Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
fill
U
تعداد میلههای افتاده بولینگ با گوی دوم
fills
U
تعداد میلههای افتاده بولینگ با گوی دوم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
pinfall
U
تعداد میلههای افتاده با یک گوی بولینگ ضربه فنی کشتی
Other Matches
dead wood
U
میلههای افتاده بولینگ که درجا می ماند
pumpkins
U
پرتابی که تعداد کمی از میلههای بولینگ را می اندازد
pumpkin
U
پرتابی که تعداد کمی از میلههای بولینگ را می اندازد
counts
U
تداد میلههای افتاده با گوی اول بولینگ بعد ازکسب استرایک
count
U
تداد میلههای افتاده با گوی اول بولینگ بعد ازکسب استرایک
counting
U
تداد میلههای افتاده با گوی اول بولینگ بعد ازکسب استرایک
counted
U
تداد میلههای افتاده با گوی اول بولینگ بعد ازکسب استرایک
mixer
U
انداختن میلههای بولینگ با میلههای دیگر
mixers
U
انداختن میلههای بولینگ با میلههای دیگر
christmass tree
U
ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 7 و 01 را برای راست دست و میلههای 2 و7 و 01 را برای چپ دست باقی می گذارد
maples
U
میلههای بولینگ
spiller
U
انداختن تمام میلههای بولینگ با
setup
U
وضع قرارگرفتن میلههای بولینگ
hig low jack
U
ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را جا می گذارد
pin deck
U
قسمت زیر میلههای بولینگ
convert
U
انداختن تمام میلههای باقیمانده بولینگ
converting
U
انداختن تمام میلههای باقیمانده بولینگ
converted
U
انداختن تمام میلههای باقیمانده بولینگ
pocket split
U
باقی ماندن میلههای 5 و 7یا 5 و 9 بولینگ
golden gate
U
پرتابی در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 راباقی می گذارد
half worcester
U
ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 9 یا 2 و 8 را جامی گذارد
bedpost
U
ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را بجا می گذارد
big four
U
ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
converts
U
انداختن تمام میلههای باقیمانده بولینگ
double pinochle
U
ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
bucket
U
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
buckets
U
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
pinspotter
U
وسیله گذاشتن میلههای بولینگ بجای خود
baby split
U
وضعی که میلههای 2 و 7 یا3 و 01 بولینگ باقی می ماند
foundation
U
انداختن تمام میلههای بولینگ در دور نهم
pinsetter
U
وسیله گذاشتن میلههای بولینگ بجای خود
pick a cherry
U
ناتوانی در انداختن تمام میلههای اسان بولینگ
blows
U
ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
blow
U
ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
pit
U
منطقه فرود در پرشها حفره پشت میلههای بولینگ
worcester
U
باقی گذاشتن تمام میله هابجز میلههای 1 و 5 بولینگ
pits
U
منطقه فرود در پرشها حفره پشت میلههای بولینگ
wood
U
چوب گلف با دسته دراز و سرچوبی میلههای بولینگ
counts
U
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
count
U
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counting
U
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counted
U
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
spread eagle
U
سرخوردن با عقب اسکیتهای چسبیده بهم بجا گذاشتن میلههای 2 و 3 و 4 و 6 و 7 و01 بولینگ
spot bowler
U
بازیگری که بجای نشانه گیری به میلههای بولینگ بجای معینی روی مسیرهدفگیری میکند
pocket
U
کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
pockets
U
کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
behind the times
<idiom>
U
از مد افتاده عقب افتاده فرهنگی
combinatorics
U
محاسبه تعداد موارد یکسان تعداد راههای انجام یک کار ترکیب شناسی
roundest
U
تعداد تیر تعداد شلیک دور
round
U
تعداد تیر تعداد شلیک دور
odd
U
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
oddest
U
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
odder
U
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
net posts
U
میلههای تور
leaving
U
میلههای جامانده
split
U
میلههای باقیمانده
leave
U
میلههای جامانده
connections
U
میلههای رابط
four horsemen
U
جا گذاشتن میلههای 1 و 2 و4 و 7 یا 1 و 3 و 6 و 01
seal bars
U
میلههای اب بندی
parallel bars
U
میلههای پارالل
grates
U
میلههای اهنی
rods of corti
U
میلههای کورتی
picket fence
U
جاگذاشتن میلههای 1 و 2 و4 و 7 یا 1 و 3 و 6 و 01
grate
U
میلههای اهنی
grated
U
میلههای اهنی
bacillar
U
بشکل میلههای کوچک
bacillary
U
بشکل میلههای کوچک
seat bars
U
میلههای تکیه گاه
stanchion
U
میلههای عمودی ناو
grated
U
پنجره میلههای اهخنی
grate
U
پنجره میلههای اهخنی
driving bit
U
هویزه میلههای اسب
grates
U
پنجره میلههای اهخنی
cross barred
U
دارای میلههای عرضی
wicketkeeper
U
توپگیر مدافع میلههای کریکت
ends
U
میلههای تحت دفاع بازیگرمعین
ended
U
میلههای تحت دفاع بازیگرمعین
end
U
میلههای تحت دفاع بازیگرمعین
handing
U
میلههای تسخیرشده حریف در پایان
hand
U
میلههای تسخیرشده حریف در پایان
gridiron
U
خطوط یا میلههای فلزی مشبک
throw out
U
سوزاندن توپزن با ضربه به میلههای کریکت
square out
U
ضربه از خارج محدوده میلههای کریکت
sour apple
U
ضربهای که میلههای 5 و01 را باقی میگذارد
studs
U
زائدهائی که در میلههای گرد بکار میرود
grid
U
بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
grids
U
بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
take guard
U
وضع دفاعی توپزن جلو میلههای کریکت
lanternpinion
U
چرخ کوچکی که میلههای عمودی داردو مانند است به فانوس
bowling
U
بازی بولینگ
curls
U
بولینگ روی یخ
curl
U
بولینگ روی یخ
curled
U
بولینگ روی یخ
bowling alley
U
تالار بولینگ
bowl
U
بازی بولینگ
bowling alleys
U
تالار بولینگ
bowls
U
بازی بولینگ
bocci
U
بولینگ ایتالیایی
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed.
U
هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد
columnar
U
گرافی که مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی نمایش داده می شوند
bar graph
U
گرافی که مقادیر در آن به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده میشود
chopsticks
U
میلههای عاج یا چوبی که چینی ها برای خوردن برنج از ان استفاده میکنند
sashes
U
قاب دورشیشه در یاپنجره که شامل میلههای چوبی بین شیشه ها نیزمیباشد
sash
U
قاب دورشیشه در یاپنجره که شامل میلههای چوبی بین شیشه ها نیزمیباشد
dead
U
گوی بولینگ ضعیف
skittle
U
میله چوبی بولینگ
bowling bag
U
ساک بازیگر بولینگ
lawn bowling
U
بولینگ روی چمن
headpin
U
میله شماره 1 بولینگ
tenpin
U
بازی بولینگ ده میلهای
dutchman
U
بازیگر بولینگ هلندی
directors
U
سرپرست تیم بولینگ
mother-in-law
U
میله شماره 7 بولینگ
mothers-in-law
U
میله شماره 7 بولینگ
candlepin
U
میله باریک بولینگ
kingpin
U
میله بازی بولینگ
kingpin
U
میله شماره 5 بولینگ
director
U
سرپرست تیم بولینگ
nine pins
U
نوعی بولینگ قدیمی
carried
U
انداختن یک یا دو میله بولینگ
carries
U
انداختن یک یا دو میله بولینگ
carry
U
انداختن یک یا دو میله بولینگ
ball return
U
بازگشت گوی بولینگ
carrying
U
انداختن یک یا دو میله بولینگ
bar chart
U
گرافی که مقادیر در آن به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده شده اند
histogram
U
گرافی که روی آن مقادیر به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده می شوند
crankpin
U
قسمت استوانهای دسته میل لنگ که میلههای رابط بدان متصل میشود
screw picket
U
میلهای که سر ان پیچی شکل باشد میلههای پیچ دار پایه سیم خاردار
the meshes of a sieve mesh
U
در هم افتاده
mellowing
U
جا افتاده
mellowed
U
جا افتاده
mellow
U
جا افتاده
flagging
U
افتاده
mellows
U
جا افتاده
meek
U
افتاده
modest
U
افتاده
whacked
U
از پا افتاده
riper
U
جا افتاده
ripest
U
جا افتاده
old hat
U
از مد افتاده
unassuming
U
افتاده
whacked
<adj.>
U
از پا افتاده
footworn
U
از پا افتاده
archaic
<adj.>
U
از مد افتاده
downfallen
U
افتاده
fallen
U
افتاده
low
U
افتاده
elliptic
U
افتاده
crest fallen
U
افتاده
old fashioned
U
از مد افتاده
ripe
U
جا افتاده
out of date
U
از مد افتاده
duckpin
U
بولینگ با گویهای کوچک بی سوراخ
tenpins
U
بولینگ 01 میلهای با گوی سنگین
semi spinner
U
پرتاب دورانی گوی بولینگ
pitches
U
زاویه سوراخهای گوی بولینگ
pitch
U
زاویه سوراخهای گوی بولینگ
composite average
U
معدل امتیاز بازیگر بولینگ
ball retour track
U
مسیر بازگشت گوی بولینگ
flat apple
U
گوی بولینگ خارج از بازی
ninepin
U
بازی بولینگ با 9 میله چوبی
perfect game
U
یک سری بازی بولینگ با 21استرایک
semi roller
U
پرتاب دورانی گوی بولینگ
flat ball
U
گوی بولینگ خارج از بازی
bowl
U
مسابقه وجشن بازی بولینگ
dutch 00
U
بولینگ هلندی با حساب 002
bowls
U
مسابقه وجشن بازی بولینگ
ten strike
U
ضربت بازی بولینگ ده میلهای
backrent
U
اجارهء پس افتاده
old hat
U
پیش پا افتاده
mity
U
کزم افتاده
arrear
U
بدهی پس افتاده
retarded
U
عقب افتاده
winded
U
از نفس افتاده
cyma recta
U
موجی افتاده
long face
U
لب و لوچه افتاده
tatty
U
پیش پا افتاده
outlying
U
دور افتاده
backward
U
عقب افتاده
unregarded
U
ازقلم افتاده
unassertive
U
افتاده حال
jugate
U
روی هم افتاده
back
U
بدهی پس افتاده
in register
U
روی هم افتاده
deferred
U
عقب افتاده
impassionate
U
بهوس افتاده
hanging gale
U
اجاره پس افتاده
he fell prone
U
دمر افتاده
dowm
U
از کار افتاده
short of breath
U
از نفس افتاده
with fingers interlocked
U
با انگشتان در هم افتاده
short winded
U
از نفس افتاده
decurrent
U
پایین افتاده
copybook
U
پیشپا افتاده
deferred credits
U
درامد پس افتاده
demimonde
U
عقب افتاده
happened
<past-p.>
U
اتفاق افتاده
obsolete
U
ازکار افتاده
occurred
<past-p.>
U
اتفاق افتاده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com