Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lapboard
U
تختهای که بعنوان میز تحریربکار میرود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
baseboard
U
چوب یا تختهای که بعنوان ستون یا پایه بکار میرود
thyratron
U
پریود تخلیه که بعنوان سویچ رله یا ژنراتور بکار میرود
land plaster
U
صخره گچی فریفی که بعنوان کود برای اصلاح خاک بکار میرود
floorboard
U
کف تختهای
floorboards
U
کف تختهای
shingle roof
U
سقف تختهای
tabular
U
تختهای لوحی
polyptych
U
تصویر چند تختهای
bellyboard
U
تختهای بطول 5/19 سانتیمتر
moulding board
U
تختهای که خمیر را روی ان قالب میکنند
head board
U
تختهای که در انتهای فوقانی چیزی گ ذارند
wash board
U
تختهای که برای ازاله اطاقها بکارمیبرند
circuit
U
نصب تختهای که عناصری که بعداگ بهم وصل شده
circuits
U
نصب تختهای که عناصری که بعداگ بهم وصل شده
string board
U
تیر یا تختهای که پلههای سنگین بدان تکیه دارند
bread-boards
U
تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
bread-board
U
تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
card
U
تختهای که شامل درایو دیسک سخت است و نیز واسطهای مورد نیاز الکترونیکی که قابل ورود به سیستم هستند
cards
U
تختهای که شامل درایو دیسک سخت است و نیز واسطهای مورد نیاز الکترونیکی که قابل ورود به سیستم هستند
plumb rule
U
ریسمان کار یا شاقولی که روی تختهای اویزان باشد تخته کار
hard
U
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است
harder
U
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است
hardest
U
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است
undwe the t. of
U
بعنوان
by way of
U
بعنوان
i had no idea he was going
U
که او میرود
he is going
U
میرود
the train runs without a stop
U
میرود
under cover of frind ship
U
بعنوان دوستی
preparatorily
U
بعنوان تهیه
under the plea of
U
بعنوان به بهانه
surcharge
U
بعنوان جریمه گرفتن
armlet
U
بازوبند
[بعنوان جواهر]
under the notion of
U
بعقیده بفکر بعنوان
surcharges
U
بعنوان جریمه گرفتن
co opt
U
بعنوان همقطار پذیرفتن
co-opts
U
بعنوان همقطار پذیرفتن
co-opting
U
بعنوان همقطار پذیرفتن
co option
U
پذیرفتن بعنوان همکار
patterns
U
بعنوان الگو بکاربردن
co-opted
U
بعنوان همقطار پذیرفتن
co optation
U
پذیرفتن بعنوان همکار
co-opt
U
بعنوان همقطار پذیرفتن
supervisory
U
بعنوان بررسی کننده
pattern
U
بعنوان الگو بکاربردن
the probability is
U
احتمال میرود
if he goes
U
اگر او میرود
it wont wash
U
اگرانرابشویندرنگش میرود
presumedly
U
احتمال میرود
Which line goes to ... ?
کدام خط به ... میرود؟
flagstone paving
U
سنگفرش صفحهای سنگفرش تختهای
panel
U
قاب تختهای قاب تزئینی
plate glass
U
شیشه سنگ شیشه تختهای
panels
U
قاب تختهای قاب تزئینی
You are ( most ) welcome . It is a mere nothing . It is not fit to drink .
U
قابل ندارد ( بعنوان تعارف )
Mountaineering . Mountain - climbing .
U
کوه نوردی ( بعنوان ورزش )
I pulled him by the ears.
U
گوشش را کشیدم ( بعنوان تنبیه )
sit-in
U
حضور درمحلی بعنوان اعتراض
marks
U
بعنوان سیگنال استفاده میکند
mark
U
بعنوان سیگنال استفاده میکند
sit in
U
حضور درمحلی بعنوان اعتراض
to present oneself
[as]
U
خود را اهداء کردن
[بعنوان]
sit-ins
U
حضور درمحلی بعنوان اعتراض
record as target
U
ثبت کردن بعنوان هدف
on the score of neglect
U
بعنوان غفلت ازاین بابت
to take something as a joke
U
چیزی را بعنوان شوخی گرفتن
parent
U
بعنوان والدین عمل کردن
tax incentive
U
مالیات بعنوان یک محرک اقتصادی
historicize
U
بعنوان تاریخ نشان دادن
bait fish
U
ماهی کوچک بعنوان طعمه
instance
U
بعنوان مثال ذکر کردن
instances
U
بعنوان مثال ذکر کردن
under the guize of
U
بعنوان به بهانه درهیئت درزی
as
U
بهمان اندازه بعنوان مثال
bleeders
U
کسی که خونش میرود
bleeder
U
کسی که خونش میرود
in all probability
U
احتمال کلی میرود
neck or nothing
U
یا سر میرود یا کلاه می اید
he was engagedon probation
U
بعنوان کاراموزی اورا استخدام کردند
for keeps
U
برای نگهداری همیشگی بعنوان یادگار
sand trap
U
قطعه زمین پر از ماسه بعنوان مانع
taskwork
U
کاری که بعنوان وفیفه انجام میشود
officiate
U
بعنوان داور مسابقات را اداره کردن
officiated
U
بعنوان داور مسابقات را اداره کردن
officiates
U
بعنوان داور مسابقات را اداره کردن
brushes
U
دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
officiating
U
بعنوان داور مسابقات را اداره کردن
to forfeit something
U
چیزی را بعنوان جریمه از دست دادن
to lose something
U
چیزی را بعنوان جریمه از دست دادن
to tutor
U
بعنوان معلم سرخانه کار کردن
brush
U
دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
moviegoer
U
کسی که اغلب به سینما میرود
the scale preponderates
U
کفه ترازو پایین میرود
it promisews to be easy
U
امید میرود اسان باشد
nightwalker
U
کسیکه شب در خواب راه میرود
he made a show of goung
U
چنان وانمودکردکه گویی میرود
grifter
U
فروشندهای که بهمراه سیرک میرود
night walker
U
کسیکه در خواب راه میرود
such goods will sell very high
U
اینگونه کالاهاخوب بفروش میرود
saltigrade
U
کارتنهای که باجست وخیزراه میرود
somnambulistic
U
کسیکه درخواب راه میرود
Where does this road lead to?
U
این جاده به کجا میرود؟
indiaman
U
کشتی ای که در بازرگانی باهندبکار میرود
churchgoers
U
کسی که مرتب به کلیسا میرود
churchgoer
U
کسی که مرتب به کلیسا میرود
cat burglar
<idiom>
U
دزدی که از دیوار بالا میرود
Does this train go to ... ?
آیا این قطار به ... میرود؟
apostrophes
U
که درموارد زیر بکار میرود
Which line goes to ... ?
کدام خط راه آهن به ... میرود؟
moviegoers
U
کسی که اغلب به سینما میرود
apostrophe
U
که درموارد زیر بکار میرود
where does this road lead to
U
این راه بکجا میرود
He has been exposed as a traitor.
U
هویت مخفی او
[مرد]
بعنوان خائن افشا شد.
to lose something
U
مال کسی را بعنوان جریمه ضبط کردن
to forfeit something
U
مال کسی را بعنوان جریمه ضبط کردن
To stipulate.
U
شرط کردن (بعنوان شرایط قرار دادن )
prototypes
U
اولین کالاهایی که بعنوان نمونه ساخته میشود
pattern
U
بعنوان نمونه یا سرمشق بکار رفتن نظیربودن
The letter is addressed to you .
U
نامه بعنوان شما نوشته شده است
tail group
U
مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
prototype
U
اولین کالاهایی که بعنوان نمونه ساخته میشود
patterns
U
بعنوان نمونه یا سرمشق بکار رفتن نظیربودن
bucktail
U
نوعی حشره بعنوان طعمه ماهیگیری در زیر اب
When is the bus to Pimlico?
U
چه وقت اتوبوس به شهر پیملیکو میرود؟
fuller's earth
U
خاکی که درصافی اب وغیره بکار میرود
it may be presumed that
U
احتمال قوی میرود که میتوان فرض که
chaperons
U
شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
lampron
U
چراغ فیتلهای که درچراغانی بکار میرود
chaperones
U
شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
lakh
U
سدهزار در شممردن روییه بکار میرود
chaperone
U
شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
Which bus goes to the town centre?
U
کدام اتوبوس به مرکز شهر میرود؟
playgoer
U
ادمی که قالبا بنمایش میرود نمایشرو
weekender
U
کسیکه به تعطیل اخر هفته میرود
studs
U
زائدهائی که در میلههای گرد بکار میرود
chaperon
U
شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
day-tripper
U
کسی که به سفر تفریحی یکروزه میرود
companion hatchway
U
راهی که ازعرشه باطاق کشتی میرود
companion ladder
U
نردبانی که ازعرشه باطاق کشتی میرود
day-trippers
U
کسی که به سفر تفریحی یکروزه میرود
She will only date you if you ...
U
او
[زن]
فقط به شرطی با تو میرود بیرون اگر تو...
pneumatometer
U
الت سنجش هوایی که در یک دم به شش فرو میرود
write
U
بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
May I use your name as a reference?
U
اجازه میدهید شما را بعنوان توصیه کننده بگویم؟
May I use your name as a reference?
U
اجازه میدهید شما را بعنوان معرف ذکر بکنم؟
Pickles are often eaten as a relish .
U
خیار شور درا اغلب بعنوان مزه می خورند
. Why,what was the harm?
U
چرا اینکه دیگر ایرادی نداشت؟ ( بعنوان اعتراض )
lupulin
U
خاکه تلخه که بعنوان داروی مسکن استعمال میشود
queen of
U
دختری که در بازیهای روزیکم می بعنوان ملکه برگزیده میشود
sprag
U
قطعه چوب یا الواری که بعنوان شمع درمعدن بکارمیرود
treasury stock
U
سهم منتشره شرکت که بعنوان سرمایه منظور میگردد
bags
U
قطعه برزنت چهارگوش وصل به زمین بعنوان پایگاه
bugs
U
نوعی حشره مصنوعی بعنوان طعمه ماهیگیری روی اب
bugging
U
نوعی حشره مصنوعی بعنوان طعمه ماهیگیری روی اب
eryngo
U
ریشه شقاقل که بعنوان مقوی باء مصرف میشود
writes
U
بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
head hunt
U
بریدن سردشمن وبردن ان بعنوان غنیمت ونشانه پیروزی
bug
U
نوعی حشره مصنوعی بعنوان طعمه ماهیگیری روی اب
bag
U
قطعه برزنت چهارگوش وصل به زمین بعنوان پایگاه
parotid duct
U
لولهای که از غده بنا گوشی بدهان میرود
gatecrasher
U
کسیکه به محفلی که در آن دعوت نشده است میرود
gatecrashers
U
کسیکه به محفلی که در آن دعوت نشده است میرود
dacoit
U
راهزن سلاحدارهندی یابرمهای که بادسته راهزنان میرود
shirt-tail
U
بخشی از پیراهن مردانه که زیر شلوار میرود
shirt-tails
U
بخشی از پیراهن مردانه که زیر شلوار میرود
fucus
U
رنگی که برای زیبایی پوست بکار میرود
deliver the goods
<idiom>
U
موفق درانجام کاری که خوب انتظار میرود
toddy
U
شیره خرما که در ساختن عرق خرمابکار میرود
toddies
U
شیره خرما که در ساختن عرق خرمابکار میرود
blacktop
U
موادی که برای اسفالت خیابان بکار میرود
bathometer
U
دستگاهی که برای تعیین عمق اب بکار میرود
boring tubes
U
لوله هایی که برای حفاری بکار میرود
he walks as if he were drunk
U
چنان راه میرود که گویی مست است
baby siphon
U
سیفون کمکی که در هوابند ابی بکار میرود
wisha
U
برای بیان تعجب فراوان بکار میرود
breaking point
U
سرحدی که پس از آن شخص اختیاراز دست میدهد و یا از جا در میرود
crosse
U
چوگان پهنی که دربازی گلف بکار میرود
sneakers
U
کسی که دزدکی راه میرود کفش کتانی
sneaker
U
کسی که دزدکی راه میرود کفش کتانی
bay leaf
U
برگ خشک برگبو که دراشپزی بکار میرود
aperitif
U
نوشابهء الکلی که بعنوان محرک اشتها قبل از غذامی نوشند
designated hitter
U
بازیگر تعیین شده بعنوان توپزن بجای توپ انداز
paragons
U
رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
head
U
طول سر اسب بعنوان مقیاس فاصله برنده از نفر بعد
fumigant
U
ماده فراری که بعنوان ضدعفونی برای دفع افات بکارمیرود
paragon
U
رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
May I use your name as a reference?
U
اجازه میدهید شما را بعنوان سفارش کننده نام ببرم؟
balbriggan
U
یکنوع پارچهء نخی که برای زیرپوش بکار میرود
inoculum
U
مادهای که برای مایه کوبی وتلقیح بکار میرود
man a bout town
U
ادم بیکاری که همیشه به باشگاه و نمایشگاههای شهر میرود
jacana
U
پرنده پا دراز و پنجه بزرگ مکزیکی که در اب راه میرود
hypodermic syringe
U
کوچکی که برای تزریقات تحت جلدی بکار میرود
aquaplane
U
قطعهء چوبی که برای اسکی ابی بکار میرود
gasogene
U
مادهای که برای ساختن اب گاز دار بکار میرود
nuggar
U
بکجور کرجی بزرگ که دررودخانه نیل بکار میرود
propety man
U
متصدی اثاثیهای که در روی صفحه نمایش بکار میرود
mudflat
U
زمین صاف گلی که هنگام برکشند زیر آب میرود
mudflats
U
زمین صاف گلی که هنگام برکشند زیر آب میرود
aniseed
U
تخم بادیان رومی که بصورت ادویه بکار میرود
property master
U
متصدی اثاثیهای که در روی صفحه نمایش بکار میرود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com