English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 218 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
convertible U تغییر پذیر
convertibles U تغییر پذیر
skittish U تغییر پذیر
supple U تغییر پذیر
changeable U تغییر پذیر
variable U تغییر پذیر
variables U تغییر پذیر
mutant U تغییر پذیر
mutants U تغییر پذیر
mutable U تغییر پذیر
susceptible of change U تغییر پذیر
vacillatory U تغییر پذیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
plastic U تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
postscript U زبان استاندارد شرح صفحه ساخت Adobe Systems. حاوی نوع نوشتاری انعط اف پذیر و قابل تغییر است و در چاپگرهای لیزری دیده میشود
postscripts U زبان استاندارد شرح صفحه ساخت Adobe Systems. حاوی نوع نوشتاری انعط اف پذیر و قابل تغییر است و در چاپگرهای لیزری دیده میشود
alterably U بطور تغییر پذیر
convertible coupe U کوپه تغییر پذیر
inelastic U غیر قابل انعطاف تغییر نا پذیر
Other Matches
educatable U تربیت پذیر تعلیم پذیر
reparable U اصلاح پذیر تعمیر پذیر
ascendible U تفوق پذیر فراز پذیر
mixable U امیزش پذیر امتزاج پذیر
educable U تربیت پذیر تعلیم پذیر
ascendable U تفوق پذیر فراز پذیر
repairable U اصلاح پذیر تعمیر پذیر
end strings U نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked U مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transitions U عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transition U عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
adaptable organism U موجود زنده سازش پذیر زیستمند سازش پذیر
hangover U تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangovers U تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
income effect U اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
vary U تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
varies U تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
adjustable wheel U چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
variable area nozzle U نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
changes U تغییر کردن تغییر دادن
changing U تغییر کردن تغییر دادن
changed U تغییر کردن تغییر دادن
change over U تغییر روش تغییر رویه
change U تغییر کردن تغییر دادن
fm U فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
cycle U تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles U تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled U تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
counter march U تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
fet U وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
angular travel U تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
gradient circuit U مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
soluble U حل پذیر
pliable U خم پذیر
solvable U حل پذیر
pi acceptor U پی پذیر
cleavable U رخ پذیر
non return to zero U سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
programmable read only memory U حافظه برنامه پذیر فقط خواندنی حافظه تنها خواندنی برنامه پذیر حافظه فقط خواندنی قابل برنامه ریزی
realizable U تحقق پذیر
refornable U اصلاح پذیر
elastic U انعطاف پذیر
definable U تعریف پذیر
sociable U جامعه پذیر
reformable U اصلاح پذیر
deformable U دگردیس پذیر
submissive U سلطه پذیر
mendable U اصلاح پذیر
corrigible U اصلاح پذیر
accident-prone U سانحه پذیر
corruptible U فساد پذیر
countable U شمارش پذیر
criticizable U انتقاد پذیر
deductible U مالیات پذیر
transferable U انتقال پذیر
decidable U تصمیم پذیر
deceivable U فریب پذیر
peaceable U اشتی پذیر
vulnerable U اسیب پذیر
vulnerable U زخم پذیر
bearable U تحمل پذیر
divisible U بخش پذیر
extendable U توسعه پذیر
open cheque U چک انتقال پذیر
expendable U مصرف پذیر
supple U انعطاف پذیر
accident prone U سانحه پذیر
adaptable U انطباق پذیر
sensitive U نفوذ پذیر
distensible U انبساط پذیر
dissoluble U تجزیه پذیر
disputable U اعتراض پذیر
disintegrable U تجزیه پذیر
indissoluble U تجزیه نا پذیر
inexhaustible U خستگی نا پذیر
disciplinable U انضباط پذیر
disciplinable U تعلیم پذیر
dilatable U اتساع پذیر
differentiable U تشخیص پذیر
destructible U انهدام پذیر
shock absorber U ضربه پذیر
doughface U تلقین پذیر
tangibly U پرماس پذیر
tangible U پرماس پذیر
evitable U اجتناب پذیر
evadable U طفره پذیر
enumerable U شمارش پذیر
sufferable U تحمل پذیر
endurable U تحمل پذیر
electron acceptor U الکترون پذیر
defensible U دفاع پذیر
educable U اموزش پذیر
miscible U امیزش پذیر
executable U انجام پذیر
miscible U امتزاج پذیر
palpable U پرماس پذیر
conceivable U امکان پذیر
shock absorbers U ضربه پذیر
impressionable U تاثر پذیر
impressionable U اثر پذیر
exceptionable U اعتراض پذیر
irritable U تحریک پذیر
excitable U تحریک پذیر
inflammable U التهاب پذیر
inflammable U اشتعال پذیر
flammable U اشتعال پذیر
soluble U انحلال پذیر
tolerable U تحمل پذیر
tolerable U مدارا پذیر
reactive U واکنش پذیر
applicable U کاربرد پذیر
applicable U کاربست پذیر
depreciable U استهلاک پذیر
denominable U تسمیه پذیر
demurrable U اعتراض پذیر
inevitable U چاره نا پذیر
avoidable U اجتناب پذیر
curable U علاج پذیر
permeable U نشت پذیر
permeable U نفوذ پذیر
permeable U رطوبت پذیر
reversible U برگشت پذیر
reversible U واگشت پذیر
adaptable U وفق پذیر
proprotionable U تناسب پذیر
adjustable U تنظیم پذیر
adjustable U تعدیل پذیر
tranformable U دگرگونی پذیر
regulable U تنظیم پذیر
trainable U تربیت پذیر
trainable U فرهیخت پذیر
remediable U درمان پذیر
remediable U چاره پذیر
remediable U گزیر پذیر
thinkable U اندیشه پذیر
thermosetting U سختی پذیر
testable U شهادت پذیر
refutable U تکذیب پذیر
reflexible U انعکاس پذیر
reducible U تقلیل پذیر
protean U شکل پذیر
absolvable U بخشش پذیر
proton acceptor U پرتون پذیر
protractile U امتداد پذیر
abatable U کاهش پذیر
vanquishable U شکست پذیر
tuneable U تنظیم پذیر
tunably U تنظیم پذیر
tunable U تنظیم پذیر
reclaimable U ادعا پذیر
transmutable U دگرگونی پذیر
combustible U احتراق پذیر
testable U ازمون پذیر
verifiable U تحقیق پذیر
resolvable U تفکیک پذیر
stainable U لکه پذیر
measurable U سنجش پذیر
spottable U لکه پذیر
spoilable U فساد پذیر
revocable U ابطال پذیر
rotatable U چرخش پذیر
semi solvable U نیم حل پذیر
sequacious U نصیحت پذیر
severable U تفکیک پذیر
detachable U جدایی پذیر
subduable U تسخیر پذیر
subjugable U تسخیر پذیر
superimposable U انطباق پذیر
terminable <adj.> U فسخ پذیر
tensible U کشش پذیر
teachable U تعلیم پذیر
additives U جمع پذیر
inexcusable U عذر نا پذیر
justifiable U توجیه پذیر
additive U جمع پذیر
shapeable U شکل پذیر
acetylable U استیل پذیر
pacifiable U تسکین پذیر
cogitable U اندیشه پذیر
coercible U اجبار پذیر
civilizable U تمدن پذیر
chromophil U رنگ پذیر
chromatophil U رنگ پذیر
estimable U تخمین پذیر
chargeable U اتهام پذیر
perturbable U اشوب پذیر
pervious U نفوذ پذیر
pilable U انحنا پذیر
stretchy U فراخی پذیر
stretchy U کشش پذیر
perfectible U کمال پذیر
colorable U رنگ پذیر
contractile U ترنج پذیر
contractible U انقباض پذیر
consolable U تسلی پذیر
computable U محاسبه پذیر
compressible U تراکم پذیر
commutative U جابجایی پذیر
partible U بخش پذیر
commensurable U تناسب پذیر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com