English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
system analysis U تحلیل سیستم
systems analysis U تحلیل سیستم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
system analyst U تحلیل گر سیستم
systems analyst U تحلیل گر سیستم
systems analysis U تحلیل سیستم ها
systems analyzer U تحلیل گر سیستم
Other Matches
crash conversion U تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
cost benefit analysis U تجزیه و تحلیل سود و زیان تحلیل هزینه و سود
market socialism U سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
runs U اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
run U اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
blessed folder U در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
sysgen U فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
peripheral U که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
integrated U نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
analysis staff U ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
crater analysis U تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
standby U سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys U سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
policonic projection U سیستم تصویر چند مخروطی سیستم تهیه نقشه چندمخروطی
coupling U نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
desk accessory U در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
bifuel propulsion U سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی
native U کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
design phase U فرایند توسعه یک سیستم اطلاعاتی براساس نیازمندیهای سیستم از قبل تاسیس شده
chcp U در سیستم عاملهای OS \ MS DOS دستور سیستم که صفحه کد مورد استفاده را بیان میکند
download U فرایند انتقال اطلاعات از یک سیستم کامیپوتر مرکزی بزرگ به سیستم کامپیوترکوچک و دور
natives U کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
diabatic process U پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
ES IS U سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان
demands U نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demanded U نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demand U نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
tar U سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
three phase four wire system U سیستم سه فازه باسیم نقطه ستاره سیستم چهارسیمه
standbys U سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
system diagnostics U امکانات عیب شناسی سیستم تشخیص خرابی سیستم
automatic levelling U سیستم متعادل کننده خودکارهواپیما سیستم ترازکننده خودکار
standby U سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
building block principle U طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity
mttf U متوسط مدت زمانی که در ان سیستم یا مولفه سیستم بدون خطا کار کندFailure To Time ean
bridge U سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridges U سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridged U سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
off load U انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی
desktop U در یک سیستم Apple Macitoshفایل سیستم برای ذخیره سازی اطلاعات در باره فایلهای روی دیسک یا حجم
failure U بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
failures U بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
lambert projection U سیستم لامبر یا سیستم نقشه برداری مخروطی
warm boot U شروع مجدد سیستم که معمولاگ سیستم عامل را هرباره بارمیکند ولی دیگر سخت افزار را بررسی نمیکند
expansion card U کارتی که به منظور نصب تراشه یا مدار اضافی به یک سیستم افزوده میشود تا این که قابلیت سیستم توسعه یابد
link encryption U خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
slices U مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slice U مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
open U 1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
opens U 1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
teleran system U نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
opened U 1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
designation system U سیستم تعیین وسایل سیستم انتخاب
system flowchart U نمودار گردش سیستم روندنمای سیستم
masters U ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
mastered U ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
master U ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
comsumption U تحلیل
erosion U تحلیل
resolution U تحلیل
resolutions U تحلیل
analysis U تحلیل
analyzer U تحلیل گر
analyst U تحلیل گر
corrosion U تحلیل
analysts U تحلیل گر
marasmic U تحلیل رو
absorbency U تحلیل
compatibility U پنجره یا بخشی در سیستم عامل که برنامه هایی را که برای سیستم عاملهای متفاورت ولی مربوط به هم نوشته شده اند را میتواند اجرا کند
fiddle away U تحلیل بردن
narcoanalysis U تحلیل تخدیری
dwindle U تحلیل رفتن
dwindled U تحلیل رفتن
eat U تحلیل رفتن
assimilating U تحلیل رفتن
assimilates U تحلیل رفتن
assimilated U تحلیل رفتن
eats U تحلیل رفتن
assimilate U تحلیل رفتن
incide U تحلیل بردنlooper
fault analysis U تحلیل عیب
path analysis U تحلیل مسیر
dwindles U تحلیل رفتن
dwindling U تحلیل رفتن
consumes U تحلیل رفتن
atrophied U تحلیل رفتن
atrophies U تحلیل رفتن
atrophy U تحلیل رفتن
atrophying U تحلیل رفتن
group analysis U تحلیل گروه
existential analysis U تحلیل وجودی
handwriting analysis U تحلیل دستخط
consumed U تحلیل رفتن
consume U تحلیل رفتن
undermine U تحلیل بردن
undermined U تحلیل بردن
undermines U تحلیل بردن
data analysis U تحلیل داده ها
frequency analysis U تحلیل بسامدی
daseinanalyse U تحلیل وجودی
operation analysis U تحلیل عملکرد
hypnoanalysis U تحلیل هیپنوتیسمی
criterion analysis U تحلیل ملاک
analysed U تحلیل کردن
resolutive U تحلیل برنده
sales analysis U تحلیل فروش
stability analysis U تحلیل ثبات
die down U تحلیل رفتن
economic analysis U تحلیل اقتصادی
analysis U تجزیه و تحلیل
static analysis U تحلیل ایستا
static analysis U تحلیل استاتیک
statistical analysis U تحلیل اماری
research and analysis U تجزیه و تحلیل
regression analysis U تحلیل برگشت
regression analysis U تحلیل رگرسیون
analyse U تحلیل کردن
analyses U تحلیل کردن
analysing U تحلیل کردن
analyzed U تحلیل کردن
analyzes U تحلیل کردن
analyzing U تحلیل کردن
emaciate U تحلیل رفتن
ego analysis U تحلیل خود
strode analysis U تحلیل ضربهای
dynamic analysis U تحلیل دینامیک
dynamic analysis U تحلیل پویا
profile analysis U تحلیل نیمرخ
probability analysis U تحلیل احتمالات
indifference analysis U تحلیل بی تفاوتی
item analysis U تحلیل پرسش
graphic analysis U تحلیل نگارهای
incorrodible U غیرقابل تحلیل
depth analysis U تحلیل عمقی
job analysis U تحلیل شغلی
income analysis U تحلیل درامد
prosternation U تحلیل نیرو
direct analysis U تحلیل رهنمودی
purchasing analyst U تحلیل گر خرید
network analysis U تحلیل شبکه
syntactical analysis U تحلیل نحوی
syntactical analysis U تحلیل ترکیبی
analysis U تحلیل کاوش
quantitative analysis U تحلیل مقداری
system analysis U تحلیل سازگان
quantitative analysis U تحلیل کمی
analysis U تحلیل جداگری
qualitative analysis U تحلیل کیفی
factor analysis U تحلیل عاملی
character analysis U تحلیل منش
motion analysis U تحلیل حرکات
analysand U تحلیل شونده
task analysis U تحلیل تکلیف
consumptives U تحلیل رفته
consumptible U تحلیل رفتنی
analitics U علم تحلیل
exhausted U تحلیل رفته
stubs U تحلیل بردن
benefit cost analysis U تحلیل فایده
stubbing U تحلیل بردن
variance analysis U تحلیل واریانس
analyzer U تحلیل کننده
lexical analysis U تحلیل لغوی
lithotripsy U خردسازی یا تحلیل
two way analysis U تحلیل دو عاملی
analysis of variance U تحلیل پراکنش
erosion U تحلیل تدریجی
trend analysis U تحلیل روند
muscular dystrophy U تحلیل عضلانی
analysis of variance U تحلیل واریانس
cluster analysis U تحلیل خوشهای
transactional analysis U تحلیل تبادلی
case analysis U تحلیل مورد
analysis of covariance U تحلیل هم پراکنش
value analysis U تحلیل ارزش
active analysis U تحلیل فعال
logic analysis U تحلیل منطقی
solvency U تحلیل بردنی
pulled U تحلیل رفته
wearing U تحلیل برنده
mental analysis U تحلیل ذهنی
blind analysis U تحلیل بی نام
stub U تحلیل بردن
consumptive U تحلیل رفته
lysis U تحلیل کافتن
corrodible U تحلیل رفتنی
marginal analysis U تحلیل نهائی
activity analysis U تحلیل فعالیت
psychoanalysis U تحلیل روانی
vector analysis U تحلیل برداری
stubbed U تحلیل بردن
content analysis U تحلیل محتوا
technical analysis U تجزیه و تحلیل تکنیکی
multi variate analysis U تحلیل چند متغیره
muscular dystrophy U تحلیل وفاسد عضلانی
wear off U تدریجا تحلیل رفتن
resoluble U تحلیل رفتنی حل شدنی
differential analyzer U تحلیل کننده تفاضلی
job analysis U تجزیه و تحلیل شغل
x ray analysis U تحلیل پرتو ایکس
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com