Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
occupies
U
تصرف کردن سرگرم کردن
occupy
U
تصرف کردن سرگرم کردن
occupying
U
تصرف کردن سرگرم کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
amuse
U
سرگرم کردن
amuses
U
سرگرم کردن
please
U
سرگرم کردن لطفا
sported
U
تفریحی سرگرم کردن
inveigles
U
فریفتن سرگرم کردن
inveigling
U
فریفتن سرگرم کردن
sport
U
تفریحی سرگرم کردن
inveigle
U
فریفتن سرگرم کردن
pleases
U
سرگرم کردن لطفا
sports
U
تفریحی سرگرم کردن
inveigled
U
فریفتن سرگرم کردن
entertain
U
سرگرم کردن گرامی داشتن
entertains
U
سرگرم کردن گرامی داشتن
entertained
U
سرگرم کردن گرامی داشتن
seized
U
ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seize
U
ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seizes
U
ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
conquering
U
فتح کردن تصرف کردن
conquer
U
فتح کردن تصرف کردن
to enter
U
ضبط کردن تصرف کردن
conquers
U
فتح کردن تصرف کردن
take possession of
U
تصرف کردن
grab
U
تصرف کردن
grabbed
U
تصرف کردن
grabs
U
تصرف کردن
seize
U
تصرف کردن
holds
U
تصرف کردن
occupation
U
تصرف کردن
occupations
U
تصرف کردن
come into
U
تصرف کردن
grabbing
U
تصرف کردن
deflower
U
تصرف کردن
glom on to
U
تصرف کردن
deflowers
U
تصرف کردن
occupy
U
تصرف کردن
deflowering
U
تصرف کردن
deflowered
U
تصرف کردن
occupying
U
تصرف کردن
to get possession of
U
تصرف کردن
seizes
U
تصرف کردن
to come into
U
تصرف کردن
to come to
U
تصرف کردن
hold
U
تصرف کردن
occupies
U
تصرف کردن
to take possession of
U
تصرف کردن
put in possession
U
تصرف کردن
seized
U
تصرف کردن
holds
U
جا گرفتن تصرف کردن
capturing
U
تصرف کردن ربایش
disseise
U
تصرف عدوانی کردن
deforce
U
تصرف عدوانی کردن
hold
U
جا گرفتن تصرف کردن
deforce
U
تصرف غاصبانه کردن
dispossessed
U
از تصرف محروم کردن
dispossesses
U
از تصرف محروم کردن
dispossessing
U
از تصرف محروم کردن
regain
U
دوباره تصرف کردن
regained
U
دوباره تصرف کردن
capture
U
تصرف کردن ربایش
regains
U
دوباره تصرف کردن
regaining
U
دوباره تصرف کردن
captures
U
تصرف کردن ربایش
dispossess
U
از تصرف محروم کردن
possessing
U
تصرف کردن دارا بودن
possess
U
تصرف کردن دارا بودن
possesses
U
تصرف کردن دارا بودن
secure
U
تصرف کردن گرفتن هدف
secures
U
تصرف کردن گرفتن هدف
preoccupying
U
از پیش اشغال یا تصرف کردن
preoccupies
U
از پیش اشغال یا تصرف کردن
preoccupy
U
از پیش اشغال یا تصرف کردن
evictions
U
چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
eviction
U
چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
escheat
U
حق تصرف دارایی متوفی ازطرف دولت یا پادشاه درموردی که متوفی بی وارث یابی وصیت مرده باشد مصادره کردن
use and occupation
U
عنوان دعوی که مالک علیه مستاجری که پس از انقضاء مدت اجاره ازملک استیفاء منفعت کردن به منظور مطالبه اجرت المثل این انتفاع و تصرف اقامه میکند
occupied
<adj.>
U
سرگرم
amused
<adj.>
U
سرگرم
engaging
U
سرگرم کننده
accompany
U
سرگرم بودن
accompanied
U
سرگرم بودن
amusingly
U
سرگرم کننده
amusing
U
سرگرم کننده
divertive
U
سرگرم کننده
accompanies
U
سرگرم بودن
entertaining
U
سرگرم کننده
intent on doing anything
U
سرگرم کرد
amused
U
سرگرم شده و مشغول
engagingly
U
چنانکه سرگرم یامشغول کند
sportive
U
سرگرم تفریح وورزش ورزشی
entertainingly
U
بطوریکه سرگرم کند بطورتفریح دهنده
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
countervial
U
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster
U
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoot
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orients
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination
U
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orienting
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orient
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper
[metal or glass]
U
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
occupancy
U
تصرف
arrangements
U
تصرف
keeping
U
تصرف
arrangement
U
تصرف
seizures
U
تصرف
seizure
U
تصرف
lien
U
حق تصرف
possession
U
ید تصرف
acquest
U
تصرف
tenure
U
تصرف
possession
U
تصرف
originality
U
تصرف
occupation
U
حق تصرف
occupation
U
تصرف
possessorship
U
تصرف
occupations
U
حق تصرف
occupations
U
تصرف
right of possession
U
حق تصرف
buck up
U
پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
to appeal
[to]
U
درخواستن
[رجوع کردن به]
[التماس کردن]
[استیناف کردن در دادگاه]
tae
U
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
assigns
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
serves
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assigned
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
serve
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrate
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrating
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
calk
U
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
assign
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to inform on
[against]
somebody
U
کسی را لو دادن
[فاش کردن]
[چغلی کردن]
[خبرچینی کردن]
seizin
U
تصرف املاک
inhabitancy
U
تصرف حق سکنی
possessing
U
در تصرف داشتن
prepossession
U
تصرف قبلی
possesses
U
در تصرف داشتن
possess
U
در تصرف داشتن
occupations
U
اشغال تصرف
possessory right
U
حق تصرف یا مالکیت
seisin
U
تصرف مطلق
priority
U
سبق تصرف
seizor
U
تصرف کننده
forcible entry and detainer
U
تصرف عدوانی
seisin
U
تصرف املاک
seizin
U
تصرف مطلق
tenability
U
قابلیت تصرف
forceble entry and detainer
U
تصرف عدوانی
tenendum
U
مدت تصرف
vesture
U
تصرف اراضی
re entry
U
اعاده تصرف
re-entry
U
اعاده تصرف
right of lien
U
حق تصرف وثیقه
modification
U
تصرف در معنی
restitution
U
اعاده تصرف
lien
U
حق تصرف وثیقه
larceny
U
تصرف غیرقانونی
seizing
U
تصرف توقیف
figuration
U
ترکیب تصرف
occupation
U
اشغال تصرف
priorities
U
سبق تصرف
soft-pedal
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
abate
U
غصب یا تصرف عدوانی
to hold in fee
U
تصرف مطلق داشتن در
tenements
U
هر چیز قابل تصرف
redisseinsin
U
اعاده تصرف عدوانی
tenement
U
هر چیز قابل تصرف
usucaption
U
تصرف بلا معارض
abated
U
غصب یا تصرف عدوانی
abates
U
غصب یا تصرف عدوانی
abating
U
غصب یا تصرف عدوانی
possession by title of ownership
U
تصرف به عنوان مالکیت
interpolating
U
دخل و تصرف در سند
interpolates
U
دخل و تصرف در سند
interpolated
U
دخل و تصرف در سند
interpolate
U
دخل و تصرف در سند
disposable income
U
درامد قابل تصرف
mere right
U
حق مالکیت بدون تصرف
orinality
U
قوه انشا تصرف
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com