English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lexicographic order U ترتیب لغت نویسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
random processing U پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده
schedules U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
scheduled U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedule U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
collocation U ترتیب نوبت و ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران
chains U 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chain U 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
pascal U زبان برنامه نویسی ساخت یافته سطح بالا که برای میکروها و آموزش برنامه نویسی به کار می رود
procedure U زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان برنامه نویسی تابعی را فراهم میکند
stenography U مختصر نویسی کوتاه نویسی
modula U زمان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از پاسکال که از روشهای برنامه نویسی تابعی و انتزاع داده استفاده میکند
structured programming U برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
firing order U ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
forth U نوعی برنامه نویسی جهت استفاده در برنامه نویسی وفیفهای
c U رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
batting order U ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
modular programming U برنامه نویسی پیمانهای برنامه نویسی واحدی
apl U یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
automatic programming U روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
automatic coding U برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
lay out U ترتیب
kelter or kilter U ترتیب
kelter U ترتیب
in series U به ترتیب
system U ترتیب
systems U ترتیب
irregular U بی ترتیب
assortments U ترتیب
order U ترتیب
arrangment U ترتیب
sequence U ترتیب
orderless U بی ترتیب
ordonnance U ترتیب
out of kelter U بی ترتیب
pial U بی ترتیب
randomly U بی ترتیب
immethodical U بی ترتیب
orderliness U ترتیب
assortment U ترتیب
anomalies U بی ترتیب
collocation U ترتیب
anomaly U بی ترتیب
ordering U ترتیب
arramgement U ترتیب
disorderly U بی ترتیب
ataxic U بی ترتیب
configuration U ترتیب
regularity U ترتیب
catenation U ترتیب
configurations U ترتیب
sequences U ترتیب
regularities U ترتیب
random U بی ترتیب
serialization U ترتیب
to order <idiom> U به ترتیب
set up U ترتیب
arr U ترتیب
organisations U ترتیب
to make an arrangement U ترتیب
organization U ترتیب
organizations U ترتیب
arrangement U ترتیب
respectively U به ترتیب
arrangements U ترتیب
regvlarity U ترتیب
management U ترتیب
managements U ترتیب
disordered U بی ترتیب اشفته
apart from that <adv.> U به ترتیب دیگر
by the same token <adv.> U به ترتیب دیگر
at the same time [on the other hand] <adv.> U به ترتیب دیگر
alternatively <adv.> U به ترتیب دیگر
make-up U ترتیب گریم
permanencies U ترتیب همیشگی
permanency U ترتیب همیشگی
scheme U ترتیب رویه
precedence U ترتیب تقدم
schemed U ترتیب رویه
schemes U ترتیب رویه
orchestration U ترتیب هم اهنگی
runs U ترتیب محوطه
run U ترتیب محوطه
on the other side <adv.> U به ترتیب دیگر
tactics U نظم و ترتیب
otherwise <adv.> U به ترتیب دیگر
rating U ترتیب تقدم
systems U نظم ترتیب
system U نظم ترتیب
as to that <adv.> U به این ترتیب
concerning this <adv.> U به این ترتیب
for this purpose <adv.> U به این ترتیب
instrumentation U ترتیب اهنگ
hereto <adv.> U به این ترتیب
on the other hand <adv.> U به ترتیب دیگر
line up U به ترتیب ایستادن
line-up U به ترتیب ایستادن
ordains U ترتیب دادن
ordaining U ترتیب دادن
ordained U ترتیب دادن
ordain U ترتیب دادن
disciplining U تادیب ترتیب
disciplines U تادیب ترتیب
discipline U تادیب ترتیب
dresses U ترتیب دادن
dress U ترتیب دادن
ratings U ترتیب تقدم
on this <adv.> U به این ترتیب
line-ups U به ترتیب ایستادن
hereunto <adv.> U به این ترتیب
orchestrations U ترتیب هم اهنگی
random fill U خاکریز بی ترتیب
sequencing U ترتیب دهی
kelter U بی ترتیب مختل
indue order U به ترتیب صحیح
sort key کلید ترتیب
sort order U نظم ترتیب
in chronological order U به ترتیب تاریخ
untune U بی ترتیب کردن
gradational U به ترتیب درجه
first in first out U به ترتیب ورود
firing order U ترتیب احتراق
word order U ترتیب واژه ها
sequencing U ترتیب گذاری
lighting scheme U ترتیب روشنایی
rearrngement U ترتیب مجد د
partial order U ترتیب جزئی
partial order U پاره ترتیب
relative location U ترتیب نسبی
sequence check U مقابله ترتیب
sequence control U کنترل ترتیب
order of battle U ترتیب نیرو
sequence counter U ترتیب شمار
sequence number U شماره ترتیب
sequencer U ترتیب سنج
march order U ترتیب راهپیمایی
fifo U به ترتیب ورود
expandede order U ترتیب مبسوط
collating sequence U ترتیب تلفیقی
castrametation U فن ترتیب اردو
calling sequence U ترتیب فراخوانی
birth order U ترتیب ولادت
ascending order U ترتیب صعودی
arrengement U ترتیب دادن
to map out U ترتیب دادن
alphabetical order U ترتیب رکوردها
compose sequence U ترتیب ساختگی
connecting arrangement U ترتیب پیوسته
desultorily U بطور بی ترتیب
In this order. In this way. U باین ترتیب
descending sort U ترتیب نزولی
descending order U ترتیب نزولی
decreasing order U ترتیب کاهنده
data set U ترتیب داده
curialism U ترتیب دربارپاپ
critical assembly U ترتیب بحرانی
control sequence U ترتیب کنترل
connecting arrangement U ترتیب متصل
sequences U ترتیب دادن
arrangements U ترتیب اصلاح
formation U ترتیب قرارگرفتن
trained U نظم ترتیب
layouts U ترتیب وسایل
layout U ترتیب وسایل
trains U نظم ترتیب
chronological U به ترتیب تاریخ
arrangement U ترتیب اصلاح
arrangement U ترتیب تنظیم
arrangements U ترتیب تنظیم
train U نظم ترتیب
sequence U ترتیب دادن
rearrangement U ترتیب مجدد
sequences U رشته ترتیب
sequence U رشته ترتیب
rearrangements U ترتیب مجدد
rough and tumble U بی نظم و ترتیب
chirography U خط نویسی
pre arrenge U از پیش ترتیب دادن
phase out U به ترتیب خارج کردن
pre arrange U از پیش ترتیب دادن
chronologically U به ترتیب زمان یا تاریخ
phase in U به ترتیب داخل شدن
order of fire U ترتیب احتراق موتور
queueing U که به ترتیب بررسی می شوند
order of fire U ترتیب توالی اتش
prearrange U قبلا ترتیب دادن
sequentially U یکی پس از دیگری به ترتیب
sequence of command U ترتیب توالی فرامین
sequence number U شماره ترتیب توالی
alphabetically U به ترتیب حروف تهجی
alphabetically U به ترتیب حروف الفبا
basic circuit arrangement U ترتیب مدار ساده
record layout U ترتیب کلی رکوردها
rearrngement U ترتیب دوم باره
bell and hopper arrangement U ترتیب قیف و مخروط
bibliotic U مربوط به ترتیب کتب
queues U که به ترتیب بررسی می شوند
issue priority U ترتیب تقدم توزیع
coarse adjustment U نظم و ترتیب دانهای
desultory U بی ترتیب درهم و برهم
pagination U ترتیب صفحات در کتاب
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com