English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
interstitial compound U ترکیب درون شبکهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
interstitial U درون شبکهای
interstitial atom U اتم درون شبکهای
interstitial hydride U هیدرید درون شبکهای
intercoastal U رفت و امد داخل مملکتی درون ساحلی درون مرزی
harmonic motion U اهنگ مرکبی که از ترکیب چند موج صوتی ساده تر ترکیب شده باشد
isomerous U جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
isomer U جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
composition U ترکیب یکان ترکیب رزمی
compositions U ترکیب یکان ترکیب رزمی
lacy U شبکهای
retiary U شبکهای
grillage foundation U پی شبکهای
reticular U شبکهای
lattice bridge U پل شبکهای
grids U سیخ شبکهای
grid U سیخ شبکهای
formatio reticularis U ساخت شبکهای
grid chart U نمودار شبکهای
network structure U ساختار شبکهای
cellular structure U ساختار شبکهای
reticular membrane U غشاء شبکهای
plexiform U شبکهای شبیه رگ
grills U سیخ شبکهای
grilling U سیخ شبکهای
grill U سیخ شبکهای
reticular formation U ساخت شبکهای
raster display U صفحه نمایش شبکهای
raster image processor U پردازشگر تصویر شبکهای
parallel trussed girder U تیر شبکهای موازی
centralized network configuration U ساختار شبکهای متمرکز
in line processing U پردازش درون برنامهای پردازش درون خطی
reticular activating system U دستگاه فعال ساز شبکهای
character map U شبکهای از بلوک ها روی صفحه نمایش
ascending reticular activating system U دستگاه فعال ساز صعودی ساخت شبکهای
reticulum U شیردان جانور نشخوار کننده ساختمان شبکهای
despotic network U شبکهای که بایک ساعت یکنواخت و کنترل میشود
grillage U شبکهای از تیرهای سنگین که بجای پی ساختمان قرارمیدهند
accross the slope system U شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
star network topology U شبکهای از چندین ماشین که هر گره آن به hub مرکزی وصل است
lan U شبکهای که ترمینالها و قط عات مختلف آن در فاصله کمی از هم قرار دارند.
local area network U شبکهای که ترمینال ها و قط عات مختلف آن فاصله کوتاهی از یکدیگر دارند.
aras U system reticularactivating ascendingدستگاه فعال ساز صعودی ساخت شبکهای
decentralized computer network U شبکهای که کنترل بین چندین کامپیوتر تقسیم شده است
OCE U مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک شی و فایل میدهد
synchronous U شبکهای که تمام اتصالات آن با یک سیگنال زمان بندی همان شده است
grillage U شبکهای از تیرهای سنگین که در جاهای سست بجای پی ساختمان قرار میدهند
campus network U شبکهای که شبکههای محلی کوچکتر را به هم وصل میکند در هر سازمان یا سایت دانشگاهی
distributing U شبکهای که در آن هر گره به عنوان سرور ذخیره سازی فایل ها یا چاپگر به کار می رود
open U مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
opened U مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
hierarchical communications system U روش اختصاص توابع کنترلی و پردازش در شبکهای از کامپیوتر که برای کارها مناسبند
capacitor intel filter U شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
opens U مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
homogeneous computer network U شبکهای که از ماشینهای مشابه ساخته شده است که با هم سازگارند یا از یک تولید کننده هستند
distributes U شبکهای که در آن هر گره به عنوان سرور ذخیره سازی فایل ها یا چاپگر به کار می رود
distribute U شبکهای که در آن هر گره به عنوان سرور ذخیره سازی فایل ها یا چاپگر به کار می رود
platforms U نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
platform U نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
gert U technique review &evaluation graphicalروشی برای فرموله کردن وارزیابی سیستمها با استفاده از یک مشی شبکهای
isochronous network U شبکهای که در آن تمام قط عات شبکه از یک ساعت عمومی استفاده می کنند تا زمان بندی یکسان باشد
wide area network U شبکهای که ترمینالهای مختلف آن دور هستند و از طریق رادیو , ماهواره و کابل بهم وصل اند
hierarchical communications system U شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
multidrop circuit U شبکهای که ارتباط بین چندین ترمینال و کامپیوتر مرکزی را فراهم میکند ولی نه مستقیما بین ترمینالها
enterprise network U شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
asynchronous U کامپیوتری که به شبکهای وصل است تا شماره گیری مودم ها را کنترل کند و به کاربران در فاصله دور اجازه استفاده از اتصال مودم و دستیابی به شبکه بدهد
interiors U درون
endogenous U درون زا
core U درون
inside U درون
insides U درون
cores U درون
internally U از درون
inly U از درون
inhaul line U درون کش
endocarp U درون بر
abintra U از درون
inward U درون
interiorly U از درون
reentrant U درون رو
interior U درون
inbound U به درون
ben U درون
in the recesses of the heart U در درون دل
collision detection U پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
endogenous variable U متغیر درون زا
ingrowing U درون رویان
transcrystalline U درون بلورهای
endogenous U درون زاد
self reflection U درون اندیشی
input U درون داد
endogeny U درون زایی
insight U درون بینی
insights U درون بینی
feed U درون گذاشت
talent U درون داشت
feeds U درون گذاشت
endoplasm U درون مایه
endophagous U درون خوار
underground water U اب درون زمین
retropulsion U درون ریزی
intravenous U درون وریدی
endomorph U درون دگرگون
endolymph U درون- لنف
inputted U درون داد
input U درون گذاشت
endocrine U درون ریز
endogamous U درون همسری
intradermal U درون پوستی
talents U درون داشت
intracellular U درون یاختهای
talented U درون داشت
inbreeding U درون همسری
introvert U درون گرا
located inside U در درون قرارگرفته
endoderm U درون پوست
intracranial U درون جمجمهای
endogamy U درون همسری
endobiotic U درون بافتی
pronation U درون گرداندن
interpolation U درون یابی
interpolation U درون گیری
endogen U درون زایی
subjectivism U درون گرایی
interpolations U درون یابی
interpolations U درون گیری
intradermic U درون پوستی
endocrinology U درون ریزشناسی
assimilation U درون سازی
introspective U درون نگر
emigration U درون کوچکی
intrauterine U درون رحمی
intramolecular U درون مولکولی
intramolecular U درون ذرهای
intrapersonal U درون فردی
inland U درون کشور
interiors U درونی درون
influent U درون ریز
ingression U درون روی
autochthonous U درون خیز
entrances U درون رفت
inlier U درون هشته
entranced U درون رفت
interior U درونی درون
introspective U درون نگرانه
on line U درون خطی
immigration U درون کوچی
introjection U درون فکنی
introflexion U سوی درون
intramuscular U درون ماهیچهای
idiotropic U درون نگر
intramuscular U درون عضلانی
intrapsychic U درون روانی
intercontinental U درون بری
ataraxia U ارامش درون
subversion U درون واژگونی
introversion U درون گرایی
throughout U از درون وبیرون
inwards or inward U سوی درون
intrastate U درون ایالتی
intrastate U درون کشوری
inner directed U درون وابسته
entrance U درون رفت
insalivate U درون یورش
inborn U درون زاد
endosmose U درون راند
endothelium U درون پوش
innate U درون زاد
endozoic U درون جانوری
inbuilt U درون بافته
entoderm U درون پوست
entoptic U درون چشمی
introspection U درون نگری
introverts U درون گرا
inrush U درون یورش
inputted U درون گذاشت
entotic U درون گوشی
endoscope U درون بین
online U درون خطی
intravenously U درون وریدی
inpouring U بسوی درون
endopsychic U درون روانی
intraindividual U درون فردی
entrancing U درون رفت
intrafusal U درون دوکی
endocardium U درون شامه دل
introspection U درون گرایی
intrapsychic conflict U تعارض درون روانی
class inclusion U درون گنجی طبقهای
intramolecular force U نیروی درون مولکولی
interpolated U درون یابی کردن
at home and abroad U در درون و بیرون کشور
introverts U بسوی درون کشیدن
interpolating U درون یابی کردن
intratelluric U واقع در درون زمین
emptied U بدون چیزی در درون
interpolates U درون یابی کردن
introvert U بسوی درون کشیدن
online storage U انباره درون خطی
intraclass coefficient U ضریب درون طبقهای
interpolate U درون یابی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com