English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
relative location U ترتیب نسبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
labor theory of value U براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
random processing U پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده
schedule U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
scheduled U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedules U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
collocation U ترتیب نوبت و ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران
chain U 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chains U 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
relative plot U موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
firing order U ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
batting order U ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
comparative U نسبی
respective U نسبی
self relative U نسبی
consanguineous U نسبی
relative U نسبی
comparatives U نسبی
proportional U نسبی
proportional limit U حد نسبی
relative humidity U نم نسبی
relative code U کد نسبی
relative velocity U سرعت نسبی
relative bearing U جهت نسبی
relative bearing U گرای نسبی
sib U منسوب نسبی
relativity U فرضیه نسبی
relative value U مقدار نسبی
relative viscosity U گرانروی نسبی
relative wind U باد نسبی
relative address آدرس نسبی
relative compaction U تراکم نسبی
sanguinity U قرابت نسبی
relative density U چگالی نسبی
relative density U دانسیته نسبی
self relative address U نشانی نسبی
relativism U نسبی نگری
relativeness U نسبی بودن
relative term U لفظ نسبی
relative minimum U حداقل نسبی
relative minimum U می نیمم نسبی
relative maximum U حداکثر نسبی
relative majority U اکثریت نسبی
relative jurisdiction U صلاحیت نسبی
relative frequency U بسامد نسبی
relative income U درامد نسبی
relative importance U اهمیت نسبی
relative motion U حرکت نسبی
relative movement U حرکت نسبی
relative dispersion U پراکندگی نسبی
relative solvation U حلالپوشی نسبی
relative solubility U انحلالپذیری نسبی
relative prices U قیمتهای نسبی
relative error U خطای نسبی
relative precision U دقت نسبی
relative permitivity U گذردهی نسبی
relative permeability U نفوذپذیری نسبی
relative nullity U بطلان نسبی
relative humidity U رطوبت نسبی
blood relationship U خویشاوندی نسبی
comparative cover U پوشش نسبی
consanguinity U قرابت نسبی
relative harmonic content U مانده نسبی
distortion factor U مانده نسبی
relative U خودی نسبی
emissivity U تابش نسبی
proportional representation U انتخابات نسبی
fractional error U خطای نسبی
ipsative scale U مقیاس نسبی
comparative costs U هزینههای نسبی
comparative advantage U مزیت نسبی
blood relationship U قرابت نسبی
specific gravity U چگالی نسبی
specific gravities U چگالی نسبی
relationship by blood U خویشاوندی نسبی
relationship by blood U قرابت نسبی
relative maximum U ماکزیمم نسبی
genealogical U نسبی شجرهای
comparative advantage U برتری نسبی
ipsative score U نمره نسبی
whole blood U قرابت نسبی
proportional tax U مالیات نسبی
proportional liability partnership U شرکت نسبی
persons related to another by parentage U اقارب نسبی
persons related to another by descent U اقارب نسبی
stranger in blood U غیر نسبی
relationship by bood U قرابت نسبی
relative address U نشانی نسبی
relative addressing U نشان دهی نسبی
relative coding U برنامه نویسی نسبی
relative coding U برنامه نویس نسبی
purchasing power parity U نرخ نسبی مبادله
sound level U شدت نسبی صوت
relative addressing U نشانی دهی نسبی
strain U تغییر شکل نسبی
strain U افزایش طول نسبی
strains U تغییر شکل نسبی
relative income hypothesis U فرضیه درامد نسبی
strains U افزایش طول نسبی
relative bearing U سمت نسبی ناو
relative coordinate system U دستگاه مختصات نسبی
a matter of relative importance U موضوعی با اهمیت نسبی
relative dielectric constant U ثابت دی الکتریک نسبی
relative supersaturation U ابر سیری نسبی
relativize U بصورت نسبی در اوردن
employment rate U میزان نسبی اشتغال
relative value of pieces U ارزش نسبی سوارها
relativity of knowledge U نسبی بودن دانش
of relative importance U دارای اهمیت نسبی
cultural relativism U نسبی نگری فرهنگی
relative refractory period U دوره بی پاسخی نسبی
true air speed U سرعت نسبی هواپیما
relative deformation U تغییر شکل نسبی
bel U واحد شدت نسبی توان
comparative ve U اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
recession U کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
increase of strain U افزایش تغییر طول نسبی
lateral strain U تغییر شکل نسبی جانبی
elastic strain U تغییر شکل نسبی ارتجاعی
recessions U کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
linear strain U تغییر شکل نسبی خطی
california bearing ratio U توان باربری نسبی کالیفرنیا
differential susceptibility and permeabi U مغناطیس پذیری و نفوذپذیری نسبی
bulk strain U تغییر شکل نسبی حجمی
coefficient of relative efficiency organ U ضریب نسبی کارایی سازمان
strain at failure U افزایش طول نسبی درگسیختگی
simple strain U تغییر طول نسبی ساده
relativity U فلسفه نسبیه نسبی بودن
cold straining U تغییر بعد نسبی در حالت سرد
elasticity of factor substitution U وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
strain energy U انژی حاصل از تغییر شکل نسبی
difference chart U جدول تعیین سمت و برد نسبی
stress strain diagram U نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
stress strain curve U منحنی تنش به افزایش طول نسبی
superaerodynamics U ایرودینامیک مربوط به سرعتهای نسبی زیاد ودانسیته کم
adjustable proportional module U نیمه مدول نسبی با سقف تنظیم شونده
strain hardening U سخت شدن فلز دراثر تغییرشکل نسبی
limiting speed U بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
grades U الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
rotor incidence U زاویه بین سطوح عمود برمحور دوران و باد نسبی
grade U الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
critical angle of attack U زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
tristimulus values U مقادیر نسبی یه رنگ اصلی که برای ایجاد رنگهای دیگر باهم ترکیب می شوند
rammed U افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
relative income hypothesis U براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
rams U افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
ram U افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
pitch control U کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
sailwing U هواپیمایی که بالهای ان تنهادرصورت وجود باد نسبی شکل و برش نمای یک ایرفویل را به خود میگیرند
vertical take off and landing U هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
in series U به ترتیب
immethodical U بی ترتیب
randomly U بی ترتیب
random U بی ترتیب
collocation U ترتیب
anomaly U بی ترتیب
to order <idiom> U به ترتیب
disorderly U بی ترتیب
configuration U ترتیب
respectively U به ترتیب
catenation U ترتیب
anomalies U بی ترتیب
ordering U ترتیب
managements U ترتیب
management U ترتیب
ataxic U بی ترتیب
arrangment U ترتیب
arrangement U ترتیب
organizations U ترتیب
organization U ترتیب
organisations U ترتیب
assortment U ترتیب
assortments U ترتیب
orderliness U ترتیب
arrangements U ترتیب
arramgement U ترتیب
to make an arrangement U ترتیب
ordonnance U ترتیب
out of kelter U بی ترتیب
sequence U ترتیب
irregular U بی ترتیب
pial U بی ترتیب
systems U ترتیب
regvlarity U ترتیب
regularities U ترتیب
set up U ترتیب
serialization U ترتیب
regularity U ترتیب
orderless U بی ترتیب
sequences U ترتیب
lay out U ترتیب
arr U ترتیب
kelter or kilter U ترتیب
kelter U ترتیب
system U ترتیب
order U ترتیب
configurations U ترتیب
apart from that <adv.> U به ترتیب دیگر
sequence control U کنترل ترتیب
arrengement U ترتیب دادن
collating sequence U ترتیب تلفیقی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com