English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
see out <idiom> U تمام کردن وخارج شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
in and out U داخل وخارج
dramatics U کارهای هنری وخارج ازبرنامه دبیرستان و دانشکده روش نمایش
bobber U کسی یا چیزی که متصل بالاوپایین رود یا داخل وخارج شود
terminate U تمام شدن تمام کردن
terminates U تمام شدن تمام کردن
terminated U تمام شدن تمام کردن
lapped U یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lap U یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
nose up U چرخش حول محور عرضی وخارج شدن محور طولی ازوضعیت تراز بطرف اوج
raster U سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
beta software U نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
go through with <idiom> U تمام کردن
to see through U تمام کردن
integrating U تمام کردن
fiddle away U تمام کردن
to see out U تمام کردن
fulfil U تمام کردن
fulfilling U تمام کردن
fulfills U تمام کردن
run out of U تمام کردن
use up U تمام کردن
to run away with U تمام کردن
fulfilled U تمام کردن
attains U تمام کردن
get (something) over with <idiom> U تمام کردن
fulfils U تمام کردن
to fill out U تمام کردن
integrates U تمام کردن
forth U تمام کردن
get through U تمام کردن
attain U تمام کردن
integrate U تمام کردن
attained U تمام کردن
to eat up U تمام کردن
attaining U تمام کردن
fulfill U تمام کردن
to finish off U تمام کردن
nip and tuck <idiom> U به سختی تمام کردن
make a day of it <idiom> U تمام روزکار کردن
to apply for written testimony U استشهاد تمام کردن
exhaust U تمام کردن بادقت بحث کردن
exhausts U تمام کردن بادقت بحث کردن
ceasing U بند امدن تمام کردن
use up U تمام شدن مصرف کردن
ceases U بند امدن تمام کردن
end U تمام کردن خاتمه دادن
dost U بپایان رسانیدن تمام کردن
cease U بند امدن تمام کردن
ended U تمام کردن خاتمه دادن
ceased U بند امدن تمام کردن
do one's best <idiom> U تمام تلاش خودرا کردن
processes U بانجام رساندن تمام کردن
put one's foot down <idiom> U با تمام وجود اعتراض کردن
process U بانجام رساندن تمام کردن
ends U تمام کردن خاتمه دادن
done with <idiom> U تمام کردن استفاده از چیزی
to get done with U خاتمه دادن تمام کردن
call it quits <idiom> U متوقف کردن تمام کار
unquote U نقل قول را تمام کردن
shoot one's wad <idiom> U تمام پول را خرج کردن
for all one is worth <idiom> U تمام سعی خودرا کردن
finishes U تمام کردن رنگ وروغن زدن
fish out U تمام کردن ذخیره ماهی یک منطقه
To consume all ones energy . U تمام نیروی خودرا مصرف کردن
finish U تمام کردن رنگ وروغن زدن
polish off U از جلو کسی درامدن تمام کردن
erasing U پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
strike out U تمام کردن بازی با سه استرایک پی در پی در بخش دهم
erase U پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
erases U پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
speed U مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی
erased U پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
speeding U مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی
speeds U مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی
zapped U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zap U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zaps U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapping U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
to make an end of U موقوف کردن تمام کردن
To sell at coast price . U مایه کاری حساب کردن ( به قیمت تمام شده )
to listen with rapt attention U با مجذوبیت تمام گوش کردن با ششدانگ حواس وغیره
zero in on <idiom> U تمام توجه شخصی را جلب کردن(میخ کسی شدن)
clears U آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
clearer U آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
clear U آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
clearest U آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
adobe type manager U استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
earom U Only Read Alterableحافظه فقط خواندنی تغییرپذیرالکتریکی RO که میتواند بدون پاک کردن تمام اصلاعات ذخیره شده به طور انتخابی تغییرکند
tilting mixer U نوعی بتن ساز دوار که با کج کردن مخزن ان تمام بتن خارج میشود
log U وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی .
logs U وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی .
beneficial occupancy U اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
exhausts U تمام شدن انرژی خسته شدن یا کردن
exhaust U تمام شدن انرژی خسته شدن یا کردن
mirror U کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrored U کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrors U کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
panorama U تمام نما اینه تمام نما
full track U تمام شنی خودرو تمام شنی
panoramas U تمام نما اینه تمام نما
thru U تمام
through U تمام
thorough U تمام
yame U تمام
It's over. U تمام شد.
it is all up U تمام شد
off U تمام
whole U تمام
fullest U تمام
entire U تمام
lion's share U تمام
rounded U پر تمام
full U تمام
all night U در تمام شب
completed U تمام
completes U تمام
completing U تمام
whole length U تمام قد
out-and-out U تمام
out and out U تمام
incomplete U نا تمام
full-length U تمام قد
complete U تمام
full length U تمام قد
full-face U تمام رخ
full face U تمام رخ
three whole years U سه سال تمام
full blown U تمام شکفته
the game is up U بازی تمام شد
lie in U تمام شدن
full-time U تمام وقت
ammo zero U مهمات تمام
full moon U ماه تمام
goes U تمام شدن
through U تمام شده
all this U تمام اینها
he is fifty U تمام دارد
the full of the moon U ماه تمام
integral U کامل تمام
finished U تمام شده
thoro U کامل تمام
thoro U تمام وکمال
thorough going U تمام وکمال
lie-in U تمام شدن
the whole world U تمام دنیا
full blown U تمام کامل
wrap up U تمام شدن
full duplex U تمام دو رشتهای
go U تمام شدن
pucka U تمام عیار
full-blown U تمام کامل
processor U تمام کننده
full-blown U تمام شگفته
full adder U تمام افزایشگر
mast high U تمام افراشته
unfailing U تمام نشدنی
in full U تمام وکمال
pukka U تمام عیار
A whole week U یک هفته تمام
holosymmetric U تمام وجه
holohedron U تمام وجهی
holohedral U تمام وجه
full-page U تمام صفحه
spring-clean U تمام وکمالتمیزکردن
fuller U کامل تر تمام تر
completive U تمام کننده
end of mission U ماموریت تمام
in full fig U درلباس تمام
all day long <idiom> U تمام روز
sterling U تمام عیار
inchoate U نیمه تمام
best of both worlds <idiom> U تمام مزایا
full-scale U تمام عیار
par excellence U به تمام معنی
all risks U تمام خطرات
consumptible U تمام شدنی
rounds complete U تیر تمام شد
all d. U در تمام روز
all out U باشدت تمام
round d. U دوجین تمام
to draw to an end U تمام شدن
full automatic U تمام اتوماتیک
thru U تمام شده
rounded U تمام شده
consummative U تمام کننده
give out <idiom> U تمام شده
unfinished U تمام نشده
full screen U تمام صفحه
main U مهم تمام
full scale U تمام عیار
fullest U تمام تکمیل
fullest U تمام قدرت
f. and fell U تمام بودن
f. sixmiles U 6میل تمام
due U تمام شده
full U تمام تکمیل
peter U تمام شدن
outed U در بیرون تمام
whole hog U تمام راه
defunct U تمام شده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com