
drill
U
تمرین کردن
drilled
U
تمرین کردن
drills
U
تمرین کردن
woodshed
U
تمرین کردن
woodsheds
U
تمرین کردن
rehearse
U
تمرین کردن
rehearsed
U
تمرین کردن
rehearses
U
تمرین کردن
rehearsing
U
تمرین کردن
work out
<idiom>
U
تمرین کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
practice
U
ممارست تمرین کردن
exercise
U
ورزش تمرین کردن
exercised
U
ورزش تمرین کردن
exercises
U
ورزش تمرین کردن
rehearsal
U
تمرین کردن عملیات
rehearsals
U
تمرین کردن عملیات
limber
U
تمرین نرمش کردن
maneuvred
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvres
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvring
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvre
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvred
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvres
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvring
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
practicing
U
ممارست تمرین کردن
practise
U
ممارست تمرین کردن
practises
U
ممارست تمرین کردن
practising
U
ممارست تمرین کردن
sled
U
وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
sleds
U
وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
sponsor
U
سرپرستی کردن اداره کننده تمرین کفیل خرج
sponsoring
U
سرپرستی کردن اداره کننده تمرین کفیل خرج
sponsors
U
سرپرستی کردن اداره کننده تمرین کفیل خرج
drilling
U
تمرین نظامی کردن
moom poolgi
U
تمرین کردن تکواندو
ponying
U
همراهی کردن اسب غیرمسابقهای با اسب مسابقه برای تمرین
toe raise
U
تمرین ایستادن و بلند کردن بدن روی نوک پا
run through
<idiom>
U
ازاول تا آخر بدون توقف کردن تمرین کردن
Other Matches
dry sum
U
تمرین مشق پای قبضه تمرین بدون تیراندازی
emergency drill
U
تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
actions
U
تمرین
drilled
U
تمرین
trains
U
تمرین
drills
U
تمرین
rehearsals
U
تمرین
ure
U
تمرین
work out
U
تمرین
drill
U
تمرین
exercise
U
تمرین
trained
U
تمرین
exercises
U
تمرین
exercised
U
تمرین
drilling
U
تمرین
train
U
تمرین
use
U
تمرین
action
U
تمرین
practice
U
تمرین
rehearsal
U
تمرین
uses
U
تمرین
field exercise
U
تمرین رزمی
practises
U
ورزش تمرین
field exercise
U
تمرین صحرایی
training distance
U
مسافت تمرین
joint exercise
U
تمرین مشترک
workout
U
تمرین شدید
training
U
تعلیم و تمرین
practising
U
ورزش تمرین
circuit training
U
تمرین دایرهای
wind sprint
U
تمرین دو سریع
practicing
U
ورزش تمرین
fore exercise
U
تمرین مقدماتی
exercisable
U
قابل تمرین
fartlek
U
تمرین دو استقامت
exercise code word
U
رمز تمرین
try-outs
U
تمرین نهایی
staging
U
تمرین اب خاکی
mules
U
اتومبیل تمرین
exercise term
U
اسم تمرین
try-out
U
تمرین نهایی
workouts
U
تمرین شدید
combatdrill
U
تمرین رزمی
combat exercise
U
تمرین رزمی
drill
U
تمرین مته
work out
U
تمرین امادگی
workshop practice
U
تمرین کارگاهی
practise
U
ورزش تمرین
practice
U
ورزش تمرین
mule
U
اتومبیل تمرین
formal exercise
U
تمرین صوری
rehearser
U
تمرین کننده
exercize
U
تمرین تکلیف
evolution
U
تمرین عالی
exercises
U
تمرین دادن
training time
U
زمان تمرین
drills
U
تمرین مته
service practice
U
تمرین اموزشی
massed practice
U
تمرین بی وقفه
mass practice
U
تمرین فشرده
drilling
U
تمرین نظامی
mobilization exercise
U
تمرین بسیج
gunning
U
تمرین تیراندازی
rehearsals
U
تمرین نمایش
physical exercise
U
تمرین بدنی
negative practice
U
تمرین منفی
rehearsal
U
تمرین نمایش
physical exercise
U
تمرین ورزشی
dry run
U
تمرین جنگی
exercise
U
تمرین دادن
rehearsal
U
تمرین از بر خواندن
exercised
U
تمرین دادن
battle drill
U
تمرین رزم
experience
U
تمرین دادن
rehearsals
U
تمرین از بر خواندن
unspaced practice
U
تمرین بی فاصله
pratique
U
تمرین عملی
gymnastical
U
تمرین زورخانهای
experiencing
U
تمرین دادن
experiences
U
تمرین دادن
drilled
U
تمرین مته
warm down
U
تمرین سبک
practice teaching
U
تمرین معلمی
practice period
U
دوره تمرین
practice effect
U
اثر تمرین
overtrain
U
تمرین بیش از حد
maneuver
U
تمرین نظامی
behavior rehearsal
U
تمرین رفتار
fire drills
U
تمرین اطفاء حریق
punch ball
U
گلابی تمرین بوکس
command post exercise
U
تمرین پاسگاه فرماندهی
heavy bag
U
کیسه شن تمرین بوکس
speedbag
U
گلابی تمرین بوکس
flash card
U
ورقه تمرین بصری
punching bag
U
کیسه شن تمرین بوکس
head gear
U
کلاه تمرین بوکس
directed exercise
U
تمرین هدایت شده
headguard
U
کلاه تمرین بوکس
skeet
U
انداختن تمرین تیراندازی
punching bags
U
کیسه شن تمرین بوکس
headharness
U
کلاه تمرین بوکس
shadow ball
U
تمرین گوی اندازی
sand bag
U
سستی عمدی در تمرین
fire drill
U
تمرین اطفاء حریق
big bag
U
کیسه شن تمرین بوکس
gym
U
محل تمرین بوکس
weight program
U
تمرین وزنه برداری
multiple drill
U
تمرین چندکاره یا مختلط
triceps extension
U
تمرین تقویت ماهیچه سه سر
mobilization exercise
U
تمرین بسیج نیروها
multiple drill
U
تمرین چند یکانی
mass practice
U
تمرین بدون استراحت
dojang
U
سالن تمرین تکواندو
controlled exercise
U
تمرین کنترل شده
backboard
U
دیوار تمرین تنیس
work out
U
برنامه یک جلسه تمرین
map exercise
U
تمرین روی نقشه
live exercise
U
تمرین رزمی حقیقی
live exercise
U
تمرین با تیر جنگی
gyms
U
محل تمرین بوکس
toss ball against a wall
U
تمرین ابشار با دیوار
distributed practice
U
تمرین فاصله دار
combat firing
U
تمرین تیراندازی رزمی
drill marching
U
تمرین پیاده روی
grinders
U
میدان مشق و تمرین صف جمع
triangle exercise
U
تمرین مثلث گیری درتیراندازی
grinder
U
میدان مشق و تمرین صف جمع
cavalletto
U
تیر پرش در تمرین با اسب
batting practice
U
تمرین ضربه زدن به توپ
practice ammunition
U
مهمات مخصوص تمرین هدف
string walking
U
تمرین تیراندازی با تیر وکمان
interval trailing
U
تمرین استقامت و اماده سازی
nets
U
محوطه تمرین محصوربا تور
road work
U
دویدن جادهای در تمرین بوکس
singlestick
U
چوب مخصوص تمرین شمشیربازی
net
U
محوطه تمرین محصوربا تور
nett
U
محوطه تمرین محصوربا تور
drillmaster
U
فرمانده تمرین نظامی سردسته
combatdrill
U
تمرین حرکات و ارایشهای رزمی
dummy runs
U
تمرین بدون استفاده ازمهمات جنگی
patch
U
محدوده 02 در 04 متر برای تمرین اسکیت
solvent abuse
تمرین تنفس درمحیط های خفه
patches
U
محدوده 02 در 04 متر برای تمرین اسکیت
joint exercise
U
تمرین مشترک بین نیروهای مسلح
donkey raise
U
تمرین خم شدن با وزنه روی پشت
dummy run
U
تمرین بدون استفاده ازمهمات جنگی
haute ecole
U
تمرین اسب سواری از روی مانع
bench
U
تعویض بازیگر نیمکت تمرین وزنه برداری
movement off-the-ball
U
بازی بدون توپ
[تمرین ورزش فوتبال]
nutcracker
U
تمرین ضربه سخت خوردن ازیک یا دو بازیگر
morning glory
U
اسب تندرو در تمرین ولی کنددر مسابقه
nutcrackers
U
تمرین ضربه سخت خوردن ازیک یا دو بازیگر
lateral raise
U
تمرین تقویت عضلههای پشت و شانه با دنبل
benches
U
تعویض بازیگر نیمکت تمرین وزنه برداری
batting cage
U
حصار توری برای تمرین بیس بال
breeze
U
تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
breezed
U
تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
breezing
U
تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
breezes
U
تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
dummies
U
کیسه استوانهای پرازپشم برای تمرین گرفتن حریف
paddocks
U
میدان تمرین اسب دوانی واتومبیلهای کورسی حصار
dummy
U
کیسه استوانهای پرازپشم برای تمرین گرفتن حریف
paddock
U
میدان تمرین اسب دوانی واتومبیلهای کورسی حصار
roadwork
U
تمرین عملی برای مسابقات مشت زنی و غیره
service practice
U
مشق پای قبضه جنگ افزار تمرین عملی
pop up
U
ضربه قوسی بلند از نزدیک تور تنیس تمرین پرش
front raise
U
تمرین با دنبل از ناحیه ران تاشانه و ساعد روی بازو
scrimmages
U
بازی تمرینی بین دو گروه ازیک تیم تمرین والیبال
scrimmage
U
بازی تمرینی بین دو گروه ازیک تیم تمرین والیبال
terrain exercise
U
تمرین یک وضعیت نظامی فقط از نظر بررسی وضع زمین
pop-up
U
ضربه قوسی بلند از نزدیک تور تنیس تمرین پرش
legg press
U
تمرین تقویت عضلههای پا بافشار دادن وزنه به بالا با پاخوابیده به پشت
practice plug
U
وسیله کوچک پلاستیکی یالاستیکی شبیه طعمه ولی بدون قلاب برای تمرین یامسابقه نخ اندازی
submarine sanctuaries
U
مناطق مخصوص تمرینات غیررزمی زیردریایی مناطق تمرین اموزشی ضدزیردریایی
multipoundage syatem
U
روش تمرین وزنه برداری باکاستن وزنه هنگام سختی کار
drill sergeant
U
گروهبان مسئول صف جمع درجه دار مسئول تمرین حرکات نظامی
dress rehearsal
U
اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
dress rehearsals
U
اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
light and heavy system
U
روش تمرین وزنه برداری بافزونی تدریجی وزنه
exercise program
U
برنامه عملیات مانور برنامه تمرین
bull pen
U
محوطه نرده دار تمرین توپگیری بیس بال توپزنهای ذخیره بیس بال
practicer
U
تمرین کننده مشق کننده
battle drill
U
مشق جنگی تمرین جنگی
work interval
U
کار فاصلهای تمرین فاصلهای
time trial
U
رکوردگیری در تمرین رکوردگیری
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
U
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoot
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com