Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
full-page
U
تمام صفحه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
full page display
U
نمایش تمام صفحه
page
U
صفحه
page
U
کلیدی که محل نمایشگر را با تعداد خط وط صفحه نمایش پایین می برد
page
U
با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
page
U
نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
page
U
2-نشانه گر در پردازش کلمه برای نشان دادن محل شروع صفحه جدید
page
U
1-نقط های که در آن صفحه تمام میشود و صفحه بعد شروع میشود.
page
U
صفحات را نمره گذاری کردن
page
U
صفحه برگ
page
U
خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
page
U
پادو
page
U
پسر بچه
page out
U
فرایند رفت و برگشت نامه هایا داده از حافظه اصلی کامپیوتر به دیسک
page
U
نمایش یک صفحه متن در صفحه نمایش که پس از چاپ فاهر میشود
page
U
نرم افزاری که عملیات چاپگر را برای چاپ یک متن به قالب خاص طبق دستورات کاربر کنترل میکند
page
U
حجم متن نمایش داده شده روی صفحه نمایش
page
U
وسیلهای که اطلاعات نوشته شده یا تایپ شده را به حالتی که کامپیوتر می فهمد و پردازش میکند تبدیل کند
page
U
جهت لبه بلند یک ورق کاغذ
page
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page
U
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
page
U
اندازه سرعت چاپگر نشان دهنده تعداد صفحات متن است که در هر دقیقه چاپ میشود
page
U
تعداد صفحات که چاپگر در یک دقیقه چاپ میکند
page
U
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
page
U
طول صفحه
page
U
ترتیب متن و تصاویر در یک صفحه از متن
page
U
حافظه در چاپگر صفحه که تصاویر را پیش از چاپ نگه می دارد
page
U
گوه چوبی
page
U
ورق کاغذ
page
U
کلیدی که محل نشانه گر را به اندازه خط وط یک صفحه حرکت دهد
to be on the same page
<idiom>
U
به یک سبک فکر کردن
[اصطلاح مجازی]
to be on the same page
<idiom>
U
همدیگر را فهمیدن
[اصطلاح مجازی]
f.of a page
U
ته صفحه
f.of a page
U
پائین صفحه
page in
U
فرایند رفت و برگشت نامه یاداده از دیسک به حافظه اصلی کامپیوتر
page three
U
ازدستهعکسهایجنسی
page three
U
زنانجوانیکهسینههایخودرابرایبرانگیختناحساساتجنسیدرمجلاتنمایشمیدهند
page
U
عدد یکتا انتساب شده به هر صفحه در برنامه چند رسانهای برای استفاده در صفحه با کلمات کلیدی و انتقال بین صفحات
Web page
U
فایل ذخیره شده در وب سرور که حاوی متن فرمت شده , گرافیک و اتصالات در متنهای با کلمات کلیدی به صفحات دیگر اینترنت یا وب سایت است
front page
U
سرصفحه
page of bonour
U
لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
front page
U
مطالب سرصفحه یا سرمقاله
banner page
U
صفحهای که در ابتدا با تاریخ و زمان و نام متن و نام مشخص چاپ گیرند و چاپ میشود
we oened at page 0
U
صفحه 01 کتاب را باز کردیم
visual page
U
صفحه تصویری
page reader
U
صفحه خوان
page skip
U
پرش صفحه
shadow page
U
جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند
shadow page
U
محلهای حافظه مکرر که با کد مخصوص قابل دستیابی است
front-page
U
سرصفحه
plover page
U
ابیای پشت قرمز
commas over the page
U
صفحه را پراز نشان کاماکرد
code page
U
صفحه کد
code page
U
رویه رمز
title page
U
صفحه عنوان کتاب
to page up type
U
حروف چیده را صفخه بندی کردن
front-page
U
مطالب سرصفحه یا سرمقاله
page fault
U
نقص صفحه
page fault
U
خرابی صفحه
page frame
U
قالب صفحه
page density
U
چگالی صفحه
page frame
U
قاب صفحه
page boundary
U
مرز صفحه
off page connector
U
اتصال دهنده برون صفحهای
lead in page
U
صفحه ویدیویی که کاربر را به صفحه مورد نظر هدایت میکند
page printer
U
چاپگر صفحهای
home page
U
باز کردن صفحهای از وب سایت
page of presence
U
لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
page orientation
U
موقعیت صفحه
This page owner
U
دارنده این برگه
page maker
U
برنامه قوی کاربردی و نشررومیزی
to inlay a printed page
U
صفحه چاپ شدهای را در برگ بزرگتر و محکم تری نشاندن
bad page break
U
قطع یا مکث نامناسب صفحه
page description language
U
زبان تشریح صفحه
It was printed on the front page .
U
در صفحه اول روز نامه چاپ شد
page mode ram
U
حالت صفحه حافظه دستیابی مستقیم
optical page reader
U
صفحه نوری خوان
forced page break
U
قطع اجباری صفحه
page layout program
U
برنامه صفحه ارایی
soft page break
U
قطع صفحه
end of page halt
U
ویژگی ای که چاپگر را درپایان هر صفحه خروجی متوقف میکند
Refer (turn over) to page 110.
U
به صفحه 110مراجعه کنید
to the full
U
کاملا
full well
U
بسیارخوب
full well
U
خوب خوب
full
U
مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
full up
U
پر- مملو - لبریز
full and by
U
پرونیمهپر
in full
U
کاملا
in full
U
تمام وکمال
to the full
U
به منتهادرجه
full and down
U
ناو پر بار و سنگین
to the full
<idiom>
U
خیلی زیاد ،به طور کامل
full
U
تماس کامل قسمت مخصوص ضربه زدن چوب گلف با گوی
full
U
تمام تکمیل
full
U
سیر
full
U
پر
full
U
فول اکنده
full
U
پرکردن پرشدن
full
U
سیری
full
U
پری
full
U
کامل
full
U
پر لبریز
full
U
تمام
I'm full.
U
من سیر شدم
[هستم]
.
[اصطلاح روزمره]
full
U
مملو
full
U
انباشته
full
U
چرخش با پشتک کامل
full
U
چرخیدن ژیمناست
full
U
مدار جمع دودویی که می توان مجموع دو ورودی را حساب کند و عدد نقلی ورودی را می پذیرد و در صورت لزوم رقم نقلی خروجی تولید میکند
full
U
ارسال داده روی کانال در دو جهت
full
U
کامل یا شامل همه چیز
full
U
تمام قدرت
full
U
کد فایل در آن ذخیره شده است
full
U
پر کردن درون چیزی تا حد امکان
full
U
شرح محل یک دایرکتوری
full
U
صفحه نمایش بزرگ VDU که یک صفحه متن کامل را نمایش میدهد
full
U
انجام جستجوی چیزی در یک متن در فایل یا پایگاه داده ها و نه در یک فضایی از ملاب
full
U
کامپیوتر همراه با کارت مخصوصی که به قدری سریع است که تصاویر ویدیویی متحرک را می گیرد و نمایش میدهد.
full
U
بالغ رسیده
full
U
ابوینی
full
U
که از همه صفحه موجود استفاده میکند. درون یک پنجره نشان داده نمیشود
full time
U
پیوسته کار
full tilt
U
بسرعت
full summer
U
چله تابستان
full summer
U
عین تابستان
full subtractor
U
تمام کاهشگر
full step
U
گام کامل
full step
U
یک قدم کامل
full spinner
U
حرکت گوی بولینگ با حالت فرفره
full speed
U
حداکثر سرعت
full speed
U
سرعت کامل
full time
U
پیوسته کاری تمام وقت
full time
U
تمام روز
full toss
U
پرتاب به سوی میله بدون تماس با زمین
full to repletion
U
انباشته
full to repletion
U
پرپر
full to repletion
U
پر
full track
U
شنی دار کامل
full track
U
تمام شنی خودرو تمام شنی
full tracked
U
خودرو تمام شنی
full timer
U
بچهای که درهمه ساعات اموزشگاه دراموزشگاه میما
full tracked
U
تمام شنی
full timer
U
شاگردتمام روز
full time
U
زمان اشتغال بکار
full section
U
برش کامل
full screen
U
تمام صفحه
full pitch
U
گام پر
full pelt
U
با شتاب هرچه بیشتر سراسیمه
full pay
U
مواجب تمام
full pay
U
حقوق تمام
to its full extent
<adv.>
U
بکلی
full orbed
U
پر
full orbed
U
تمام روشن
full of years
U
سالخورده
full of resource
U
باتدبیر زرنگ
full of resource
U
کاردان
full of life
U
پر جمعیت
full pitch
U
پرتاب به سوی میله بدون تماس با زمین
full point
U
نقطه پایان جمله
full scale
U
اندازه طبیعی
full scale
U
باندازه کامل بمقیاس کامل
full scale
U
تمام عیار
full sail
U
تبار مجهز
full sail
U
بابادبانهای گسترده
full rubber
U
حرکت هریک از این سطوح تااخرین حد ممکن
full production
U
تولید در حداکثرفرفیت
full production
U
تولید کامل
full powers
U
اختیارات تام
full power
U
اختیاری است که دولتی به نماینده خود به طور موقتی میدهد تا درمورد بخصوصی مذاکره و اخذتصمیم کند
full power
U
اختیارات تام
full of life
U
سر زنده
To have full powers.
U
اختیارات کامل داشتن
full of beans
<idiom>
U
پرانرژی
for full board
U
برای تختخواب و تمام وعده های غذا
I want full insurance.
من با بیمه کامل میخواهم.
Full tank, please.
لطفا باک را پر کنید.
full-suspension
<adj.>
U
کاملا معلق
full beam
U
نور بالا
[در خودرو]
have one's hand full
U
کار مهمتر داشتن
[دستم یا دستش بند است]
full blast
<adv.>
U
در حداکثر قدرت یا شدت
at full blast
<adv.>
U
در حداکثر قدرت یا شدت
for full board
U
برای تمام پانسیون
come full circle
<idiom>
U
کاملا برعکس
full stop
U
نقطه
full-throated
U
صدا یا فریاد بسیار بلند
full marks
U
پاسخدرستبهتمام سوالات
full board
U
هتلیکهدرآنهمهوعدههایغذائیسرومیشود
full deployment
U
تبدیلستونبهصفکامل
they are in full retreat
U
سخت عقب نشینی می کنند
the full of the moon
U
بدر
the full of the moon
U
ماه تمام
She is far too conceited. She is full of herself .
U
گوئی از دماغ فیل افتاده ( پر افاده وازخود راضی )
payment in full
U
پرداخت کامل
payment in full
U
پرداخت تمام
in full fig
U
اماده
in full fig
U
درلباس تمام
full word
U
کلمه کامل
full word
U
تمام کلمه
to its full extent
<adv.>
U
کاملا
full wave
U
تمام موج
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com