English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
assimilate U تلفیق کردن همانند ساختن
assimilated U تلفیق کردن همانند ساختن
assimilates U تلفیق کردن همانند ساختن
assimilating U تلفیق کردن همانند ساختن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
conflate U تلفیق کردن
conflated U تلفیق کردن
collated U تلفیق کردن
conflates U تلفیق کردن
conflating U تلفیق کردن
collates U تلفیق کردن
collating U تلفیق کردن
collate U تلفیق کردن
scareup U فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
hold court <idiom> U همانند شاه وملکه دربین موضوع مورد بحث عمل کردن
alike U همانند
This compares to ... U همانند آن ...
equal U همانند
equalled U همانند
similar <adj.> U همانند
alike <adj.> U همانند
equals U همانند
akin <adj.> U همانند
related <adj.> U همانند
equalling U همانند
equaled U همانند
similar U همانند
resembling <adj.> U همانند
equaling U همانند
identical U همانند
homologous U همانند
like <adj.> U همانند
similiar U همانند
simulations U همانند سازی
of kin U نزدیک همانند
to look like U همانند بودن
identic notes U یادداشتهای همانند
liked U نظیر همانند
like U نظیر همانند
homological U همسان همانند
similar U همسان همانند
simulation U همانند سازی
likes U نظیر همانند
group identification U همانند سازی گروهی
collate U تلفیق
reconciliation U تلفیق
patching together U تلفیق
syncretism U تلفیق
synthesis U تلفیق
syntheses U تلفیق
modulation U تلفیق
collated U تلفیق
collates U تلفیق
collating U تلفیق
assimilator U تحلیل برنده همانند سازنده
donnish U وابسته به یا همانند استاد دانشگاه
PM U تلفیق مرحلهای
phase modulation U تلفیق فازی
incorporation U پیوستگی تلفیق
PM U تلفیق فازی
modulator U تلفیق کننده
collator U تلفیق کننده
modulation frequency U بسامد تلفیق
compilation U تلفیق همگردانی
fm U تلفیق بسامدی
frequency modulation U تلفیق بسامدی
pulse modulation U تلفیق تپشی
amplitude modulation U تلفیق دامنهای
frequency modulation U تلفیق فرکانس
schematist U تلفیق کننده
reconcilable U قابل تلفیق
compilations U تلفیق همگردانی
monarchical U وابسته به یا همانند پادشاه یا نظام پادشاهی
frost and kindred phenomena U یخ بندان وکیفیات طبیعی همانند انfreshman
am U تلفیق دامنهای odulation
frequecny modulation recording U ثبت تلفیق فرکانس
pulse code modulation U تلفیق رمز تپشی
low level modulation U تلفیق سطح پایین
modem U تلفیق و تفکیک کننده
autogenesis U ترکیب یا امیختگی سلولهای همانند یا هم نوع باهم
frequency synthesizer U ترکیب یا تلفیق کننده فرکانس
conflation U ترکیب دوعبارت بایکدیگر تلفیق
syncretic U تلفیق کننده عقاید مختلف
external modem U تلفیق و تفکیک کننده برونی
schematism U تلفیق واجتماع اجرام اسمانی
collating sequence U توالی ترتیب رشته تلفیق
modified frequency modulation recording U ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
internal modem U تلفیق و تفکیک کننده درونی
mfm U ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
damp U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampest U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
hayes compatible modem U تلفیق و تفکیک کننده سازگار باهیز
This compares to a total of 36 cases reported in 2009. U همانند آن بطور کلی ۳۶ موارد در سال ۲۰۰۹ گزارش شده بود.
engineers U اداره کردن طرح کردن و ساختن
prepare U اماده کردن ساختن ترکیب کردن
engineered U اداره کردن طرح کردن و ساختن
engineer U اداره کردن طرح کردن و ساختن
make U درست کردن ساختن اماده کردن
To bear (put up) with somebody. U با کسی سر کردن (مدارا کردن ؟ ساختن )
prepares U اماده کردن ساختن ترکیب کردن
preparing U اماده کردن ساختن ترکیب کردن
makes U درست کردن ساختن اماده کردن
farraginous U تلفیق کننده کلیه شرایط واخلاقهای متفاوت وجنسهای مخالف
to manufacture [into] U ساختن [درست کردن] [به]
get U مجاب کردن ساختن
gets U مجاب کردن ساختن
getting U مجاب کردن ساختن
to lay it on thick U نصب کردن ساختن
work up U ترکیب کردن ساختن
Lous quinze U [سبک فرانسوی تلفیق معماری روکوکو و نئوکلاسیک در زمان لوئی پانزدهم]
pcm U تلفیق رمزضربان Compatible Plug شرکت تولید تجهیزات کامپیوتری anufacturerodulation
perpetuating U دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuates U دائمی کردن جاودانی ساختن
incapacitate U ناتوان ساختن محجور کردن
perpetuated U دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuate U دائمی کردن جاودانی ساختن
retards U کند ساختن معوق کردن
retarding U کند ساختن معوق کردن
assimilates U هم جنس کردن شبیه ساختن
localizing U محلی کردن موضعی ساختن
illuminating U درخشان ساختن زرنما کردن
avouch U تضمین کردن مستقر ساختن
illuminate U درخشان ساختن زرنما کردن
lane U کوچه ساختن منشعب کردن
incapacitated U ناتوان ساختن محجور کردن
preparing U مهیا ساختن مجهز کردن
assimilating U هم جنس کردن شبیه ساختن
surprises U متعجب ساختن غافلگیر کردن
surprise U متعجب ساختن غافلگیر کردن
localizes U محلی کردن موضعی ساختن
tumify U اماس کردن متورم ساختن
serializing U نوبتی کردن پیاپی ساختن
serializes U نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialises U نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialized U نوبتی کردن پیاپی ساختن
provides U میسر ساختن تامین کردن
serialising U نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialize U نوبتی کردن پیاپی ساختن
provide U میسر ساختن تامین کردن
illuminates U درخشان ساختن زرنما کردن
serialised U نوبتی کردن پیاپی ساختن
localize U محلی کردن موضعی ساختن
indicate U نمایان ساختن اشاره کردن بر
retard U کند ساختن معوق کردن
localising U محلی کردن موضعی ساختن
highlighting U روشن ساختن مشخص کردن
indicated U نمایان ساختن اشاره کردن بر
indicates U نمایان ساختن اشاره کردن بر
localises U محلی کردن موضعی ساختن
inculcating U جایگیر ساختن تلقین کردن
prepares U مهیا ساختن مجهز کردن
attracts U جذب کردن مجذوب ساختن
fraternizing U برادری کردن متفق ساختن
fraternizes U برادری کردن متفق ساختن
fraternized U برادری کردن متفق ساختن
reproducing U چاپ کردن دوباره ساختن
reproduces U چاپ کردن دوباره ساختن
fraternize U برادری کردن متفق ساختن
reproduced U چاپ کردن دوباره ساختن
fraternising U برادری کردن متفق ساختن
fraternises U برادری کردن متفق ساختن
fraternised U برادری کردن متفق ساختن
tepefy U ولرم کردن ملول ساختن
detect U کشف کردن نمایان ساختن
detected U کشف کردن نمایان ساختن
reproduce U چاپ کردن دوباره ساختن
detecting U کشف کردن نمایان ساختن
proscribes U ممنوع ساختن تحریم کردن
attracting U جذب کردن مجذوب ساختن
attracted U جذب کردن مجذوب ساختن
attract U جذب کردن مجذوب ساختن
improvises U انا ساختن تعبیه کردن
emboss U مزین کردن پرجلوه ساختن
admired U متحیر کردن متعجب ساختن
incapacitates U ناتوان ساختن محجور کردن
improvising U انا ساختن تعبیه کردن
surprize U متعجب ساختن غافلگیر کردن
incapacitating U ناتوان ساختن محجور کردن
spellbind U مجذوب کردن مفتون ساختن
prepare U مهیا ساختن مجهز کردن
admires U متحیر کردن متعجب ساختن
improvise U انا ساختن تعبیه کردن
trump up <idiom> U ساختن ،درمغز اختراع کردن
inculcate U جایگیر ساختن تلقین کردن
inculcated U جایگیر ساختن تلقین کردن
inculcates U جایگیر ساختن تلقین کردن
assimilated U هم جنس کردن شبیه ساختن
assimilate U هم جنس کردن شبیه ساختن
detects U کشف کردن نمایان ساختن
subdue U مقهور ساختن رام کردن
to cotton with each other U باهم ساختن یارفاقت کردن
destroy U ویران کردن نابود ساختن
please U خشنود ساختن کیف کردن
pleases U خشنود ساختن کیف کردن
to cotton together U باهم ساختن یارفاقت کردن
frankest U باطل کردن مصون ساختن
franks U باطل کردن مصون ساختن
fructify U برومند کردن بارور ساختن
violated U بی حرمت ساختن مختل کردن
proscribing U ممنوع ساختن تحریم کردن
internalize U باطنی ساختن داخلی کردن
pt down U هرز اب ساختن منکوب کردن
to bear with a person U باکسی ساختن یاسازش کردن
prey U دستخوش ساختن طعمه کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com