Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
charge transfer compounds
U
ترکیبات انتقال بار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hydrocarbons
U
ترکیبات هیدروکربن
hydrocarbon
U
ترکیبات هیدروکربن
trace compounds
U
ترکیبات کم مقدار
homologous series
U
ترکیبات همرده
saliniferous
U
ترکیبات نمک زا
coordination compounds
U
ترکیبات کوئوردیناسیون
sandwich compounds
U
ترکیبات ساندویچی
spiro compounds
U
ترکیبات اسپیرو
compounds of iron
U
ترکیبات اهن
ferrous
U
دارای ترکیبات اهن
clathrate compounds
U
ترکیبات اندرون گیر
intermetallic compounds
U
ترکیبات بین فلزی
interhalogen compounds
U
ترکیبات بین هالوژنی
homocyclic compounds
U
ترکیبات جور حلقه
ferric
U
دارای ترکیبات اهن
heterocyclic compounds
U
ترکیبات ناجور حلقه
fusion principle
U
اصل ترکیبات جوش خورده
stannous
U
دارای ترکیبات قلع دو فرفیتی
dispensatory
U
کتاب ترکیبات دارویی داروخانه
platinize
U
با پلاتین و ترکیبات ان مخلوط کردن یا اندودن
heteromerous
U
دارای ترکیبات غیر مربوط ونامتجانس
carbohydrates
U
ترکیبات خنثی کربن واکسیژن وهیدرژن
carbohydrate
U
ترکیبات خنثی کربن واکسیژن وهیدرژن
indeterminate change of station
U
انتقال اجباری و موقتی انتقال پیش بینی شده
continuous tone image
U
تصویر تشکیل شده از ترکیبات نواحی مجزا
turborocket
U
ترکیبات گوناگونی از توربین گاز و راکت در یک موتور
electronic funds transfer
U
انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
transferring
U
انتقال دادن نقل کردن انتقال
transfers
U
انتقال دادن نقل کردن انتقال
transfer
U
انتقال دادن نقل کردن انتقال
micronutrient
U
ترکیبات اصلی ومغذی که بمقدار خیلی کمی برای زندگی لازمست
baseband transmission
U
روشی که برای بکارگیری انتقال سیگنالهای فرکانس پایین از میان کابل کواکسیال جهت انتقال داده در شبکه بامحلی با فاصله کوتاه
color code
U
روشی برای مشخص کردن یک جسم یا خواص ان با استفاده از ترکیبات مختلف رنگها
purpurin
U
رنگ ارغوان یا قرمز
[که از تلفیق روناس با ترکیبات فلزی دیگر بدست می آید.]
upload
U
انتقال یک کپی از یک برنامه انتقال داده از یک سیستم استفاده کننده به یک سیستم کامپیوتری راه دور
transfer processing
U
امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر
xmodem
U
یک پروتکل انتقال فایل غیرهمزمان برای کامپیوترهای شخصی که انتقال سالم فایل ها را از طریق سیستم تلفن اسان تر می سازد
signalled
U
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signal
U
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signaled
U
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
transfer rate
U
نسبت انتقال سرعت انتقال
transfer ladle
U
کفچه انتقال چمچمه انتقال
semantics
U
1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
negative acknowledgement
U
کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
trans shipment
U
انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
IrDA
U
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
negotiation
U
انتقال
assignments
U
انتقال
assignment
U
انتقال
abaloenation
U
انتقال
negotiations
U
انتقال
transfer line
U
خط انتقال
transfer check
U
انتقال
conveyances
U
انتقال
conveyance
U
انتقال
transformation
U
انتقال
intuition
U
انتقال
intuitions
U
انتقال
downloading
U
انتقال
mittimus
U
انتقال
metabasis
U
انتقال
marque
U
انتقال
line shaft
U
انتقال
migration
U
انتقال
displacement
U
انتقال
conduction
U
انتقال
conductance
U
انتقال
convey
U
انتقال
conveyed
U
انتقال
conveying
U
انتقال
conveys
U
انتقال
translation
U
انتقال
translations
U
انتقال
transportation
U
انتقال
shift
U
انتقال
transferring
U
انتقال
bail arm
U
انتقال
shifts
U
انتقال
transter
U
انتقال
turn over
U
انتقال
shifted
U
انتقال
move
U
انتقال
shift
U
انتقال
transmission
U
انتقال
transmissions
U
انتقال
transfer
U
انتقال
transfers
U
انتقال
transference
U
انتقال
transmission line
U
خط انتقال
devolution
U
انتقال
transitions
U
انتقال
transition
U
انتقال
energy transfer
U
انتقال انرژی
electron transition
U
انتقال الکترون
geared
U
انتقال دادن
negotiators
U
انتقال دهنده
gears
U
انتقال دادن
alienated
U
انتقال شده
counter transference
U
انتقال متقابل
negotiator
U
انتقال دهنده
gear
U
انتقال دادن
transferred
U
انتقال یافته
gold flow
U
انتقال طلا
alienation
U
انتقال مالکیت
grantor
U
انتقال دهنده
transfer
U
انتقال دادن
convection
U
انتقال گرما
convection
U
انتقال برق
file transfer
U
انتقال فایل
evocate
U
انتقال دادن
bail
U
واگذاری انتقال
conveying capacity
U
قدرت انتقال
power transfer
U
انتقال انرژی
energy transmission
U
انتقال انرژی
grantee
U
انتقال گیرنده
doppler shift
U
انتقال دوپلری
digital transmission
U
انتقال رقمی
block move
U
انتقال بلوک
block transfer
U
انتقال کندهای
conveyable
U
قابل انتقال
block transfer
U
انتقال بلوک
convect
U
انتقال یافتن
conductible
U
قابل انتقال
capital flow
U
انتقال سرمایه
conditional transfer
U
انتقال شرطی
carry over
U
انتقال دادن
cessionary
U
انتقال گیرنده
change over
U
انتقال بانکی
asynchronous transmission
U
انتقال غیرهمزمان
assignment of contract
U
انتقال قرارداد
digital transmission
U
انتقال دیجیتالی
descendible
U
قابل انتقال
demountable
U
قابل انتقال
demographic transition
U
انتقال جمعیتی
demand shift
U
انتقال تقاضا
alienable
U
قابل انتقال
deed of transfer
U
سند انتقال
deed of transfer
U
انتقال نامه
data transfer
U
انتقال داده ها
data communication
U
انتقال اطلاعات
crawl carry
U
انتقال خزشی
transferring
U
انتقال دادن
alienator
U
انتقال دهنده
alienor
U
انتقال دهنده
transfers
U
انتقال دادن
heat transfer
U
انتقال حرارت
transfer rate
U
نرخ انتقال
transmissibility
U
قابلیت انتقال
transmission facility
U
وسیله انتقال
transmission line
U
سیم انتقال
transmission of sound
U
انتقال یاعبورصدا
transmission shaft
U
محور انتقال
transmission system
U
شبکه انتقال
transmission tower
U
برج انتقال
transmissive
U
قابل انتقال
transmissive
U
انتقال یافته
transmittal
U
انتقال سرایت
transmittance
U
انتقال سرایت
transmittancy
U
انتقال سرایت
transport number
U
عدد انتقال
voluntary assignment
U
انتقال ارادی
transmetalation
U
انتقال فلز
swiftness
U
سرعت انتقال
transfer switch
U
کلید انتقال
transfer table
U
میز انتقال
transfer time
U
زمان انتقال
transfer time
U
مدت انتقال
transferee
U
انتقال گیرنده
transferor
U
انتقال دهنده
transferrer
U
انتقال دهنده
transition moment
U
گشتاور انتقال
transition period
U
دوره انتقال
transition probability
U
احتمال انتقال
transition time
U
زمان انتقال
transitivity
U
انتقال پذیری
wireless transmission
U
انتقال بی سیم
alacrity
[speed]
U
سرعت انتقال
celerity
U
سرعت انتقال
easiness
[quickness]
U
سرعت انتقال
fleetness
U
سرعت انتقال
nippiness
U
سرعت انتقال
promptitude
U
سرعت انتقال
promptness
U
سرعت انتقال
rapidity
U
سرعت انتقال
rapidness
U
سرعت انتقال
speediness
U
سرعت انتقال
transfer number plate
[British E]
U
پلاک انتقال
transfer license plate
[American E]
U
پلاک انتقال
speed of action
U
سرعت انتقال
transfer orbit
U
مدار انتقال
heat transfer
U
انتقال گرما
negative transfer
U
انتقال منفی
negotiability
U
انتقال پذیری
transferability
U
انتقال پذیری
negotiable instruments
U
اسنادقابل انتقال
not negotiable
U
غیرقابل انتقال
open cheque
U
چک انتقال پذیر
open cheque
U
چک قابل انتقال
overhead transmission line
U
خط انتقال هوایی
parallel transmission
U
انتقال موازی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com