English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
sleeve coupling U تزویج مفصلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
axle stub U اکسل کوتاه بدون حرکتی که چرخها و پینهای مفصلی وسیله نقلیه برای راندن ماشین بر روی ان سوار شده و مناسب حرکت زاویهای محدودی است حول پینهای مفصلی
uniarticulate U یک بندی یک مفصلی تک مفصلی
trimerous U سه مفصلی
keage U مفصلی
hinged U مفصلی
articulated U مفصلی
articulated jack U جک مفصلی
articular U مفصلی
arthrosis U استحاله مفصلی
articular sensations U احساسهای مفصلی
propeller shaft U محور مفصلی
articulated rotor U روتور مفصلی
articulated shaft U محور مفصلی
synovia U رطوبت مفصلی
pivot point U نقطه مفصلی
knuckle joint U لولای مفصلی
spigot and socket joint اتصال مفصلی
socket pipe لوله مفصلی
bursitis U اماس کیسههای مفصلی
hinged support U تکیه گاه مفصلی
It was a sumptuous lunch . U نهار مفصلی بود
articulation wales U چوب بست مفصلی
clevis U اتصال پنجه مفصلی
articulated vehicle U وسیله نقلیه مفصلی
interconnection U تزویج
coupling U تزویج
progation U تزویج
clutching U تزویج
clutches U تزویج
clutched U تزویج
clutch U تزویج
They gave him a sound thrashing . U اورا کتک مفصلی زدند
electromagnetic coupling U تزویج الکترومغناطیسی
electron coupling U تزویج الکترونی
impedance coupling U تزویج پیچک
inductance coupling U تزویج اندوکتانس
inductive flux linkage U تزویج القائی
input coupling U تزویج اولیه
electric coupling U تزویج الکتریکی
couple U تزویج شدن
couple switch U کلید تزویج
couples U تزویج شدن
coupling impedance U امپدانس تزویج
coupled U تزویج شدن
coupling of circuits U تزویج مدارات
feedback U تزویج معکوس
critical coupling U تزویج بحرانی
clutch coupling U تزویج کلاج
hinge joint U مفصلی که دریک سطح حرکت کند
acoustic coupler U تزویج کننده صوتی
charge coupled device U اسباب تزویج علامت
couple back U معکوس تزویج شدن
coupling coil U سیم پیچ تزویج
clutching U تزویج یا پیوستن دو عضومتحرک کلاج
interlocking U اتصال دادن تزویج شدن
clutched U تزویج یا پیوستن دو عضومتحرک کلاج
clutches U تزویج یا پیوستن دو عضومتحرک کلاج
interlocked U اتصال دادن تزویج شدن
clutch U تزویج یا پیوستن دو عضومتحرک کلاج
interlock U اتصال دادن تزویج شدن
coupling instability U نااستواری پیوست تزلزل تزویج
railroad coupling U پیوست یا تزویج راه اهن
interlocks U اتصال دادن تزویج شدن
ccd U اسباب تزویج علامت حافظه با اطلاعات چرخان دستگاه با بار جفت شده
cybernation U کاربرد کامپیوترهای تزویج شده با ماشین الات خودکاربه منظور کنترل و انجام عملیات پیچیده
coupling transformer U ترانسفورماتور تزویج ترانسفورماتور پیوست
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com