English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
primary treatment U تصفیه نخستین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
at first a U در نخستین دید در وهله نخستین
initialing U نخستین
quadrages ima U نخستین
initials U نخستین
premiere U نخستین
premiered U نخستین
premieres U نخستین
initial U نخستین
premiering U نخستین
initialled U نخستین
premier U نخستین
premiers U نخستین
initialling U نخستین
initialed U نخستین
mixers U نخستین
mixer U نخستین
primal <adj.> U نخستین
primary U نخستین
incipient U نخستین
first U نخستین
first detector U نخستین
our first parents adam and eva U نخستین ما
proto U نخستین
initial stage U طبقه نخستین
menarche U نخستین قاعدگی
primary group U گروه نخستین
primary drive U سائق نخستین
proenomen U نام نخستین
prime coat U روکش نخستین
primary colors U رنگهای نخستین
primary anxiety U اضطراب نخستین
protomartyr U نخستین شهید
in the egg U در مرحله نخستین
primary motivation U انگیزش نخستین
incipience U حالت نخستین
primary treatment U پاکسازی نخستین
incunabula U نخستین دوره
initial expenses U هزینه نخستین
primary reinforcement U تقویت نخستین
primary productivity U فراوردگی نخستین
primary processes U فرایندهای نخستین
primary zones U نواحی نخستین
octateuch U نخستین عهدعتیق
primary personality U شخصیت نخستین
incipincy U حالت نخستین
primary needs U نیازهای نخستین
initial movement U نخستین اقدام
first impression U برداشت نخستین
first hand U نخستین بازی کن
crossover U تمرکز نخستین
the opening chapter U نخستین فصل
by return of post U با نخستین پست
at the first blush U در نخستین وهله
book one U جلد نخستین
at the first onset U در نخستین وهله
primordial U اصل نخستین
primed U نخستین اولیه
prime U نخستین اولیه
as a first step <adv.> U نخستین [اولا]
at first push U در نخستین وهله
primary U مقدماتی نخستین
first rate U نخستین درجه
springer stone U نخستین رگ پاطاق
the first day U نخستین رور
the first of all U نخستین همه
primes U نخستین اولیه
rough coat U نخستین اندود
hexateuch U نخستین توریه
prototypes U نمونه نخستین
prototypes U نخستین بشر
prototype U نمونه نخستین
his opening remarks U نخستین گفتههای وی
first aids U کمکهای نخستین
prototype U نخستین بشر
trivium U دوره نخستین
opener U نخستین مسابقه از یک دورمسابقه
on the first occasion U در نخستین وهله یا فرصت
recoiling U بحال نخستین برگشتن
recoils U بحال نخستین برگشتن
net primary production U تولید خالص نخستین
hexateuchal U شش کتاب نخستین از تورات
acrospire U نخستین جوانهء دانه
firstling U نوبر نخستین نتیجه
recoiled U بحال نخستین برگشتن
foal tooth U نخستین دندان اسب
gross primary product U تولید ناخالص نخستین
draw first blood U کسب نخستین امتیاز
primordial U عنصر نخستین اساسی
initial inverse voltage U ولتاژ معکوس نخستین
break one's duck U کسب نخستین امتیاز
at the earliest p moment U در نخستین وهله امکان
recoil U بحال نخستین برگشتن
incipient stages U مراحل نخستین یا ابتدائی
prodelision U حذف نخستین حرفCanis
primary reinforcer U تقویت کننده نخستین
primary sensory area U ناحیه حسی نخستین
initiated U نخستین قدم رابرداشتن
protoplast U نخستین ادم افریده
initiating U نخستین قدم رابرداشتن
rudimentary knowledge U دانش مقدماتی یا نخستین
initiates U نخستین قدم رابرداشتن
first fruits U نخستین دستاوردهای هر چیز
primary projection area U ناحیه فرافکنی نخستین
primary process thinking U اندیشیدن در فرایند نخستین
initiate U نخستین قدم رابرداشتن
fifteen U نخستین امتیاز گیم
the first person U نخستین شخص متکلم
maiden speeches U نخستین نطق شخص
primary amentia U نقص عقل نخستین
primary consumers U مصرف کنندگان نخستین
primary mental abilities U تواناییهای عقلی نخستین
maiden speech U نخستین نطق شخص
clearance U تصفیه
settlement U تصفیه
settlements U تصفیه
administrations U تصفیه
administration U تصفیه
adjustments U تصفیه
liquidation U تصفیه
conciliation U تصفیه
expurgation U تصفیه
clarification U تصفیه
water purification U تصفیه اب
adjustment U تصفیه
depuration U تصفیه
infiltration U تصفیه
rectification U تصفیه
water softeners U اب تصفیه کن
water softener U اب تصفیه کن
purgation U تصفیه
fining U تصفیه
percolation U تصفیه
arrangements U تصفیه
arrangement U تصفیه
primary mental deficiency U عقب ماندگی ذهنی نخستین
fleshment U خوشحالی حاصله از نخستین موفقیت
original sin U نخستین گناه ادم ابوالبشر
primate U راسته پستانداران نخستین پایه
relapses U مرتد بحال نخستین برگشتن
plough monday U نخستین دوشنبه پس از خاج شویان
prototypes U اصل ماده نخستین افریده
relapsing U مرتد بحال نخستین برگشتن
hetaerism U ازدواج اشتراکی درقبایل نخستین
heptateuch U هفت کتاب نخستین توریه
relapsed U مرتد بحال نخستین برگشتن
retranslate U دوباره بزبان نخستین دراوردن
relapse U مرتد بحال نخستین برگشتن
prototype U اصل ماده نخستین افریده
sublimated U تصفیه کردن
calcine U تصفیه کردن
calcining klin U بوته تصفیه
administratrix U مدیره تصفیه
calcining method U روش تصفیه
average adjustment U تصفیه خسارت
sublimates U تصفیه کردن
sublimating U تصفیه کردن
break up price U بهای تصفیه
depurate U تصفیه کردن
to pay off U تصفیه کردن
to a upon U تصفیه کردن
smeet U تصفیه کردن
sewage purification U تصفیه فاضلاب
secondary treatment U تصفیه دومین
refinef copper U مس تصفیه شده
rarify U تصفیه کردن
rarefy U تصفیه کردن
purification U شستشو تصفیه
puriform U تصفیه کردن
purificator U تصفیه کننده
official liquidator U مدیر تصفیه
to pay out U تصفیه کردن
to set at rest U تصفیه کردن
depurative U تصفیه کننده
depuratory U تصفیه کننده
depurator U تصفیه کننده
expurgator U تصفیه کننده
expurgatory U تصفیه کننده
filtration U تصفیه پالایش
have it out with someone <idiom> U تصفیه حساب
zone purification U تصفیه منطقهای
water sterilizing bag U کیف تصفیه اب
gas cleaning U تصفیه گاز
gold parting U تصفیه طلا
gold refining U تصفیه طلا
overrefinement U تصفیه بسیار
order of discharge U حکم تصفیه
sublimate U تصفیه کردن
accorded U تصفیه کردن
settlements U تصفیه پرداخت
receiver U مدیر تصفیه
receivers U مدیر تصفیه
compounds U تصفیه کردن
unsettled U تصفیه نشده
compounded U تصفیه کردن
compound U تصفیه کردن
refines U تصفیه شدن
rectifies U تصفیه کردن
rectify U تصفیه کردن
outstanding U تصفیه نشده
outstandingly U تصفیه نشده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com